روسیه و گرجستان: از تعاملات تا تنش ها

نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار و عضو هیأت علمی دانشکده علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، گروه علوم سیاسی

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

چکیده

چکیده
جمهوری گرجستان به دلیل واقع شدن در منطقه ی مهم قفقاز همواره از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده است. در این میان، روسیه از بدو استقلال گرجستان کوشیده است تا با برقراری رابطه ی نزدیک با این کشور، منافع خود را دنبال کند. مقاله ی حاضر، مطالعه ای است پیرامون روابط دو کشور گرجستان و روسیه و اختلافاتی که دو کشور در مسیر این رابطه داشته اند. پژوهشگر در این مقاله ابتدا به مهمترین دلائل اهمیت گرجستان برای روسیه پرداخته و سپس سیر تاریخی روابط دو کشور را بیان کرده است و در مرحله ی بعد تلاش می کند تا به مهمترین زمینه های اختلاف دو کشور و دلائل آن بپردازد. در انتهای مقاله نیز روابط دو کشور در آینده پیش بینی شده است.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Russia and Georgia: From Co operations to tensions

نویسندگان [English]

  • Roya Montazemi 1
  • Najmeh Soleymani Karizmeh 2
1 Assistant Professor of Political Science Faculty of Islamic Azad University Central Tehran Branch, Department of Political Science
2 Graduated MA in Political Science Islamic Azad University Central Tehran Branch
چکیده [English]

Abstract
Being situated in the Caucasus, Georgia has always been a very important region. Accordingly, since the very beginning of the independence of Georgia, Russia has always tried to follow its goals in this country. The following paper is a study about the relationship between the two countries and the disagreements that they have had so far. The researcher has tried to discuss the most significant reasons for the importance of Georgia. This is followed by a discussion on the history of the relationship between the two countries. The researcher then tries to expand on the background of the disagreement between the two countries. The paper ends with a prediction on the future of the relationship between the two countries.
 
 
 


 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Key Words: Russia
  • Georgia
  • relationship
  • Disagreements
  • Caucasus

مقدمه

جمهوری گرجستان[1] یکی از کشورهای استقلال یافته از «اتحاد جماهیر شوروی»[2] سابق, دارای موقعیتی چهارراهی است که ارتباط شرق و غرب (اروپا و آسیا) را از طریق دالان طبیعی قفقاز[3] برقرار می سازد. به عبارت دیگر این کشور در منطقه ی اوراسیا که مرز میان دو قاره ی اروپا و آسیا است، واقع شده است.

گرجستان از شمال با «فدراسیون روسیه»، از شرق با «جمهوری آذربایجان»، از جنوب با «ارمنستان»، و از جنوب غربی با «ترکیه» هم مرز است؛ ضمنا در غرب این کشور نیز «دریای سیاه»[4] قرار دارد.

ویژگی های ژئوپلتیک گرجستان، از نظر قرار گرفتن در وسط منطقه ی قفقاز و دسترسی به دریای سیاه، باعث شده که این جمهوری همواره از اهمیت قابل ملاحظه ای برای روسیه برخوردار باشد.

1- اهمیت سیاسی، نظامی، امنیتی و اقتصادی گرجستان برای روسیه

روند تحولات در مناطق مرزی جنوبی روسیه از سال 1991 به بعد باعث افزایش اهمیت گرجستان از نظر امنیتی برای مسکو شده است. سراسر مرزهای گرجستان در شمال با فدراسیون روسیه (شامل جمهوری های «چچن»[5]، «اینگوش»[6]، «اوستیای شمالی»[7]، «قره چای- چرکس»[8]، «کاباردا- بالکار»[9] و نیز «آدیگه» [آدیغیه][10]) خطوط مرزی بر ستیغ کوههای سر به فلک کشیده ی قفقاز بزرگ، منطبق است که حدود 807 کیلومترطول دارد. از این خطوط مرزی، فقط یک گذرگاه مهم به نام «جاده ی نظامی گرجستان» از جنوب رشته کوههای قفقاز بزرگ به دامنه های شمالی وصل می شود که «تفلیس» را در دامنه های جنوبی به «ولادی قفقاز»[11] (مرکز جمهوری خودمختار اوستیای شمالی)در دامنه های شمالی متصل می کند. اگر چه در غرب سواحل «دریای سیاه» راه آهن و شوسه نیز گرجستان را به روسیه متصل می کرد، ولی پس از اعلام جدایی «آبخازیا»[12] از گرجستان در آغاز دهه ی 90 امکان ارتباط وجود ندارد.

