آمریکا و روسیه، رقابت و منازعه

نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، گروه مطالعات منطقه‌ای

2 دانشجوی کارشناسی ارشد مطا لعات اروپا دانشگاه تهران

3 دانشجوی ارشد رشته روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی

چکیده

چکیده
با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، تصور می­شد رقابت میان این دو ابرقدرت به پایان رسیده است و تضاد و رقابت جای خود را به همکاری خواهد داد،اما پس از مدتی این خوش بینی ازصحنه بین­ المللی رخت بر بست و دوران جدیدی از رویارویی میان این دو کشور آغاز شد. این تقابل و رویارویی اگر چه همانند گذشته نبود، ولی از شکل­گیری منازعه و رقابت  جدیدی در روابط دو کشور حکایت می­کرد. رقابت و منازعه جدید را می­توان در زمینه موضوعاتی همچون همسایگان روسیه (آسیای مرکزی و قفقاز) ،دفاع موشکی وکنترل تسلیحات و ایران ملاحظه کرد. این مقاله به دنبال توضیح جنگ سرد جدید بر مبنای موضوعات مذکور است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Russia and the United States, Competition and Conflict

نویسندگان [English]

  • Davood Aghaee 1
  • Alireza Samoodi 2
  • Mehdi Mosavi 3
1 Department Of Political Science, Tehran University
2 Masters student Europe Studies of Tehran University
3 MSc student Allameh Tabatabai University international relations
چکیده [English]

Abstract
After the disintegration of the Soviet Union, many scholars thought that the Russian-American confrontation had ended and it would be replaced with cooperation. However, after a short period this optimism gradually faded out and a new period of conflict emerged. Although the new confrontation was not as sever as the previous one, but it implied a new competition in Russian-American bilateral ties. The new conflict and competition could be seen in several areas such as Russian Neighbors (Central Asian Countries & Caucausus), Missile Defense System and Arms Control and Iran as well. In this article, we are going to explain the new competition based on the above mentioned issues.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Keywords: the United States
  • Russia
  • Iran
  • Neighbors
  • Arms Control
  • Missile Defense System

 

آمریکا و روسیه، رقابت و منازعه

دکتر سید داود آقایی*

علیرضا ثمودی**

سید مهدی موسوی***



* استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، گروه مطالعات منطقه­ای، دانشگاه تهران، ایران

** دانشجوی کارشناسی ارشد مطا لعات اروپا دانشگاه تهران

*** دانشجوی ارشد رشته روابط بین­الملل دانشگاه علامه طباطبایی

مقدمه

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی این ذهنیت را ایجاد کرد که رقابت بین آمریکا و روسیه پایان یافته و دوران جدیدی از همکاری بین این دو شروع شده است،اما شرایط حاکم بر روابط روسیه و آمریکا این سوال را به ذهن متبادر می­کند که با استناد به چه شواهدی می­توان روابط بین این دو کشور را منازعه و رقابت جدید نامید؟ فرضیه این مقاله اگر چه وقوع جنگ سرد با شدت و حدت گذشته را نمی­پذیرد، اما از نوعی منازعه و رقابت جدیدی حکایت دارد که با فاصله گرفتن از سال 1991 بیشتر بر روابط بین دو کشور طنین انداز می­شود.

روابط بین­الملل در شرایط کنونی حاکی از تداوم شرایط آنارشیک (فقدان اقتدار مرکزی)  است. آنچه در شرایط آنارشیک بسیار با اهمیت تلقی می­شود، بقای دولتها است،به­همین جهت دولت­ها امنیت را امری حیاتی دانسته و از تمام ابزارها برای دست­یابی به این کالای عمومی بهره می­برند(Waltz،2008،p56).در این شرایط دولتهایی از قابلیت و کارایی برخوردارند که توانمندی بالایی در حفظ و بقاء خود داشته باشند. بنابر منطق نوواقعگرایی، دولتها مهمترین بازیگران عرصه روابط بین­الملل هستند. اگر چه بازیگران دیگری نیز در این عرصه ظهور کرده­اند، ولی آنها همچنان زیر سایه دولتها حرکت می­کنند. وقوع حوادث تروریستی 11 سپتامبر  2001  نیز موجب اهمیت یافتن مجدد دولتها شده است.

در این فرایند دولتهایی تاثیرگذارند که از قدرت بیشتری نسبت به بقیه برخوردار باشند. در اندیشه  نوواقعگرایی قدرتهای بزرگ متغیر بنیادین تلقی می­شوند و نوع روابط بین آنها موجب  به وجود آمدن ساختاری می­شود که این ساختار قاعده ساز و هنجار آفرین است(Littlt،2007). در این ساختار زمانی که یک کشور قدرتمند به دنبال کسب موقعیت هژمونیک[1] و برتری باشد، سایرقدرتها نسبت به این امر واکنش نشان می­دهند(Ibid). این امر در مورد روابط آمریکا و روسیه نیز صدق می­کند. هر دو کشور به دنبال تامین امنیت برای اعتلای موقعیت خود می­باشند، به­خصوص روسیه که پس از فروپاشی شوروی به­شدت بدنبال امنیت برای حفظ بقا و موجودیت خود می­باشد. اگر چه روسیه و سایر قدرتها از قابلیت موازنه­سازی در قبال آمریکا برخوردار نیستند، اما از تمام ابزارها برای مقابله با یکجانبه­گرایی این کشورها بهره می­برند. به­عنوان نمونه، روسیه و چین با تاسیس سازمان همکاری شانگهای[2] در واقع به­دنبال ایجاد موازنه امنیتی با آمریکا بودند. از آنجا که روسیه به عنوان وارث یک ابر قدرت موازنه­گر در برابرآمریکا بود، بنابراین از تمام ابزارها و امکانات خود در راستای بازیابی قدرت و جایگاه گذشته­اش بهره می­برد. همین هدف موجب شروع دور جدیدی از رویارویی و رقابت بین روسیه و ایالات متحده شده است که می­توان این واقعیت را در اظهارات و واکنشهای مقامات دو طرف و حوادث مختلف مشاهده کرد. جان میرشایمر[3] در کتاب “تراژدی سیاست قدرتهای بزرگ” می­گوید: « رهبران معاصر روسیه از درون چارچوب سیاست قدرت به جهان می­نگرند» و در ادامه در مورد راهبرد آمریکا به نقل از اسناد پنتاگون می­نویسد: «اولین هدف ما این است که از حضور مجدد یک رقیب جدید که تهدیدی برای ما مشابه آنچه شوروی در گذشته بود، جلوگیری کنیم. اکنون راهبرد ما باید بر پیشگیری از پیدایش هر گونه رقیب جهانی بالقوه در آینده متمرکز شود»(میرشایمر،1388،صص408-409).

موضوعاتی که این مقاله به دنبال توضیح و تبیین آنهاست نیز در چارچوب این رقابت و رویارویی قرار می­گیرند. این موضوعات نشان می­دهند که نوعی جنگ سرد جدید به صورت پنهانی و جدی در جریان است، هر چند همکاریهایی نیز بین دوکشور در برخی حوزه­ها شکل می­گیرد. روسیه و تا حدودی آمریکا در شرایط کنونی دغدغه فراوانی نسبت به حفظ امنیت حتی در داخل مرزهای خود دارند. این مسایل بیانگر آن است که روابط بین قدرت­های بزرگ هنوز در روابط بین­الملل تعیین کننده بوده واگر چه نسبت به گذشته تعدیل یافته، اما این روابط همچنان قاعده ساز و هنجار آفرین است و نمی­توان آن را نادیده گرفت و البته هنوز جایگزینی نیز برای این روابط پیدا نشده است. میرشایمر در این باره می­نویسد: «این ادعا که پایان یافتن جنگ سرد تحول اساسی در ساختار نظام بوجود آورده، در نهایت قانع کننده به نظر نمی­رسد. در مقابل، آنارشی بین­المللی همچنان تداوم دارد واین بدان معناست که در دهه گذشته تغییرات قابل توجهی در رفتار قدرتهای بزرگ به وجود نیامده است.»(میرشایمر،پیشین،ص394)

در این مقاله موضوعاتی همچون همسایگان روسیه، دفاع موشکی و کنترل تسلیحات و ایران به صورت جداگانه و در بازه زمانی پس از حملات 11سپتامبر 2001 تا سپتامبر 2010 مورد بررسی قرار خواهند گرفت. البته تمرکز اصلی بر دوران ریاست جمهوری باراک اوباما[4] و دیمیتری مدودف[5] روسای جمهور ایالات متحده و روسیه خواهد بود. 

همسایگان

یکی از موارد رویارویی و رقابت، به تلاش روسیه و آمریکا در گسترش نفوذ خود در آسیای مرکزی و قفقاز  باز می­گردد. این مناطق سابقا حوزه نفوذ شوروی بوده و در حال حاضر نیز روسیه چنین ادعایی را نسبت به این منطقه دارد. بنابراین، روسیه همانند گذشته بازی در حوزه مذکور را بر مبنای حاصل جمع جبری صفر می­داند. این منطقه حوزه امنیتی روسیه است و به ­باور مقامات روسی هرگونه نفوذ و دخالت در آن، امنیت و بقای روسیه را مورد تهدید قرار می­دهد. فروپاشی شوروی و مشکلات داخلی روسیه به کاهش توجه این کشور به منطقه مذکور منتهی شد و همین امر سایر کشورها به­ویژه آمریکا را به گسترش نفوذ در این منطقه ترغیب کرد. اما سوالی که در این رابطه مطرح می­شود اینست که چرا کشورهای مذکور به دنبال گسترش حوزه نفوذ خود در این منطقه هستند؟ آسیای مرکزی و منطقه قفقاز از نظر منابع انرژی وخطوط انتقال آن، گسترش ناتو، پایگاههای نظامی(ژئواستراتژیک)  و برخی موارد دیگر از اهمیت فراوانی برخوردار است. موارد فوق آمریکا و روسیه را به رقابتی تازه در این منطقه سوق داده است. از یک سو روسیه دارای ادعای سنتی نسبت به این منطقه است و نگران امنیت و بقای خود می­باشد و از سوی دیگر آمریکا به دنبال دستیابی به اهداف خاص خود – به خصوص تسلط بر هارتلند – و تضعیف روسیه است. کشورهای حوزه آسیای مرکزی و قفقاز در این رقابت و رویارویی به دو دسته تقسیم می­شوند. برخی از این کشورها همچنان موقعیت سنتی روسیه را پذیرفته و از روابط خوبی با این کشور برخوردارند. کشورهایی همچون قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان و ارمنستان در زمره این کشورها قرار می­گیرند. دسته دوم شامل کشورهایی نظیر استونی، لیتوانی (اعضای ناتو از سال 2004) ، گرجستان و اوکراین و آذربایجان  هستند(واعظی،1384،صص100-117). کشورهای گروه دوم به واسطه دیدگاه منفی نسبت به روسیه – به واسطه علایق روسیه مبنی برتسلط وکنترل برآنها همانند شوروی سابق – به گسترش روابط با غرب و به خصوص ایالات متحده تمایل دارند. همین امر نیز به شکل­گیری انقلابهای رنگی در گرجستان (زرد 2003) ، اوکراین (نارنجی 2004)  وقرقیزستان (2005)  با حمایت کشورهای غربی به خصوص آمریکا منجر شد. این دوگانگی آمریکا و روسیه را به ادامه رقابت در این منطقه بیش ازگذشته ترغیب می­کند. البته اگر چنانچه این دوگانگی را به گسترش ناتو دراین منطقه پیوند بزنیم بهتر می­توان به ماهیت این معادلات پی­برد. مساله گسترش ناتو به شرق یکی از دغدغه­های مهم سیاست خارجی روسیه درحیات خلوت این کشور محسوب می­شود. این منطقه حدفاصل خطوط مرزی شوروی و آمریکا درزمان جنگ سرد بود. در واقع می­توان گفت تسلط بر حوزه دریای سیاه که درنزدیکی منطقه مذکور قرار دارد از دغدغه­های مهم هردو کشور محسوب می­شود. به همین جهت آمریکا پس از فروپاشی شوروی درصدد گسترش نفوذ خود در منطقه مذکور برآمد. غرب در ابتدا تعدادی از کشورهای این منطقه را درچارچوب برخی همکاریها مثل سازمان امنیت و همکاری اروپا[6] و اتحادیه گوام با خود همراه ساخت (واعظی،1388،صص128- 130). امروزه برخی از این کشورها به ناتو پیوسته­اند و برخی دیگرمثل اوکراین و گرجستان درخواست عضویت در ناتو را مطرح کرده­اند،اما این تصمیم با مخالفت سرسختانه مسکو مواجه شده است. علت این مساله را علاوه بر مخالفتهای معمول مسکو با گسترش ناتو، دربرخی مسایل دیگر نیزباید جستجو کرد. کشورهای اوکراین، گرجستان و قرقیزستان دارای مرزهای مشترک با روسیه هستند و حضور این کشورها در ناتو این سازمان را به نزدیکی مرزهای روسیه خواهند رساند و این امر تهدیدی جدی برای بقا و امنیت ملی روسیه محسوب می­شود. روسیه نیز این موضوع را خط قرمز سیاست خارجی خود اعلام کرده است. برخی کارشناسان براین باورند که روسیه جنگ گرجستان را برای مقابله با گسترش ناتو انجام داده و در ارسال این پیام به غرب تا حدود بسیار زیادی موفق عملکرده است (Karen،2003).

مقامات آمریکا طی دیدارهای اخیرخود ازآسیای مرکزی وقفقاز، همواره ازتلاشهای روسیه برای بازگشت به دوران گذشته خود انتقاد کرده­اند. هیلاری کلینتون[7] وزیر خارجه ایالات متحده در سفری که در سال 2010به منطقه انجام داد، با تکرار مواضع گذشته آمریکا در مورد گسترش ناتو و مخالفت با حوزه نفوذ روسیه در دیدار با  میخاییل ساکوشویلی[8] رییس جمهور گرجستان اعلام کرد:  «درهای ناتو همچنان برای عضویت  گرجستان و اوکراین  بازاست » (Associated Press،2010). در پی وقوع جنگ سه سال پیش روسیه و گرجستان، روابط آمریکا و روسیه تا حدودی به سردی گرایید. وزیر امور خارجه آمریکا همچنین روسیه را مقصراصلی شکست توافق سه سال گذشته -که با میانجیگری نیکولا سارکوزی رئیس جمهور فرانسه شکل گرفت- دانسته و خواستار پایان اشغال بخشهایی از گرجستان و بازگشت نیروی نظامی روسیه به پایگاههای خود شد. وی همچنین در ادامه اعلام کرد: «آمریکا به حاکمیت و یکپارچگی قلمرو گرجستان متعهد است و حوزه نفوذ روسیه را به رسمیت نمی­شناسد». باراک اوباما رییس جمهور ایالات متحده نیز در جولای 2009 با عدم پذیرش حوزه نفوذ روسیه اظهار داشت: " که یک قدرت بزرگ قدرتش را از طریق تسلط و کنترل بر دیگر کشورها نشان نمی­دهد. دوره­ای که امپراتوریها با کشورهای دارای حاکمیت به عنوان مهره­های برروی صفحه شطرنج رفتار می­کردند،پایان یافته است. بازی قدرت دیگر برمبنای حاصل جمع جبری صفر نیست و پیشرفت و توسعه باید ازطریق تقسیم وظایف صورت بگیرد". جو بایدن[9] معاون باراک اوباما نیز دوهفته پس از سفر رییس جمهور آمریکا به مسکو بار دیگر بر حمایت  مقامات این کشور از عضویت گرجستان و اوکراین در اتحادیه اروپا تاکید کرد(Whitehouse Publication،2009). در مقابل،مقامات روسیه هم به شیوه­های مختلف نسبت به این امر واکنش نشان داده­اند. دیمیتری مدودوف رییس جمهور روسیه در همین ارتباط اعلام کرده است: «روسیه دارای امتیازاتی خاص درگرجستان و سایرکشورهای آسیای مرکزی و قفقازاست» (Carpenter،2009). ولادیمیر پوتین نیز با انتقاد ازسخنان مقامات آمریکا اظهار داشت:  «کشورهای منطقه  نباید به دنبال راه حلهای بیرونی باشند و شرایط ایجاب می­کند گفتگو بدون حضور طرف ثالث انجام شود » (DailyTelegraph،2010).

از دیگر اقدامات رهبران روسیه برای مقابله با نفوذ آمریکا تاسیس سازمان همکاری شانگهای در سال 2001 می­باشد. شانگهای سازمانی امنیتی با عضویت چین،روسیه و برخی کشورهای آسیای مرکزی وقفقاز است که علاوه برگسترش همکاری های امنیتی – نظامی بین اعضای آن، به­دنبال مقابله با یکجانبه­گرایی آمریکا و توسعه ناتو در این منطقه نیز می­باشد.ازجمله سیاستهای روسیه برای مقابله با نفوذ و حضور آمریکا همکاری با کشورهای قدرتمند مخالف آمریکاست. همکاری میان اعضای این سازمان در چند سال گذشته از روندی صعودی برخوردار بوده است. سازمان شانگهای تا حدودی توانسته با گسترش ناتو مقابله کند،هر چند باید به این امراذعان کرد که این سازمان به­لحاظ امنیتی به­هیچ عنوان با سازمان ناتو قابل مقایسه نیست و هنوز در ابتدای مسیر تکامل و پیشرفت است. از جمله اهداف سازمان همکاری شانگهای تعطیلی پایگاههای نظامی خارجی (به­طور مشخص آمریکا)  در خاک کشورهای عضو این سازمان است. نکته جالب توجه اینست که اعضای  سازمان همکاری شانگهای  با حضورآمریکا به عنوان عضو ناظر در این سازمان مخالفت کردند (Carpenter،2005). والتز در همین ارتباط می­گوید: « توسعه ناتو از چارچوبی منطقی برخوردار است که چندان از طریق روندهای همکاری جویانه قابل مهار نیست. صنایع تسلیحاتی آمریکا که در صدد تصاحب سهمی از بازار اعضای جدید ناتو هستند، در لابی های خود با شدت هر چه تمام در صدد تحقق این اهداف هستند» (..(Waltz.2008.P،78

گسترش ناتو با ایجاد پایگاههای نظامی در آسیای مرکزی و قفقاز رابطه نزدیکی دارد. این منطقه سابقا حوزه نفوذ شوروی بوده و در آن دوران، آمریکا هیچگونه حضور فیزیکی در این منطقه نداشت. روسیه به عنوان کشور  میراث­دار شوروی این حق را برای خود قائل است که همچنان در این منطقه حضور نظامی پر رنگی داشته باشد. روسیه در ابتدا به علت مشکلات داخلی وضعف به این مساله توجه چندانی نداشت و به­همین جهت،آمریکا تلاش خود را در راستای تقویت حضور نظامی در این منطقه متمرکز کرد. بعد دیگر حضور آمریکا به صورت مستقیم یا ایجاد پایگاه نظامی همراه است، آمریکا در حال حاضر در گرجستان و قرقیزستان حضور مستقیم نظامی دارد. پایگاه ماناس در قرقیزستان یکی از پایگاههایی است که آمریکا در آن نیروی نظامی دارد و اخیرا نیز با پرداخت مبلغ قابل توجهی حضور خود در این پایگاه را تمدید کرد. این پایگاه از لحاظ کمک رسانی نظامی و راهبردی برای استمرار جنگ در افغانستان حیاتی تلقی می­شود، این قرارداد در دوران حکومت باقیف تمدید شد (Cohen،2010).

روسیه نیز در واکنش به تحرکات آمریکا و  با هدف کنترل توسعه طلبی آمریکا دست به اقدامات متقابلی زده است. در حال حاضر روسیه در اکثر کشورهای این منطقه حضور نظامی دارد و درصدد تقویت حضور خود است. روسیه نیز همانند آمریکا در قرقیزستان دارای پایگاه نظامی است و حتی تلاش زیادی برای عدم تمدید قرار داد پایگاه ماناس انجام داد و در این راستا فشار زیادی را بر باقیف تحمیل کرد. همچنین روسیه اخیرا اعلام کرد که پایگاههای ضد هوایی خود در کشورهای ازبکستان، ارمنستان،قرقیزستان و قزاقستان را فعال کرده است. حتی گزارش بررسی وضعیت هسته­ای آمریکا در سال 2010 اعلام می­کند که روسیه همچنان تعداد قابل توجهی از تسلیحات هسته­ای غیر راهبردی خود را در مرزهای چند کشور عضو مستقر کرده است (USNPRR.2010).

یکی از آخرین اقدامات روسیه در این رابطه تمدید قرارداد حضور نیروهای خود در بندر سواستوپل اوکراین در 27 آوریل 2010تا پایان سال 2042 است. این قرار داد برای اولین بار در سال 1997 با اوکراین منعقد شده بود. در دوران ریاست جمهوری ویکتور یوشچنکو[10] وی تمایل زیادی برای پایان بخشیدن به این قرارداد داشت، ولی با تغییر وتحولات اخیر در اوکراین و روی کار آمدن یانوکویچ[11] رئیس جمهور متمایل به روسیه این قرارداد بار دیگر تمدید شد. حضور نظامی آمریکا در کشورهای همجوار روسیه، این کشور را به سمت کنترل ومحدود ساختن حضور آمریکا وادار ساخته است. شکل­گیری انقلابهای رنگین در این منطقه نیز رابطه مستقیمی با حضور ایالت متحده دارد. تحولات شکل گرفته در سالهای اخیر در اوکراین، قرقیزستان و گرجستان همگی نمونه هایی از رقابت روسیه و ایالات متحده در این منطقه است. در اواسط سال 2010 نیز اوتابایف در قرقیزستان و یانوکوویچ در اوکراین که هر دو گرایشی روسی دارند به مقام ریاست جمهوری رسیده­اند (Ria Novosti،2010).