رشته کوه های قفقاز که از اوایل قرن هجدهم به تصرف روسها درآمده است، همچون سدی طبیعی و استحکامات نظامی در مقابل دشتهای بلامعارض و بلادفاع جنوبی روسیه است. اهمیت این رشته کوه ها تا بدان جهت است که روسیه در طی دو قرن موفق شد با جنگهای گسترده ای با امپراتوری عثمانی و ایران، آن را بدست آورده و امنیت نظامی خود را از سوی جنوب تامین کند.

روسیه هم در دوره ی «تزارها» و هم در دوره ی شوروی که قلمرو قفقاز (شمالی و جنوبی)را در تصرف خود داشت، امنیت خود را در مقابل جنوب تامین می کرد. پس از فروپاشی شوروی و استقلال جمهوری های قفقاز جنوبی، مرزهای روسیه با این منطقه به ستیغ یا خط الراس رشته کوههای قفقاز بزرگ کشیده شده است که مرزهایی ناهموار است و نگهداری از آن به جهت وضعیت پستی ها و بلندی ها ی بسیار خشن و بریده، که از قلل کوههای سر به فلک کشیده تا دره های عمیق را در بر می گیرد، بسیار دشوار و در عین حال پر هزینه است.

ضمنا در میان رشته کوههای بزرگ قفقاز و در مرز میان دو کشور روسیه و گرجستان سه گذرگاه مهم و استراتژیک وجود دارد، که برای روسیه بسیار حائز اهمیت است.

الف) گذرگاه تاریخی «داریال»[13] (در آلان = باب اللان) در بلندای 2379 متری در مرکز رشته کوه های قفقاز بزرگ بر سر راه «جاده نظامی گرجستان» که تفلیس پایتخت گرجستان (در جنوب) را به «ولادی قفقاز» مرکز «اوستیای شمالی» در فدراسیون روسیه(در شمال) با راه های زمینی مسدود در زمستان و اوایل بهار پیوند می دهد.

ب) گذرگاه استراتژیک «مامیسونسکی»[14] در مرکز رشته کوه های قفقاز بزرگ در بلندای 2819 متری میان گرجستان در جنوب و روسیه در شمال با راه های زمینی مسدود در فصول بارندگی و یخبندان.

د) گذرگاه «سوخومی- سوچی»[15] در کرانه ی دریای سیاه با راه های زمینی و ریلی.(امیراحمدیان، 1387: 41-40)

پس از فروپاشی شوروی و استقلال جمهوریهای قفقاز جنوبی، روسیه به شدت احساس عدم امنیت می کرد. در دوره ی جنگ سرد که این منطقه در جبهه ی برخورد با پیمان «ناتو» بود، روسیه در «باکو»[16] (در کرانه ی غربی دریای خزر) پایگاه دریایی و هوایی، در «قبله»[17] (در جمهوری آذربایجان و در دامنه ی جنوبی کوه های قفقاز بزرگ) ایستگاه رادار پیشرفته، در «تفلیس»[18] پایگاه هوایی و موشکی، در «سوخومی»[19] (مرکز آبخازیا) پایگاه هوایی، در «باتومی»[20] (مرکز «آجاریا»[21] در کنار سیاه)، پایگاه زمینی، در «آخال کالاکی»[22] در جنوب گرجستان پایگاه زمینی، در «ایروان»[23] مرکز ارمنستان، پایگاه هوایی و در قفقاز شمالی پایگاه هوایی و زمینی داشت. (امیراحمدیان، 1383: 182-180)

گرجستان در منطقه ی مشرف به شمال کوههای قفقاز شمالی، قرار گرفته و ویژگی­هایی چون تنوع قومی، ملیتی و خصوصیات و روحیات خاص ملی و قومی را داراست. همسایگی با مناطق بحرانی چون «چچن» و «قره باغ»[24] از دیگر وجوه خاص این کشور محسوب می شود. از دیگر وجوه مهم ژئوپلتیکی گرجستان، امکان تاثیر گذاری بر عمق استراتژیک روسیه، بویژه در منطقه ی بسیار حساس واقع در جنوب غرب فدراسیون روسیه است. با توجه به اینکه گرجستان در جنوب فدراسیون روسیه قرار دارد، هر گونه تحول در وضعیت گرجستان به طور مستقیم در عمق استراتژیک روسیه تاثیرگذار خواهد بود.