یکی دیگر از مسایل مهم و تاثیرگذار بر روابط دو کشور، مساله انرژی و خطوط انتقال آن در آسیای مرکزی و قفقاز است، این حوزه به­دلیل برخورداری از منابع انرژی مورد توجه بسیاری از کشورها قرار گرفته است. روسیه بدنبال حضور در طرحهای انرژی کشورهای این منطقه و عبور خطوط انتقال انرژی از مسیر سنتی خود است. در مقابل،آمریکا به دنبال تسلط بر منابع انرژی حوزه مذکور و عبور این خطوط از مسیرهایی غیر از ایران و روسیه است،این امر در طرح های انتقال انرژی(از جمله طرحهایی همچون باکو- تفلیس-جیحان و طرح ناباکو از ترکیه به اروپا)  بسیار واضح و روشن است. البته به این موضوع هم باید اشاره کرد که کشورهای این حوزه نیز علاقه فراوانی به ایده غرب در مورد عدم عبور خطوط لوله از مسیر سنتی روسیه دارند، دلیل آنهم تمایل این کشورها برای خروج از سیطره و نفوذ سنتی این کشور است. هدف اصلی آمریکا در این زمینه نیز تضعیف موقعیت روسیه و ایران است. روسیه هم به دفعات برای مقابله با این راهبرد آمریکا گاز صادراتی خود را به اوکراین و اروپا قطع کرده است.از سوی دیگرآمریکا نیز بارها نسبت به وابستگی اروپا به انرژی روسیه اظهار نگرانی کرده است آنهم به این خاطر که انرژی یکی از اهرمهایی است که روسیه با اتکا به آن توانسته موقعیت خود را بازیابد، به خصوص آنکه قیمت بالای انرژی منابع کافی ر ا برای روسیه در تجدید ساختار داخلی خود فراهم کرده وحتی در ارتقای جایگاه بین­المللی روسیه نیز بسیار تاثیرگذار بوده است. روسیه برای مقابله با ترفند آمریکا مساله انتقال مستقیم انرژی به اروپا از طریق دریای بالتیک را مطرح کرده است که این امر خود نگرانی اوکراین را در پی داشت و حتی این کشور را به تمدید قرارداد نظامی با روسیه ترغیب کرد. روسیه نیز پس  از این توافق 30 درصد از بهای گاز صادراتی خود  را به اوکراین کاهش داد (Ibid).

در پایان این قسمت باید اشاره کرد که باوجود برخی توافقات و همکاریهای بین دو کشور، آسیای مرکزی و قفقاز به دلایل مختلف به یکی از حوزه­های جنگ سرد جدید بین آمریکا و روسیه تبدیل شده است. روسیه نشان داده که امنیت و بقای خود را در اولویت قرار می­دهد و در صورت لزوم از ابزار نظامی (همچون جنگ با گرجستان)  در راستای امنیت خود بهره می­برد. در شرایط کنونی دو کشور به صورت موازی و برابر در این حوزه حرکت می­کنند و البته روسیه نیز تا حدود زیادی  در کنترل و مهار توسعه طلبی آمریکا موفق بوده است.

کنترل تسلیحات و دفاع موشکی

طی دهه اخیر مباحث مرتبط با کنترل تسلیحات ودفاع موشکی همانند گذشته نه تنها در روابط دو کشور، بلکه در عرصه جهانی از اهمیت خاصی برخوردار بوده است آنهم به این خاطر که کشورهای برخوردار از توان هسته­ای و نظامی بالا از اعتبار و قدرت بیشتری برخوردار هستند و مباحث نظامی – امنیتی در کنار مسایل اقتصادی همچنان  در راس مسایل عمده بشری قرار دارد و سایر موضوعات را تحت­الشعاع خود قرار داده است. بر اساس مباحث نظری دیدگاه­های واقعگرایی و نوواقعگرایی، متغیر نظامی مهمترین عامل تلقی شده و سایر مباحث مانند اقتصاد،محیط زیست،حقوق بشرو...تحت الشعاع مسایل امنیتی -نظامی قرار دارند. همانطور که والتز و میرشایمر در آثار خود به این مساله اذعان کرده و معتقدند که  سیاست بین­الملل به باورآنچه سایر دیدگاه ها بیان می­کنند دچار تغییر وتحول اساسی نشده است چرا که  این تعدیل ـ معاهده استارت جدیدـ پائین­ترین  سطح  کاهش تسلیحات طی چهل سال اخیر است. البته در نگاه اول به معاهده جدید این تصور به­وجود می­آید که فصل نوینی در همکاریهای این دو کشور در حال شکل­گیری است،اما با نگاهی دقیق­تر به روند موجود در مناسبات میان دو کشور با واقعیتهایی مخالف دیدگاه فوق مواجه می­شویم. ازاین­رو این پرسش مطرح است که  چرا دو کشور در ارتباط با دفاع موشکی وکنترل تسلیحات به توافق رسیدند؟ و آیا نظام بین­الملل در حال تجربه کردن دوران جدیدی است؟

آمریکا و روسیه در مقایسه با سایر دولتها از قدرت تسلیحات اتمی بالایی برخوردار هستند و توان هسته­ای آنها در سطح تدافعی و تهاجمی بالایی قرار دارد. در دوران پیش از فروپاشی شوروی، کشورهای مذکور مذاکراتی برای کاهش تسلیحات هسته­ای  خود آغاز کردند. 

برای اولین بار ضرورت امضاء معاهده استارت توسط رونالد ریگان در سال 1982 مطرح شد. مذاکرات مربوط به کاهش تسلیحات در نهایت به­امضای قرارداد استارت یک منتهی شد که در 31 جولای 1991 از سوی جورج بوش پدر[12] و میخائیل گورباچف[13] امضا و در 5 دسامبر 1994 اجرایی شد. علت تاخیر در اجرای این معاهده فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود که اجرای این معاهده را به مدت سه سال به تاخیر انداخت. اعتبار این معاهده 15 سال در نظر گرفته شده بود و از قابلیت تمدید برای 5 سال دیگر با توافق طرفین نیز برخوردار بود. از اهداف اصلی امضای این معاهده کاهش احتمال جنگ هسته­ای از طریق کاهش زرادخانه­ها و تسلیحات این دو کشور بود. روسیه و آمریکا در این مذاکرات در حدود 10000 کلاهک هسته­ای راهبردی در اختیار داشتند. این معاهده بر بازرسی مداوم  از تسلیحات دو کشور و تبادل مستمر اطلاعات و آگاهی از تحولات جدید هسته­ای تاکید داشت. در این معاهده بر کاهش سلاحهای راهبردی به­سطح 6000 کلاهک (که فقط 4900 موشک بالستیک را دربرمی­گرفت)  و 1600 مورد از ابزارهای انتقالی هسته­ای[14] راهبردی تاکید شده بود. 

طبق این معاهده اوکراین، قزاقستان و بلاروس ملزم به نابودی تسلیحات هجومی راهبردی باقیمانده از دوران شوروی شدند. سال 1993 نیز جورج بوش پدر و بوریس یلتسین موافقت نامه­ای با عنوان استارت 2 به امضاء رساندند. این معاهده بدنبال کاهش بیشتر کلاهکها و ابزارهای انتقالی بود. پس از بی نتیجه ماندن  استارت 2  دو کشور تلاش جدیدی را تحت عنوان سارت یا معاهده کاهش تسلیحات هجومی راهبردی[15] آغاز کردند. این معاهده(معاهده مسکو یا سارت)  در دوران ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین[16] و بوش پسر در 24 می 2002 امضاء ودر ژوئن 2003 اجرایی شد. این معاهده به­نحوی توافق موقت بین دو کشور و مقدمه­ای برای امضای  استارت بعدی بود و در آن کاهش زرادخانه­های تسلیحاتی بین دو کشور پیش­بینی شده بود،هر چند این معاهده فاقد رژیم بازرسی، قواعد محاسبه و طرح کلی کاهش بود، به­همین خاطر نیز فاقد کارایی استارت یک بود(New Start Treaty،2010). 

در شرایط کنونی نیز یکی از دغدغه­های دولت اوباما و دولت مدودف توافق جدید در مورد تسلیحات هسته­ای و راهبردی است. باراک اوباما در 26 مارس 2010 اعلام کرد که دو کشور بعد از مذاکرات طولانی به توافقات قابل قبولی در این زمینه دست یافته­اند. سرانجام روسیه و آمریکا در هشت آوریل 2010 معاهده استارت جدید را امضاء کردند که تا ده سال نیز اعتبار خواهد داشت. در صورتی که یکی از طرفین از اجرای مفاد معاهده خودداری کند، طرف دیگر از حق خروج از معاهده برخوردار خواهد بود.          

طبق معاهده جدید کلاهک­های راهبردی دو کشور به سطح 1550 کلاهک کاهش پیدا خواهد کرد. در حال حاضر آمریکا 1762 و روسیه 1741 کلاهک­ در اختیار دارند. در همین ارتباط هیلاری کلینتون اعلام کرد استارت جدید کلاهک­های راهبردی مستقر را به 1550 کاهش می­دهد که این رقم از سال 1950 به این سو بی­سابقه است. طبق مفاد این پیمان تعداد ابزارهای انتقالی راهبردی مستقر به 700 قبضه- که پایین­ترین سطح در تاریخ روابط دو کشور است-خواهد رسید. تعداد این نوع سلاحها در آمریکا در حال حاضر 798 و در روسیه 566 قبضه است و تعداد ابزارهای انتقالی نبز(مستقر شده و مستقر نشده)  به عددی پایین­تر از 800  قبضه می­رسد(50 درصد کمتر از معاهده اولیه  استارت). در حال حاضر آمریکا 1188 و روسیه  809 قبضه از این سلاح را در اختیار دارند. همچنین تعداد موشک­های بالستیک بین قاره­ای، موشک­های بالستیک پرتابی از زیر دریایی و بمب افکن­های سنگین دو کشور نیز کاهش پیدا خواهد کرد. جدول زیر به ترتیب میزان تسلیحات دو کشور بر اساس معاهدات استارت یک، سارت و استارت جدید را نشان می­دهد (Fact Sheet US Department of State،2010).  

جدولشماره 1. کلاهک ها و ابزارهای انتقالی آمریکا و روسیه در سال 2009

 

کلاهک ها

ابزارهای انتقالی

آمریکا (طبق قرارداد استارت1)

5619

1188

آمریکا (طبق قرارداد سارت)

2202

798

روسیه(طبق قرار داد استارت1)

3897

809

روسیه (طبق قراداد سارت)

2504

566

استارت جدید

1550

700 مستقر شده

800 جمع کل

 

در معاهده جدید همچنین در مورد موشک­های بالستیک بین قاره­ای و تعداد کلاهک­هایی که هر کدام حمل می­کنند نیز توافقاتی حاصل شد. در این معاهده تعداد واقعی کلاهک­های مستقر شده بر روی موشک­های بالستیک پرتابی از زیر دریایی­ها، مشابه شرایط معاهده سارت تعیین شد. اما با نگاهی به گزارش بررسی وضعیت هسته­ای آمریکا که از سوی وزارت دفاع آمریکا منتشر شده است بهتر می­توان به راهبرد جدید این کشور در ارتباط با روسیه پی­برد. این گزارش تمرکز خود را بر  عدم تکثیر سلاح  هسته­ای و جلوگیری از تروریسم هسته­ای قرار داده و اعلام می­کند که تهدیدات ناشی از جنگ هسته­ای جهانی کاهش یافته،ولی  تهدیدات حملات هسته­ای افزایش یافته است و در ادامه مباحث مذکور را به رابطه با روسیه پیوند می­زند. در این گزارش آمده است که روابط سیاسی ـ راهبردی  روسیه و آمریکا بعد از جنگ سرد به صورت بنیادین تغییر کرده و تفاوت در خط مشی دو کشور رو به افزایش است، از این رو حفظ ثبات راهبردی مقابل چین و روسیه از چالش­های عمده آمریکا در سالهای پیش­رو است (USNPRR،2010).براساس­گزارش­وضعیت­هسته­ای­آمریکا، همکاری روسیه و آمریکا در حوزه­های عدم تکثیر سلاحهای هسته­ای و تروریسم هسته­­ای رو به افزایش است و بر خلاف گذشته چشم انداز رویارویی نظامی بین دو کشور کاهش یافته و آنها طی چندین مواقفتنامه انجام شده پس از جنگ سرد، 75 درصد از تسلیحات هسته­ای مستقر شده خود  را کاهش داده­اند، ولی در عین حال سلاح هایشان در حال حاضر بیش از نیاز واقعی این دو کشور برای حفظ بازدارندگی است. از سوی دیگر آمریکا نسبت به مدرن­سازی تسلیحات اتمی روسیه نیز اظهار نگرانی کرده است. این گزارش علت اجرای برنامه مدرن سازی از جانب روسیه را طرح­های دفاع موشکی و بالستیک آمریکا بیان می­کند، در حالیکه برنامه آمریکا را صرفا برای مقابله با تهدیدات جدید اعلام می­کند. این گزارش به صورت کلی بیان می­کند که آمریکا از تسلیحات هسته­ای خود به عنوان عامل بازدارنده در مقابل حملات تسلیحات متعارف و تسلیحات کشتار جمعی و شیمیایی استفاده و اعلام می­کند هرگونه کاهش باید در راستای تقویت بازدارندگی متقابل رقبای بالقوه منطقه­ای، ثبات راهبردی در برابر چین و روسیه و تقویت امنیت آمریکا، متحدین و شرکای آمریکا باشد (Ibid). 

از آنجا که روسیه در مقایسه با آمریکا به لحاظ فناوری در موقعیت نسبتا پایین­تری قرار دارد، همواره تمایل بیشتری از خود برای کاهش تسلیحات اتمی نشان داده است. روسیه از ابتدا خواستار کاهش توامان تسلیحات تهاجمی و هم تدافعی بود،اما با مطالعه مفاد این پیمان به خوبی مشاهده می­کنیم که این کاهش تنها متوجه تسلیحات تهاجمی بوده است و آمریکا در این میان از انعقاد این قرارداد خرسندتر به­نظر می­رسد. 

البته کارشناسان آمریکایی نظرات متفاوتی در مورد این معاهده بیان کرده­اند. آریل کوهن، محقق ارشد بنیاد هریتیج، معتقد است که این معاهده نقش برتر روسیه را به­عنوان قدرت برتر هسته­ای تضمین می­کند و از این رو باید کنگره از تصویب آن خودداری کند و از سوی دیگر در تضمین بازرسی از زرادخانه­های عظیم روسیه که احتمالا ده­ها بار بزرگ تر از زرادخانه­های آمریکا هستند ناموفق بوده است. این معاهده محدودیت­هایی را بر سر راه دفاع موشکی با هدف آزمایش موشک­های رهگیری ایجاد می­کند، چنین محدویت­هایی غیرقابل قبول هستند. با توجه به تهدید مقامات روسیه بر خروج  از معاهده که این امر را به محدودیت توانایی دفاعی آمریکا ارتباط می­دهند، این مسایل بیانگر آن است که سامانه دفاعی آمریکا باید به صورت کمی و کیفی بهبود پیدا کند. سامانه دفاع موشکی باید با توجه به تهدیدات ایران و کره شمالی مورد بازنگری قرار گیرند وسطح پایین تدارکات در استارت جدید گزینه­های دفاع موشکی آمریکا را محدود می­کند.       

هنری سوکلسکی[17]، مدیر اجرایی مرکز آموزش منع تکثیر سلاح­های اتمی، در این باره با احتیاط سخن می­گوید و معتقد است تا دریافت جزئیات بیشتر از مذاکرات نمی­توان آن را پیروزی بزرگ یا پایان مرگ آور دیپلماتیک تصور کرد. لورنس کریپ[18]، محقق ارشد مرکز پیشرفت آمریکایی نیز بر این باور است که این معاهده محدودیتهای موجود بر سرراه توسعه دفاع موشکی را تا میزان قابل توجهی کاهش می­دهد. مورتون هالپرن[19]، مشاور ارشد موسسه جامعه باز نیز معتقد است که این معاهده به ایجاد ثبات راهبردی میان مسکو و واشنگتن کمک می­کند و آمریکا را با محدودیت خاصی در استقرار سکوها و موشک­های دفاعی بالستیک مواجه نمی­کند، او در ادامه تاکید می­کند که در صورت بروز تهدید از جانب سامانه دفاع موشکی آمریکا، روسیه بدون شک از این معاهده خارج می­شود (CFR،2010). 

البته نباید چنین موافقتنامه­ای را به معنای تغییر شرایط حاکم میان روسیه و آمریکا بدانیم چرا که با مراجعه به اظهارنظرهای مقامات دو کشور در سالهای اخیر می­توان به این نتیجه رسید که رقابت میان آنها کماکان ادامه دارد. ولادیمیر پوتین در اکتبر 2003 از نیروهای بازدارنده هسته­ای به عنوان بنیان اصلی امنیت ملی روسیه برای حال و آینده یاد کرد. وی همچنین در واکنش به استقرار موشک­ها و سامانه دفاع موشکی در چک و لهستان،آنها را نه تنها تهدیدی برای منافع روسیه، بلکه تهدیدی برای کل دنیا اعلام می­کند و در سخنرانی 11و 12 فوریه  2007  در مونیخ می­گوید: « ما خود را در برابر این فرضیه قرار می­دهیم که اگر چنانچه زمانی خطر وتهدیدی احساس کنیم، بدون شک وارد عمل خواهیم شد.این بدان معناست که تعادل وموازنه قوا در منطقه بر هم خواهد خورد واحساس خطر سبب خواهد شد که جنگی آغاز گردد که نه تنها کشورهای منطقه، بلکه تمام کشورهای جهان راتحت تاثیر خود قرار خواهد داد» (Security Conference،2007). 

در مقابل،آمریکا به رغم آنکه اعلام می­کند در حال کاهش زرادخانه­های هسته­ای خویش است، اما در عین حال به تلاش خود برای دستیابی به نسل جدیدی از تسلیحات هسته­ای و سامانه­های موشکی ادامه می­دهد. باراک اوباما نیز بارها بر این موضوع تاکید کرده که توان هسته­ای و موشکی آمریکا بخشی از اهداف جهانی آمریکا در مقابله با سایر رقبا است، لذا در هر شرایطی باید برای حفظ وتوسعه این روند  تلاش خواهد کرد(Nytimes،2010). 

آمریکا و روسیه دارای زرادخانه­ها و تسلیحات هسته­ای و راهبردی هستند که از دوران گذشته باقی مانده است. این مساله هزینه سنگینی را بر این دو کشور تحمیل می­کند، از اینرو دو کشور برای کاهش هزینه­های اقتصادی و دستیابی به سلاح­های جدید با کیفیت بهتر به انعقاد معاهده جدید پرداختند. از سوی دیگر، این دو کشور تحقیقات جدید خود را برای ساخت نسل جدیدی از تسلیحات آب سرد آغاز کرده­اند (USPNRR،2010).

موضوع دیگر مرتبط با کنترل تسلیحات، مساله دفاع موشکی است که در دوران جورج بوش به صورت گسترده مطرح شد. جورج بوش با بهانه قرار دادن تهدیدات موشکی از سوی ایران و در حقیقت برای مقابله با توانایی­های چین و روسیه طرحی را با هدف استقرار ده موشک رهگیر در لهستان و راه­اندازی سایت راداری در چک ارائه کرد (Kramer،2010) که این موضوع اعتراض شدید مقامات روسیه را در پی داشت و آنها از شروع جنگ سرد جدید در روابط دو کشور سخن به میان آوردند. اوباما در این رابطه در مصاحبه­ای با شبکه سی­بی­اس گفت: « روسیه همیشه در این باره نگران بوده است. اما موضع جورج بوش در این رابطه درست بود چرا که این سامانه تهدیدی برای  روسیه نخواهد بود. بنابر این من وظیفه­ای مبنی بر مذاکره با روسیه در ارتباط با این موضوع ندارم و بهتر است روسیه احساس ترس کمتری نسبت به این مساله ابراز کند و به همکاری موثر با آمریکا در مواجهه با تهدیداتی مثل موشک­های بالستیک و توسعه برنامه هسته­ای ایران روی آورد»(BBCNews،2009).

ویتالی چورکین[20]،سفیر روسیه در سازمان ملل در واکنش به سخنان باراک اوباما اعلام کرد که آمریکا شریک سرسختی برای انجام مذاکره می­باشد، شریکی که جنگ­های متعددی با ذهنیت جنگ سردی انجام داده است. مقامات روسیه حتی در واکنشی شدیدتر اعلام کردند که موشکهای اسکندر خود را در کالینگراد  علیه چک و لهستان  مستقر خواهند کرد. این کشور همچنین در واکنش به حضور آمریکا در آسیای مرکزی و قفقاز و استقرار دفاع موشکی از معاهده نیروی نظامی متعارف اروپا خارج شد و از اجرای توافق 6 ماده­ای با گرجستان خودداری کرد(Kramer،2010).