اشراف گرجستان بر سواحل دریای سیاه و دراختیار داشتن بنادر مهمی چون «سوپسا»[25] (بندری با اهمیت در صدور نفت و گاز) و «پوتی»[26] (دارای استعداد ترانزیت کالا و حتی نفت و گاز) در مقایسه با دیگر کشورهای حوزه ی «دریای سیاه» و «اروپا»، از دیگر ویژگی های ژئوپلتیکی این کشور است. (کولایی، 1384: 24)

 دو منطقه ی«اوستیای جنوبی»[27] و «آبخازیا» در داخل گرجستان نیز به سبب روس زبان بودن اکثریت ساکنان آنها و نزدیکی جغرافیایی با روسیه، از آغاز فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مورد توجه مسکو بوده است.(امیدی، 1387: 59)

 در این میان، مناطق جدایی طلب گرجستان برای روسیه بسیار حائز اهمیت است؛ چراکه از یک سو منطقه ی قفقاز شمالی که از چند جمهوری خودمختار در ترکیب فدراسیون روسیه تشکیل شده، همواره نا آرام است و هر از گاهی جدای طلبی مانند آتش در زیر خاکستر نمایان می شود، از سوی دیگر مشابهت های فراوان قومی، نژادی، زبانی و مذهبی میان جمهوری های خودمختار قفقاز شمالی و مناطق خودمختار گرجستان می تواند سبب وخیم تر شدن اوضاع در داخل فدراسیون روسیه گردد. این بدان علت است که روسیه همواره از چند پاره شدن در این فدراسیون بیم دارد. بنابراین کنترل شرایط در قفقاز جنوبی و نفوذ در مناطق جدایی طلب آن از هر حیث در جهت منافع روسیه می باشد.

2- روابط گرجستان و روسیه

پس از فروپاشی شوروی و استقلال کشورها، گرجستان نیز همچون سایر جمهوری ها دارای مشکلات فراوان سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی بود. کشورهای تازه استقلال یافته ناگزیر، در بسیاری از سیاست ها تابع نظر روسیه بودند. در این زمینه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1-      مرزبندی جدید پس از فروپاشی و تحمیل نظر روسیه درباره ی تقسیم اراضی به جمهوری ها[28]

2-      ایجاد جامعه ی کشورهای مستقل مشترک المنافع[29] در سال 1992 و عضویت اجباری جمهوری ها درآن

3-      ایجاد پایگاههای نظامی در این کشورها

4-      قراردادهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی و نظامی تحمیلی

در این رابطه می توان به قرار داد سال 1994 در زمینه ی ایجاد یک پایگاه دریایی در بندر «پوتی» و نیز قرارداد ماه مارس 1995 که برطبق آن گرجستان پیمان 25 ساله ای را با روسیه، جهت ایجاد پایگاه نظامی روسیه در خاک گرجستان به امضا رساند و یا قرارداد ماه سپتامبر همان سال، مبنی بر اینکه گرجستان سه پایگاه نظامی شوروی سابق را در اختیار روسیه قرار دهد، اشاره کرد.[30]

اما این اقدامات تنها فعالیت روسیه در سالهای آغازین استقلال جمهوری ها نبود؛ بلکه این کشور در تلاش بود تا در جمهوری ها، سیاست سلطه طلبانه ی خود را همانند سالهای پیش ادامه دهد. به عنوان نمونه در گرجستان همواره می توان رد پای روسیه را در مناطق جدایی طلب دنبال کرد. دولت مرکزی گرجستان به منظور مهار بحران و خاموش کردن تنش های قومی در این منطقه ناچار به درخواست کمک از روسیه بوده است. در حالیکه نقش روسیه در این بحران همواره با اتخاذ سیاست ها و مواضع متفاوتی همراه بوده است و در برخی موارد از جدایی طلبان آبخازیا برای کسب امتیاز از دولت مرکزی گرجستان حمایت کرده است.(خاتمی خسروشاهی، 1383: 207)

شواردنادزه در این باره چنین می گوید:

"سیاست روسیه در قبال گرجستان، کماکان سیاست تصرف و اشغال اراضی بود. اما این سیاست به طور اصولی از سیاست گستاخانه و خونین محقق در قفقاز شمالی متفاوت بود."(شواردنادزه، 1388: 301)