البته با روی کار آمدن اوباما و مدودف ما شاهد شکل­گیری همکاریهایی میان روسیه و آمریکا در زمینه موضوعات مختلف هستیم که نمی­توان آن را شروع دور جدیدی از همکاریها میان این دو کشور قلمداد کرد چرا که این توافقات برخاسته از برخی شرایط و نیازمندیهای کنونی است. آمریکا و روسیه در حوزه مسایل امنیتی و اقتصادی با مشکلات پر دامنه­ای دست و پنجه نرم می­کنند. از یک سو جورج بوش در دوران ریاست جمهوری خود سعی داشت مسایل وموضوعات مختلف بین دو کشور همانند موضوع هسته­ای ایران، دفاع موشکی، کنترل تسلیحات،افغانستان،آسیای مرکزی قفقاز وناتو و...را به­صورت مجزا مورد بررسی قرار دهد وهمین امر نیز در برخی موارد به بروز تنشهای گسترده بین دو کشور منجر می­شد، اما با روی کار آمدن اوباما، دولت وی در طرح دفاع موشکی جورج بوش تجدید نظر کرد وطرح تعدیل یافته­ای رامطرح کرد که با استقبال مقامات روسیه نیزمواجه شد. سرگئی لاوروف[21]، وزیر امور خارجه روسیه در یک کنفرانس مطبوعاتی در آستانه امضای قرارداد جدید کاهش تسلیحات تهاجمی راهبردی با آمریکا اعلام کرد: «اگر سامانه موشکی آمریکا بر کارایی نیروهای هسته­ای روسیه تاثیر بگذارد، مسکو حق خروج از قرارداد جدید تسلیحاتی با واشنگتن را برای خود محفوظ می­داند (BBC News.2010). سامانه موشکی جدید با استقرار موشک­های رهگیر دریایی شروع می شود که این سامانه برای مقابله با تهدید ایران مناسب است و در مرحله بعد یعنی در سال 2015 سامانه ارتقا یافته­ای در اروپای مرکزی و جنوب شرقی اروپا مستقر خواهد شد (Kramer،2010).توافق در مورد دفاع موشکی وتسلیحات هسته­ای بیانگر توافق در سطحی بالاتر و در مورد موضوعات متنوع تر از جمله ایران است. هر دو کشور با توجه به مشکلات موجود به همکاری یکدیگر نیازمندند واین مساله بیانگر شروع دوران جدیدی از رقابت وهمکاری در روابط دو کشور است. البته در پایان این بخش باید به این نکته اشاره کرد که روسیه خواهان بازگشت به دوران دو قطبی و آمریکا خواستار باقی ماندن در راس سلسله مراتب قدرت هستند. پوتین  بزرگترین فاجعه قرن بیست را سقوط شوروی دانسته و احیای قدرت از دست رفته را خط مشی آتی روکشور خود اعلام می­کند.  

ایران

روابط میان آمریکا،روسیه وایران منجر به پیدایش مثلثی شده که روابط این مثلث حداقل در  سی سال گذشته با فراز و نشیب بسیاری همراه  بوده است. همین امر موجب طرح پرسش­هایی می­شود که برای فهم این مثلث بسیار ضروری به نظر می­رسد. آیا روسیه از روابط متشنج وسرد ایران و آمریکا سود می­برد؟آیا ایران از رقابت دو کشور در راستای منافع خود بهره می­برد؟آیا ایران یک عامل رقابت یا عاملی برای شکل­گیری همکاری بین دو کشور بوده است؟  

ایران از دوران صفویه تا به امروز در سیاست خارجی خود با رقابت میان کشورهای قدرتمند مواجه بوده است و همواره سعی کرده از این رقابت در راستای تحقق منافع ملی خود بهره ببرد. جهت­گیری­هایی همچون گرایش به یک کشور، موازنه مثبت و موازنه منفی در تاریخ سیاست خارجی ایران شاهد این مدعاست. اما با وقوع انقلاب اسلامی و اتخاذ سیاست  نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی، ایران به دنبال جهت­گیری مستقلی در سیاست خارجی خود بوده است. همین امر نیز موجب نزدیکی آمریکا وروسیه به یکدیگر و حمایت همه جانبه آنها از عراق طی جنگ هشت ساله شد. اما باید به این مساله اشاره کرد که هدف جنگ ایران وعراق تضعیف هر دو کشور به عنوان قدرتهای ملی در حال ظهور منطقه­ای بود، از این رو آمریکا و شوروی در این مورد با یکدیگر به توافق دست یافتند. البته شوروی از انقلاب ایران بدلیل خروج از حوزه نفوذ غرب استقبال کرد و به­همین جهت روابط ایران و  شوروی بعد از پایان جنگ از حالت سرد خود خارج شد. هرچند روابط ایران و آمریکا در این دوره کاملا پرتنش بود. با فروپاشی شوروی دوران جدیدی در عرصه بین­المللی آغاز شد که روابط این مثلث را از پیچیدگی بیشتری برخوردار ساخت. 

برای فهم رابطه این مثلث ابتدا باید از حوزه­های همکاری میان این سه کشور شناخت کافی بدست آورد.  موضوع هسته­ای ایران،همکاری نظامی ایران و روسیه،تسلیحات موشکی و تروریسم از مهم­ترین ابعاد روابط این مثلث به­حساب می­آیند. این مسایل از آن جهت دارای اهمیت هستند که بین ایران وکشورهای مذکور در زمینه­های اقتصادی،فرهنگی مناسبات چندانی وجود ندارد وعمده مسایل این سه کشور نظامی-امنیتی هستند. ایران همواره سعی کرده از رقابت آمریکا و روسیه در جهت منافع خود بهره برداری کند. این سیاست دربرخی شرایط و مقاطع خاص کارایی داشته ولی در چند سال اخیر عواملی دست به دست یکدیگر داده و آمریکا و روسیه را به سمت رویکرد مشترک علیه ایران سوق داده است و ایران در مقایسه با گذشته تحت  فشار بیشتری قرار گرفته است. مناسبات ایران و آمریکا طی سی سال اخیر به علت عدم وجود رابطه دیپلماتیک بین دو کشور با تنش وحتی رویارویی همراه بوده است، اما در مواردی نیز که خبرهایی مبنی بر نزدیکی و رابطه دو کشور مطرح شده روسیه همواره از نزدیکی دو کشور اظهارنگرانی کرده است چرا که روسیه تجربه خوشایندی از شکل­گیری مناسبات میان آنها ندارد. مساله دیگر اهمیت ایران برای این  دو کشور است.

تمام دولتها در مناسبات خود با سایر دولتها منافع ملی خود را در اولویت قرار می­دهند. این عبارت به­نوعی جمله معروف پالمرستون را برای ما تداعی می­کند. وی منافع ملی را دوست ابدی هر کشور معرفی می­کند. اظهارات و اقدامات دولتمردان آمریکا و روسیه دست کم در دو دهه اخیر بیانگر اولویت منافع ملی آنها بر سایر موضوعات است،ازاین­رو رقابت میان دو کشور از منظر امنیت و منافع ملی دو کشور به­بهترین نحو ممکن قابل فهم است  و نزدیکی دو کشور، بخصوص در مورد ایران درچند سال اخیر را می­توان از یک طرف به منافع ملی آنها و از طرف دیگر به فقدان جهت­گیری مشخص سیاست خارجی ایران مرتبط دانست. به­تعبیری اقدامات ایران در موضوع هسته­ای،منطقه­ای و برخی موارد دیگر آنها را به دیدگاه مشترک در مورد ایران رسانده است. از سوی دیگر ایران نیز بدنبال کسب جایگاه برتر در منطقه است و اگر بتواند به این موقعیت دست یابد تهدیدی برای موقعیت هر دوکشور آمریکا و روسیه محسوب خواهد شد. از آنجا که آمریکا هژمون جهانی نیست برای اینکه موقعیت خود را در راس سلسله مراتب قدرت حفظ کند،از ظهور قدرتهای برتر منطقه جلوگیری می­کند این امر حتی در مورد روسیه نیز صدق می­کند. روسیه هم بر این باور است که اگر ایران به یک قدرت منطقه­ای تبدیل شود می­تواندموقعیت روسیه را به چالش بکشد. آمریکا با حمله به عراق و افغانستان و همچنین حضور در سایر کشورهای منطقه،این نگرانی را در روسیه ودیگر کشورهای اروپایی ایجاد کرده که در صدد اعمال نفوذ و تحت کنترل درآوردن تمام منطقه است. بنابراین اتخاذ سیاست تحریم از سوی کشورهای فوق،بخصوص روسیه،در جهت به تاخیر انداختن اقدام نظامی از سوی آمریکا تلقی می­شود. آمریکا کنترل منابع انرژی منطقه خاور میانه، به­غیر ازایران را در اختیار خود  دارد وکنترل انرژی یعنی کنترل امنیت و اقتصاد جهان. در مقابل،برخی دیگر از کارشناسان بر این باورند که روسیه به نوعی از حمله نظامی به ایران استقبال می­کند چرا که با حمله نظامی به ایران از یک طرف قیمت نفت بالا رفته واز طرف دیگر وجهه آمریکا در منطقه خدشه دار خواهد شد و زمینه برای گسترش نفوذ روسیه در منطقه فراهم می­شود(Foreign Affairs،2009).با همه این تفاسیر،باید نوع جهت­گیری روسیه را در مورد ایران در پازل بزرگتری مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. روسیه برای مقابله با یکجانبه­گرایی آمریکا به ابزارهای مختلفی همچون سازمان­ها و قوانین بین­المللی و همکاری با کشورهای قدرتمند و البته مستقل متوسل می­شود تا موقعیت کنونی آمریکا را تضعیف کند. با توجه به مباحث مطرح شده به بررسی مناسبات سه ضلع مثلث ایران، روسیه و آمریکا می­پردازیم. درسالهای آخرحکومت شوروی سیاستمدارانی با گرایش نزدیک به غرب روی کارآمدندکه بعد از فروپاشی این کشور همچنان در راس حکومت قرارداشتند. این سیاستمداران براین باور بودند که روسیه برای حل مشکلات اقتصادی واجتماعی (ناشی ازحاکمیت کمونیسم)  باید رابطه با غرب بویژه آمریکا را بهبود ببخشد. اما هرچه به سال 2000 نزدیک­تر می­شویم ایران و روسیه به سبب برخی مسایل و اشتراکات به یکدیگر نزدیک میشوند. علت اصلی این گرایش را باید دست خالی برگشتن روسیه در مناسبات خود با غرب دانست، هدف اصلی غرب دراین مناسبات تضعیف روسیه بودکه این  کشور به مرور زمان نسبت به آن آگاهی یافت. ایران و روسیه به عنوان کشورهایی که با ساختار بین­المللی که در راس آن یک قطب قرار داشته باشد کاملا مخالف هستند و هردو در این راستا ازچند جانبه­گرایی، توجه به سازمانها  و قوانین بین­المللی حمایت و استقبال می­کنند. مسایل دیگری همچون چچن، قفقاز و گسترش و نفوذ ناتو در همسایگی روسیه و خطوط انتقال انرژی را می­توان از دیگر عوامل تاثیرگذار در نزدیکی هر چه بیشتر مواضع ایران و روسیه دانست،اما نباید مسایل فوق رابه همراهی کامل ایران و روسیه در برابر آمریکا تصورکرد چرا که روابط آمریکا و روسیه فراتر از روابط روسیه و ایران است واین کشور تنها به اندازه­ای به ایران نزدیک می­شود که روابط راهبردی آن با ایالات متحده آسیب نبیند. ازاین­رو  وجه بارز روابط آمریکا و روسیه، علاوه برمسایل دوطرفه موضوعات منطقه­ای و بین­المللی است که برروابط این دوکشور تاثیرگذارند. با روی کارآمدن بوریس یلتسین و سیاستمداران غربگرا در روسیه، ایران به­عنوان منبع تهدید روسیه مطرح بود. البته این مساله به نقش و نفوذ انقلاب ایران درگروهها و جنبش­های منطقه­ای برمی­گشت،اما این دیدگاه چندان استمرار پیدا نکرد و سیاستمدارانی همچون کوزیرف و پریماکف در سفرهای خود به ایران بر گسترش روابط دو جانبه تاکید کردند. البته باید به این مساله نیز اشاره کرد که سیاست عملگرایانه ایران دراین دوره برگسترش روابط دوکشوربسیارتاثیرگذاربوده است. دواتفاق ویژه در این دوره موجب تقویت روابط ایران و روسیه شد. ابتدا بحران تاجیکستان بود که دوکشور با همکاری یکدیگر به مدیریت آن پرداختند و دیگری مساله جدایی طلبان چچن بود. روسیه به­دلیل برخورداری از جمعیت 30 میلیون نفری مسلمان و تاثیرپذیری آنها از جهان اسلام نگرانیهایی دراین رابطه دارد(محسنین،1373،صص4-1).

روسیه با هدف مدیریت مساله فوق روابط خود را با ایران وجهان اسلام بهبود بخشید. ایران در بحبوحه مساله چچن ریاست سازمان کنفرانس اسلامی را برعهده داشت که با اتخاذ سیاست سکوت دراین باره کمک فراوانی به روسیه برای حل و فصل این مناقشه کرد. مساله دیگرآنکه آمریکا نیز بعد از فروپاشی شوروی درصدد گسترش نفوذ خود درآسیای مرکزی و قفقاز برآمد. از سوی دیگر ایران و روسیه علیرغم رقابت دراین منطقه،از منافع مشترکی در برخوردارند. از این­رو، نه تنها دراین زمینه ایران با روسیه همکاری های زیادی داشته،بلکه با عضویت در شانگهای به دنبال تقویت این روند نیز می­باشد. این مسایل موجب شد که گسترش چشمگیر روابط دو کشور از سال 1992 تا سال 2000، مورد اعتراض آمریکا قرار بگیرد آنهم به این خاطر که همکاریهای نظامی ایران و روسیه در این دوره در سطح بالایی قرار داشت(گوشر،1374،صص67-65) ). با اعطای برخی امتیازات واعمال فشار ازسوی آمریکا ولابیهای صهیونیستی، در20 ژوئن1995 قرارداد سری تحت عنوان گور- چرنومردین بین روسیه و ایالات متحده منعقد شد. پیش زمینه این قرارداد سری،انجام ملاقات بیل کلینتون و بوریس یلتسین، روسای جمهور وقت دوکشوردر ماه می 1995بود. طبق این قرارداد روسیه متعهد شد که از انعقاد قراردادهای جدید خودداری کرده و تنها قراردادهای باقیمانده با ایران را تکمیل کند. درمقابل، آمریکا نیز متعهد شد از ارسال تجهیزات نظامی به جمهوری­های سابق شوروی خودداری کرده  و همچنین از روسیه برای کسب سهمیه دربازار جهانی حمایت به­عمل آورد. البته توافق دیگری دراین میان، مبنی برحمایت غرب ازیلتسین درانتخابات ریاست جمهوری 1996 مطرح شد که در نهایت جنبه عملی به خود گرفت. روسیه نیز قراردادهای قبلی و حتی قراردادهای دوران شوروی سابق را تکمیل کرد (گوشر،پیشین،صص70-65) ، اما ازانعقاد قراردادهای جدید با ایران بواسطه فشارآمریکا خودداری کرد. از سوی دیگر قراردادی نیز  در سال 1995 بین ایران و روسیه  منعقد شد که عملا نگرانی غرب، بخصوص آمریکا و اسرائیل را برانگیخت چرا که آنها نگران دستیابی ایران به سلاحهای هسته­ای و سامانه­های موشکی پیشرفته بودند. نیروگاه بوشهر میراث دوران قبل ازانقلاب است که بعد از وقوع انقلاب به سبب فشارهای آمریکا و اسراییل و برخی کشورهای اروپایی تا سال 1389به بهره برداری نرسید. آخرین کشور متعهد به ساخت وتکمیل این نیروگاه روسیه است که تعهدات خود را در این مورد با تاخیر فراوان به انجام رساند. آمریکا برای ایجاد محدودیت در منابع مالی ایران قانون داماتو را در سال1996 در کنگره  به ­تصویب رساند. البته روسیه به مرور زمان به ضرر و زیان مالی شرکت های روسی در قرارداد گور- چرنومردین[22] پی­برد و به­همین جهت طی توافقی با آمریکا قرارداد گور-چرنومردین را درسال 1998 لغو و همکاری های نظامی خود را بار دیگر با ایران از سرگرفت.

 اما عامل دیگر دوری روسیه ازآمریکا، توانایی و استقلال مالی بود که به سبب افزایش قیمت نفت برای روسیه فراهم شده بود و این مساله موجب کاهش وابستگی روسیه به غرب شده بود. از سوی دیگر فاصله گرفتن روسیه از آمریکا پس از انتخاب جورج بوش به ریاست جمهوری ایالات متحده شتاب بیشتری گرفت. سیاست خارجی بوش به گونه­ای بود که اگرچه رهبران دوکشوردیدارهای متعددی طی سالها انجام دادند و برهمکاری درزمینه­های مختلف تاکید می­کردند،اما نه تنها این همکاریها جنبه عملی به خود نگرفت، بلکه بسیاری ازمشکلات دوکشور لاینحل باقی ماند. با وقوع حادثه 11 سپتامبر2001 چرخش و تغییری مهم در سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان مبارزه با تروریسم شکل گرفت که کشورها را به همدردی با آمریکا و پذیرش جهت­گیری جدید این کشور سوق داد. ایالات متحده پس از حادثه 11 سپتامبر 2001سه کشور ایران، عراق و کره شمالی را به­عنوان محور شرارت معرفی کرد (فرسایی،1381،صص43-38)  که این امر در نهایت فشار فراوانی را بر ایران تحمیل کرد. ایران نیز درمقابل ائتلاف جنگ،  سیاست­هایی را با عناوین گفتگوی تمدنها وائتلاف برای صلح مطرح کرد که البته با استقبال جهانیان مواجه شد (سیف زاده،1378)  و توانست با اتخاذ جهت­گیریهای منطقی این فشارها را تا حدودی تعدیل کند. نتیجه سیاست جدید آمریکا حمله به افغانستان در سال 2001 و عراق در سال3 200 بود. روسیه ازحمله نظامی آمریکا به افغانستان (روسیه به جهت منافع خود درعراق به مخالفت با حمله نظامی به این کشور پرداخت)  حمایت کرد و حتی استفاده از خاک خود برای انتقال نیروی نظامی وتسلیحات را پذیرفت. در مقابل،پوتین توقع عکس العملی مناسب از سوی آمریکا داشت هر چند آمریکا با اعلام گسترش ناتو، ایجاد پایگاه­های نظامی و استقرار سامانه موشکی پاسخی مناسب به انتظارات روسیه نداد (Kramer،2010). این مساله مقامات روسیه را به این نتیجه­گیری رساند که آمریکا همچنان رقیبی خطرناک برای این کشور است. در سوی دیگر ماجرای ایران نیز به عنوان همسایه عراق وافغانستان، همانند روسیه آمریکا را در دو جنگ اخیر همراهی کرد، کمکهای اطلاعاتی و مشاوره­ای ایران حتی ازسوی دولتمردان آمریکا نیز مورد تائید قرار گرفت. ایران هم انتظارعکس­العملی مناسب از سوی آمریکا داشت که با واکنش نامناسب مقامات آمریکایی روبرو شد. در واقع بروز چنین حوادثی موجب شد روسیه درسند امنیت ملی خود درسال2010 آمریکا را مهمترین رقیب دهه آتی خود اعلام کند. همانطور که گفته شد به مرور زمان روسیه با توجه به افزایش درآمدهای حاصل از منابع انرژی خود از اعتماد به نفس بیشتری بهره­مند شد و  همین امر روسیه را به اتخاذ جهت­گیری مستقل درسیاست خارجی سوق داد. روسیه بدنبال ایجاد تعادل میان شرق وغرب درسیاست خارجی خود است و هرزمان که موفق به برقراری این تعادل شده است، به نحوی توانسته  موقعیت خود را درعرصه بین­المللی ارتقا دهد.

بنابراین با توجه به مطالب ذکرشده، آمریکا و روسیه درمورد مسایل مختلف علیرغم دیدارهای متعدد به نتیجه نرسیدند و این اختلافات ایران و روسیه را به یکدیگر نزدیک کرد. همانطورکه گفته شد روابط میان ایران و روسیه عمدتا در مسایل هسته­ای و تسلیحات نظامی خلاصه می­شود. البته  در مواردی که صحبت از احتمال مذاکره میان مقامات ایران و آمریکا به میان می­آید روسیه با احتیاط بیشتری با ایران برخورد می­کند. در آن دوره نیز روسیه با اطمینان از عدم بهبود روابط ایران و ایالات متحده به بهبود روابط خود با ایران روی آورد. با سفرسرگئی ایوانف به ایران موافقت­نامه­ها و قراردادهایی بین دو کشوردر زمینه مسایل نظامی و سایر حوزه­ها امضاء شد. دراین دوره تعدادی هواپیمای آموزشی، جنگنده­های پشتیبانی از جانب روسیه به ایران تحویل داده شد و کارشناسان روسی نیز برای توسعه و مدرن­سازی هواپیماهای نظامی و غیر نظامی به ایران آمدند. همچنین همکاریهایی دربخش فضا و ماهواره بین دوکشور شکل گرفت(کوشر،1374صص68-61). ارزش مالی همکاریهای نظامی دو کشورد بین سالهای 2000 تا 2005 چشمگیر نبود ولی این مناسبات با فروش 29 مجموعه موشکهای تورام یک به قیمت 700 میلیون دلار در سال 2005 تا حد قابل ملاحظه­ای ارتقایافت. شاخص­ترین قرارداد نظامی بین دوکشور فروش موشکهای اس 300 به ارزش 2/1 میلیارد دلار بود که روسیه اخیرا به بهانه اجرای قطعنامه 1929 شورای امنیت آن را یکجانبه فسخ کرد(Farrer،2010). در بازه زمانی ریاست جمهوری پوتین و مدودف مساله هسته­ای ایران به شاخص اصلی روابط سه ضلع مثلث تبدیل شده است. روسیه دراین دوره علیرغم ادعای غرب مبنی برفعالیتهای مخفی هسته­ای ایران، از یک طرف برعدم ارائه دلایل و مدارک معتبرازسوی غرب تاکید می­­کند و از سوی دیگر ایران را به همکاری با آژانس ترغیب می­کند. ازآنجا که روسیه،اتحادیه­اروپا و برخی کشورهای مستقل از توان موازنه­سازی دربرابرآمریکا برخوردارنیستند، به­همین خاطر به ابزارهایی همچون  سازمانها و قوانین بین­المللی در مقابل یکجانبه گرایی آمریکا متوسل می­شوند.

آمریکا با حمله به دو کشورعراق وافغانستان اگرچه با مشکلات زیادی مواجه شده است وحتی برخی از کارشناسان بحران اقتصادی سال 2009 راناشی ازاین حملات می­دانند، اما این کشور موفق به تحقق اهداف عمده خود شده است. کنترل نفت خاورمیانه و بازارهای نظامی منطقه را نیز باید به مجموعه ابزارهای اعمال قدرت آمریکا اضافه کرد. روسیه در چند سال اخیر با تحریمهای اخیرشورای امنیت علیه ایران موافقت کرده و همکاری هسته­ای ونظامی خود را با ایران به پایین­ترین حد ممکن کاهش داده است. روسیه سیاستهای تاخیری خود را از اواخردوران ریاست جمهوری آقای محمد خاتمی آغاز کرده و در همین ارتباط با تاخیر فراوان نیروگاه بوشهررا راه­اندازی کرده و ازتحویل موشکهای اس-300 به بهانه رعایت تحریمهای شورای امنیت سازمان­ملل و در واقع به­خاطر فشارآمریکا و اسراییل خودداری کرده است (مرکز تحقیقات استراتژیک،1389). با روی کارآمدن مدودف و اوباما سیاست رقابتی روسیه و آمریکا در زمینه­های مختلف ادامه پیدا کرد،اما این دو کشور سیاست نزدیکی را در زمینه­های مختلف درپیش گرفتند که مهمترین آن را می­توان امضای قرارداد استارت جدید دانست.

اگرچه سیاست انتقادی و تهاجمی آمریکا نسبت به ایران باشدت بیشتری درشرایط کنونی ادامه دارد،اما روسیه برای اولین بار به­صورت مستقیم ازایران انتقاد کرده که در روابط دوکشور بی­سابقه است. در ماههای پایانی سال 2010 مدودف در مصاحبه مطبوعاتی خود اعلام کرد که ایران درحال دستیابی به بمب اتم است (USA Today،2010). در واقع آمریکا و روسیه درمورد عدم دستیابی ایران به سلاح هسته­ای توافق داشته و دارند. یکی از اهداف عمده آمریکا از تحریم­های ایران عدم دستیابی این کشور به توانمندیهای هسته­ای و نظامی است. در مقابل، روسیه نیز در روابط نظامی و هسته­ای خود با ایران این ملاحظات را مد نظر قرار می­دهد چرا که روسیه و آمریکا هر دو ظهور کشوری با توان هسته­ای و نظامی را تهدیدی جدی برای منافع ملی خود می­دانند. یکی ازاهدف عمده روسیه و آمریکا از امضای استارت جدید ممانعت از دستیابی کشورهای جدید از جمله ایران به سلاحهای هسته­ای است،اما دلیل دیگر همکاری دوکشور در مورد ایران، رد پیشنهادهای مختلف 1+5 از سوی ایران است. حتی اخیرا ایران برای حل مساله هسته­ای خود با کشورهایی همچون ترکیه و برزیل به­عنوان میانجی همکاری می­کند که این امرنارضایتی کشورهای 1+5 را به­همراه داشت و در نتیجه توافق تهران (ایران ـ ترکیه ـ برزیل)  از سوی آنان رد شد.

از سوی دیگر روسیه براین باور است که ایران طی چند سال اخیر از سیاست خارجی مشخصی پیروی نکرده است. علیرغم فقدان رابطه با آمریکا، در مواردی که ایران سیاست خارجی عملگرایانه­ای را در پیش گرفته است، آمریکا و روسیه هر دو از این نوع سیاست استقبال کرده­اند. البته هر دو کشور اخیرا ایران را به­عدم برخورداری و پیروی ازخط مشی  مشخص درسیاست خارجی خود متهم می­کنند. در نظریات روابط بین­الملل بحثی وجود دارد که اگریک کشور از سیاست خارجی پایدار و مشخصی برخوردار نباشد، کشورهای دیگرحاضر به­همکاری عمیق و پایدار با آن کشور نمی­شوند. روسیه معتقد است که ایران درسیاست خارجی خود برنامه مشخصی ندارد و باید تصمیم بگیرد که بدنبال ایفای کدام نقش در عرصه نظام بین­الملل است.

هرچند تاخیر دراجرای تعهدات روسیه با واکنش مقامات ایرانی مواجه شده است،اما مدودف درواکنش به این انتقادات اعلام کرد که روسیه پیرومنافع ملی خود است. همچنین باید گفت که روسیه و آمریکا ایران را تهدیدی مشترک می­دانند و به همین جهت به رویکردی مشترک در قبال ایران روی آورده­اند. البته اختلافات این دو کشور درسایر حوزه­ها از قبیل مساله همسایگان، کنترل تسلیحات و دفاع موشکی (علیرغم توافقات اخیر) ، گسترش ناتو و... همچنان پابرجاست. سند سیاست خارجی روسیه درسال 2008 ایران را ازلحاظ رتبه­بندی دراولویت پنجم این کشور قرارداد. اولویتهای این کشور به ترتیب عبارت بودند از:  کشورهای جدا شده از روسیه،اتحادیه اروپا، آمریکا، شرق آسیا و سرانجام خاورمیانه و کشورهای اسلامی. این بدان معناست که روسیه حاضرنیست منافع خود را به خطر بیندازد و همواره از ایران به­عنوان کارت بازی در چانه­زنیهای خود با ایالات متحده استفاده می­کند (Paszyc،Wojciech،2009). درداخل روسیه این دیدگاه حاکم است که ایران با استفاده از روسیه امتیازات زیادی بدست آورده و این مساله موقعیت روسیه را به­خطرانداخته است. این نوع دیدگاه عمدتا ازسوی مدودف و حامیان وی مطرح می­شود. درآمریکا نیز اگرچه اوباما با شعار تغییر روی کار آمده ولی نسبت به دولت بوش موضع سخت­تری را در مورد تحریمهای بایران اتخاذ کرده است. قطعنامه 1929 آخرین قطعنامه صادر شده علیه ایران است و علاوه بر تحریمهای سازمان­ملل، آمریکا،اتحادیه اروپا و برخی کشورهای دیگر نیز تحریمهای شدیدتری را به صورت جداگانه علیه ایران اعمال کرده­اند(بشری،1389).

از این رو برای فهم و شناخت نوع سیاست خارجی آمریکا و تا حدودی روسیه، به گزارش بررسی وضعیت   هسته­ای آمریکا در سال 2010 -که در برخی مباحث به صورت مستقیم به ایران می­پردازد- اشاره می­کنیم. خطرات ناشی از گسترش و تکثیر سلاحهای هسته­ای و تروریسم هسته­ای،آمریکا را به اولویت­بندی در عدم دستیابی برخی کشورها و گروههای تروریستی به سلاح هسته­ای برای ساخت بمب هسته­ای سوق داده و بر همین اساس این کشور همکاری خود با روسیه و چین را علیه ظهور قدرتهای جدید افزایش داده است. این تاکید از آن جهت است که چشم­اندازهای امنیتی آمریکا از زمان جنگ سرد به­طور بنیادین تغییر کرده و چالشهای امنیتی پیش­روی این کشور بسیار پیچیده شده است. ایالات متحده در آسیا و خاورمیانه ساختار و سازمانی همچون ناتو دراختیار ندارد و به همین جهت بازدارندگی مورد نظر خود را از طریق ایجاد ترتیبات امنیتی و حضور نظامی و تضمینهای امنیتی اعمال  می­کند. تقویت ساختار امنیت منطقه­ای کلید اصلی راهبرد آمریکا برای تقویت بازدارندگی و کاهش تسلیحات هسته­ای است. ساختار امنیتی منطقه شامل سامانه دفاع موشکی موثر، توانایی برای مقابله با تسلیحات کشتار جمعی متعارف و فرماندهی یکپارچه می­شود. از این رو آمریکا ایران را به نقض قواعد عدم تکثیر سلاح­های هسته­ای، تلاش برای کسب توانمندیهای موشکی و مقاومت در برابر خواسته­های بین­المللی برای حل دیپلماتیک مساله هسته­ای متهم می­کند. بنابراین ایران به جهت عدم توجه به سازوکارهای بین­المللی و پیشنهادات سیاسی و اقتصادی و  نافرمانی از هنجارها و قوانین بین­المللی با انزوا و فشار بین­المللی بیشتری روبرو  می­شود (USPNRR،2010).

با بررسی روند همکاریهای موجود میان این مثلث و استناد به اسناد دفاعی و ملی دو کشور آمریکا و روسیه می­توان به نوع رویکرد آنها در قبال ایران پی برد و اینکه چرا آنها رویکرد فوق را در مورد ایران در پیش گرفته­اند. در این رویکرد علاوه بر توافق آمریکا و روسیه در قبال ایران باید به عدم اتخاذ جهت­­گیری مشخص از سوی ایران نیز  اشاره کرد که موجب هرچه نزدیک شدن مواضع این دو کشور در مورد ایران شده است. 


نتیجه­ گیری

مقاله مذکور فرضیه خود را بر شروع جنگ سرد جدید قرار داده و با توجه به شواهد و مستندات به بررسی روابط آمریکا و روسیه در دوران جدید می­پردازد. در این مقاله سه محور همسایگان، کنترل تسلیحات و دفاع موشکی و ایران مورد بررسی قرار گرفتند. برخی صاحب نظران رقابت دو کشور را دو قطبی جدید می­نامند و اسناد  ملی دو کشور نیز به­صراحت  به وجود این رقابت و رویارویی اشاره می­کنند. در مورد همسایگان تحولات شکل گرفته به روشنی بیانگر وجود این رقابت است. آزمایش نسل جدید تسلیحات از سوی دو کشور و هزینه­بر بودن و فقدان کارایی تسلیحات قدیمی در کنار تغیرات گسترده شکل­گرفته در محیط بین­الملل نیز از علایم دیگر وجود رقابت  و منازعه میان آنهاست. در مورد ایران نیز اگرچه همکاری نزدیکی طی چند سال اخیر بین دو کشور مشاهده می­شود ولی اصل رقابت همچنان پابرجاست و فقدان سیاست خارجی مشخص ایران نیز به این نزدیکی کمک فراوانی کرده است. می­توان نتیجه گرفت که رقابت و رویارویی روسیه و ایالات متحده با شدت بیشتر(با توجه به اسناد ملی هر دو کشور)  و البته متفاوت­تر از گذشته در حال  پیگیری است.



* استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، گروه مطالعات منطقه­ای، دانشگاه تهران، ایران

** دانشجوی کارشناسی ارشد مطا لعات اروپا دانشگاه تهران

*** دانشجوی ارشد رشته روابط بین­الملل دانشگاه علامه طباطبایی

[1]. Hegemonic State

[2]. Shanghai Cooperation Organization

[3]. John Mearsheimer

[4]. Barak Obama

[5]. Dimitry Medvedev

[6]. Organization of Security and Cooperation in Europe

[7]. Hilary Clinton

[8]. Mikheil Saakashvili

[9]. Joe Biden

[10]. Viktor Yushchenko

[11]. Yanakovich

[12]. George H.W. Bush

[13]. Mikhail Gorbachev

[14]. Nuclear Transitional Vehicles

[15]. Strategic Offensive Arms

[16]. Vladimir Putin

[17]. Henry Sokolski

[18]. Lorence Kreep

[19]. Morton Halpern

[20]. Vitaly Chorkin

[21]. Sergey Lavrov

[22]. Gore-Chernomyrdin

منابع

  1. ایوانوویچ، گوشر، آناتولی، همکاری نظامی، زمینه ساز روابط ایران و روسیه، فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال 4، دوره2، شماره 12،زممستان 1374
  2. بشری، اسماعیل، تحریم های مضاعف علیه جمهوی اسلامی ایران:  کانادا، استرالیا، کره جنوبی وژاپن همسو با اروپا و امریکا، معاونت پژوهش های روابط بین الملل مرکز تحقیقات استراتژیک، 1389
  3. تحولات جدید در روابط ایران و روسیه:  دلایل، زمینه­ها و همکاری­ها، معاونت پژوهش های سیاست خارجی مرکز تحقیقات استراتژیک، 19 مرداد 1389
  4.  سیف زاده، سید حسین، معمای گفتگوی تمدن ها و هم زیستی فرهنگی:  مدخلی به افق فکری غرب، مجله سیاست خارجی (ویژه اروپا) ، سال 13، پاییز 1378
  5. فرسایی، شهرام، کنکاشی بر ایده محورشرارت:  اهداف و بازتاب ها، مجله نگاه،سال سوم، شماره 21، 1381
  6. محسنین،مهرداد و صادق عابدیان،حسین،بحرانهای منطقهای و تلاشهای سازنده ج.ا.ایران،فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز،سال سوم،دوره دوم،شماره 6،پاییز 1373
  7. میرشایمر، جان، تراژدی سیاست قدرت های بزرگ، ترجمه غلامعلی چگنی زاده،تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، 1388
  8. واعظی، محمود، الگوی رفتاری آمریکا وروسیه در فرایند تغییرات سیاسی اوراسیا، فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز،سال سیزدهم، دوره چهاردهم، شماره 49، بهار 1384
  9. واعظی، محمود، منافع روسیه و غرب در آسیای مرکزی و قفقاز و نقش تشکل های چند جانبه، فصلنامه  مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز،شماره 66،تابستان 1388

 

10- Barack Obama، interview by Bob Shiefer، face the nation، CBS، 20 sep، 2009، www.cbsnews.com/.

11- BBC News - Russia 'could opt out of nuclear disarmament deal'

 Carpenter، T.G. (2005)  quoted in Tully،A.،’US.: What is Strategy for Bases in the Former Soviet Bloc?’

12-Clinton to Russia:  Honor Agreement in Georgia، by Associated Press، www.FPa.org/ topics- Info2414/ topics- info- show.htm? doc.id=1293042.

13-Cohen،Ariel.(2010)  the manas base and challenges to the US presence in Kyrgzstan، www. Heritage.org/research/reports/ 2010/07.

14-Common history can reconcile Russia، Georgia. http: //uk.reuters.com/article/idUKTRE5471DD20090508.

15-Debating the New START Treaty، www. CFR.org.

16-Fact Sheet، Start Agreement Numbers of Strategic Offensive Arms، Department of state، United States of America، www.ucsusa.org

17-Farrer، Arriel،(2010)  Russia- Iran foreign relations، August 2، 2010، www.Irantracker.org.

18-http: //news.bbc.co.uk/2/hi/8605805.stm.

19-http: //www.telegraph.co.uk/news/worldnews/europe/Russia /7873822/Vladimir-Putin-dismisses-Georgia-third-party-support.html.

20-Karen،Tony.(2003) ، the Georgia Crisis:  a Blow to NATO، 13 Aug، 2003، www.time.com/time/ special/ package/article/0، 28804، 1832294-183.

21-Kramer، David.J.(2010)  “Resseting U.S – Russian relations:  it take two"، David.J.Kramer، January، 2010، Washington Quarterly، www.wq.com.

22-Little، Richard،(2007)  the Balance of Power in International Relations:  Metaphors، Myths and ModelsUniversity of Bristol.

23-Medvedev:  Iran closer to being able to build nukes http: //www.usatoday.com/news/world/2010-07-12-medvedev-iran-nuclear_N.htm

24-New START Treaty (union of concerned scientist) ، 2 Apr، 2010، www.ucsusa.org.(Accessed on January 10).

25-Nuclear Posture Review Report of America، April، 2010، secretory of Defense، Pentagon، Washington.D.C20301-1000.

26-Obama accused of cold warout look"، Moscow yimes، 23 Sep، 2009، www.theMoscow

 27-Obama Limits When U.S. Would Use Nuclear Arms، http: //www.nytimes.com/2010/04/06/world/06arms.html.

28-Office of the Press Secretary، the White House، “Remarks by vice president Biden in Ukraine"، Kiev، Ukraine، July 22، 2009، www.white house. Gov/ the-press-office/Remarks- by-vice-president-Biden-in-Ukraine/.

29-Paszyc،Ewa and Gorecki  Wojciech.(2009) Iran’s Position in Russia’s Foreign Policy and Russian-American Relations، Centre for Eastern Studies.

30-Simes،K.Dimitry(2009) "Uncertain Reset:  CantheUnitedStates and Russia find a common language،" foreign affairs features، web site، July 17، 2009،http: //www.foreign affairs.com/articles/65203//dimitri-k-simes/an-uncertine-reset.

31-Stories/2009/09/20/ftn/ main 5324077.shtml? Tag=cbsnews twocolupperpromoarea.

 32-Ukrain says Russia naval base deal will not Affect EU ties (RIA Novosti) www.en.rian.ru/world/ 201000428/ 158785734.html.

33-Vladimir Putin's inflammatory speech terrifies the audience at the Munich Security Conference 2007، http: //www.securityconference.de/Putin-s-speech.381.0.html?L=.

34-Waltz،N.Kenneth(2008) Realism and International politics.Rotledge Publication.

35-Waltz. N. Kenneth. (1977)  Theory of international politics، university of California، Berkley.

 

 

منابع

  1. ایوانوویچ، گوشر، آناتولی، همکاری نظامی، زمینه ساز روابط ایران و روسیه، فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال 4، دوره2، شماره 12،زممستان 1374
  2. بشری، اسماعیل، تحریم های مضاعف علیه جمهوی اسلامی ایران:  کانادا، استرالیا، کره جنوبی وژاپن همسو با اروپا و امریکا، معاونت پژوهش های روابط بین الملل مرکز تحقیقات استراتژیک، 1389
  3. تحولات جدید در روابط ایران و روسیه:  دلایل، زمینه­ها و همکاری­ها، معاونت پژوهش های سیاست خارجی مرکز تحقیقات استراتژیک، 19 مرداد 1389
  4.  سیف زاده، سید حسین، معمای گفتگوی تمدن ها و هم زیستی فرهنگی:  مدخلی به افق فکری غرب، مجله سیاست خارجی (ویژه اروپا) ، سال 13، پاییز 1378
  5. فرسایی، شهرام، کنکاشی بر ایده محورشرارت:  اهداف و بازتاب ها، مجله نگاه،سال سوم، شماره 21، 1381
  6. محسنین،مهرداد و صادق عابدیان،حسین،بحرانهای منطقهای و تلاشهای سازنده ج.ا.ایران،فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز،سال سوم،دوره دوم،شماره 6،پاییز 1373
  7. میرشایمر، جان، تراژدی سیاست قدرت های بزرگ، ترجمه غلامعلی چگنی زاده،تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، 1388
  8. واعظی، محمود، الگوی رفتاری آمریکا وروسیه در فرایند تغییرات سیاسی اوراسیا، فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز،سال سیزدهم، دوره چهاردهم، شماره 49، بهار 1384
  9. واعظی، محمود، منافع روسیه و غرب در آسیای مرکزی و قفقاز و نقش تشکل های چند جانبه، فصلنامه  مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز،شماره 66،تابستان 1388

 

10- Barack Obama، interview by Bob Shiefer، face the nation، CBS، 20 sep، 2009، www.cbsnews.com/.

 Carpenter، T.G. (2005)  quoted in Tully،A.،’US.: What is Strategy for Bases in the Former Soviet Bloc?’

12-Clinton to Russia:  Honor Agreement in Georgia، by Associated Press، www.FPa.org/ topics- Info2414/ topics- info- show.htm? doc.id=1293042.

13-Cohen،Ariel.(2010)  the manas base and challenges to the US presence in Kyrgzstan، www. Heritage.org/research/reports/ 2010/07.

14-Common history can reconcile Russia، Georgia. http: //uk.reuters.com/article/idUKTRE5471DD20090508.

15-Debating the New START Treaty، www. CFR.org.

16-Fact Sheet، Start Agreement Numbers of Strategic Offensive Arms، Department of state، United States of America، www.ucsusa.org

17-Farrer، Arriel،(2010)  Russia- Iran foreign relations، August 2، 2010، www.Irantracker.org.

18-http: //news.bbc.co.uk/2/hi/8605805.stm.

19-http: //www.telegraph.co.uk/news/worldnews/europe/Russia /7873822/Vladimir-Putin-dismisses-Georgia-third-party-support.html.

20-Karen،Tony.(2003) ، the Georgia Crisis:  a Blow to NATO، 13 Aug، 2003، www.time.com/time/ special/ package/article/0، 28804، 1832294-183.

21-Kramer، David.J.(2010)  “Resseting U.S – Russian relations:  it take two"، David.J.Kramer، January، 2010، Washington Quarterly، www.wq.com.

22-Little، Richard،(2007)  the Balance of Power in International Relations:  Metaphors، Myths and ModelsUniversity of Bristol.

23-Medvedev:  Iran closer to being able to build nukes http: //www.usatoday.com/news/world/2010-07-12-medvedev-iran-nuclear_N.htm

24-New START Treaty (union of concerned scientist) ، 2 Apr، 2010، www.ucsusa.org.(Accessed on January 10).

25-Nuclear Posture Review Report of America، April، 2010، secretory of Defense، Pentagon، Washington.D.C20301-1000.

26-Obama accused of cold warout look"، Moscow yimes، 23 Sep، 2009، www.theMoscow

 27-Obama Limits When U.S. Would Use Nuclear Arms، http: //www.nytimes.com/2010/04/06/world/06arms.html.

28-Office of the Press Secretary، the White House، “Remarks by vice president Biden in Ukraine"، Kiev، Ukraine، July 22، 2009، www.white house. Gov/ the-press-office/Remarks- by-vice-president-Biden-in-Ukraine/.

29-Paszyc،Ewa and Gorecki  Wojciech.(2009) Iran’s Position in Russia’s Foreign Policy and Russian-American Relations، Centre for Eastern Studies.

30-Simes،K.Dimitry(2009) "Uncertain Reset:  CantheUnitedStates and Russia find a common language،" foreign affairs features، web site، July 17، 2009،http: //www.foreign affairs.com/articles/65203//dimitri-k-simes/an-uncertine-reset.

31-Stories/2009/09/20/ftn/ main 5324077.shtml? Tag=cbsnews twocolupperpromoarea.

 32-Ukrain says Russia naval base deal will not Affect EU ties (RIA Novosti) www.en.rian.ru/world/ 201000428/ 158785734.html.

33-Vladimir Putin's inflammatory speech terrifies the audience at the Munich Security Conference 2007، http: //www.securityconference.de/Putin-s-speech.381.0.html?L=.

34-Waltz،N.Kenneth(2008) Realism and International politics.Rotledge Publication.

35-Waltz. N. Kenneth. (1977)  Theory of international politics، university of California، Berkley.