وی معتقد است روسها همواره در تلاش در جهت منافع امپریالیستی خود بوده اند. اما گرجی ها در آن سالها راه دیگری در پیش رو نداشتند. آنان به خوبی دریافته بودند که باید در جهت استراتژی روسیه حرکت نمایند؛ چراکه در غیر این صورت روسیه مانع پیشرفت امور در گرجستان می شد. در آن سالها، بحران در «آبخازیا» «اوستیای جنوبی» و «آجاریا» همچنان شعله ور بود و چون گرجی ها به اهمیت نقش و حضور روسیه واقف بودند، سعی می کردند حرکتی برخلاف میل روسیه انجام نشود.[31] عدم نزدیکی به غرب و موضع سرسختانه ی گرجستان در عدم پیوستن به «ناتو»[32] نشان دهنده ی همین امر است. اما با گذشت زمان و ایجاد ثبات در این کشور، گرجستان به طور تدریجی از دایره کشورهای تحت نفوذ روسیه خارج می شد. این امر در سالهای پایانی حکومت «شواردنادزه» به خوبی مشهود است.

وقوع انقلاب گل رز در گرجستان تحولات بسیاری در نوع روابط روسیه و گرجستان ایجاد نمود. نگاه روسیه به زمامداران جدید گرجستان به دلیل سیاست های غرب گرایانه تر آنها خوشبینانه نبود. زمامداران جدید گرجستان پس از به قدرت رسیدن، بر داشتن روابط دوستانه و براساس احترام متقابل و برابر تاکید کردند. اما موضوع پیوستن گرجستان به «ناتو» و نهادهای یورو- آتلانتیکی و نیز حمایت از سیاست های آمریکا از یک سو و اتهامات روسیه به گرجستان و بالعکس از سوی دیگر مجددا تنش را در روابط دو کشور ایجاد نمود.

در این میان نکته ی مهم این است که بر خلاف روابط سیاسی دو کشور که همواره پر تنش بوده است، روابط اقتصادی مخصوصا میان دولت گرجستان و شرکت های خصوصی روسی در سطح مناسبی دنبال شده است. به عنوان نمونه در 28 دسامبر سال 2008 یعنی چند ماه پس از حوادث اوت،  توافق نامه ای میان دولت گرجستان و شرکت روسی اینتر رائو[33] بر سر انتقال و توزیع 1300 مگاوات از 4700 مگاوات برق گرجستان صورت گرفته است.(Doggart, 2011: 39)

همچنین روابط اقتصادی میان دو دولت نیز در سال جاری میلادی (2011) به گونه ای بوده است که روسیه توانسته مقام چهارم را در میان شرکای تجاری گرجستان پس از ترکیه، اوکراین، آذربایجان کسب نماید. لازم به توضیح است که حجم مبادلات تجاری میان روسیه و گرجستان در ماه ژانویه سال 2011، 35 میلیون دلار بود که این مبادلات در همین ماه در سال قبل، بالغ بر 20 میلیون دلار بود.(www.georgians.ru)  

3- اختلافات گرجستان و روسیه

اختلافات میان گرجستان و روسیه امری نیست که در چند سال پس از استقلال حادث شده باشد، این درگیری ها بسیار عمیق و ریشه ای است و ریشه های آن را نیز باید در تاریخ روابط دو کشور جستجو کرد. (www.nregion.com)

گرجی ها در طول تاریخ همواره در شرایطی که به روسها نیاز داشتند، مورد بی مهری آنان قرار گرفته اند، به همین دلیل به روسها به دیده ی منفی می نگرند. برای درک بهتر این موضوع بهتر است از شواهد تاریخی کمک گرفته شود.

گرجستان در قدیم الایام از دو پادشاهی به نامهای «کولخیس»[34] یا «اگریسی»[35] که سرزمیتهای غربی را پوشش می داد و «کارتلی»[36] یا «ایبریا»[37] که سرزمینهای شرقی و جنوبی را پوشش می داد، تشکیل شده بود. این دو بعدها با یکدیگر متحد شده و پادشاهی گرجستان را تشکیل دادند. این پادشاهی همواره از دست اندازی همسایگان قدرتمند خود یعنی «امپراطوری ایران»، «عثمانی» و «روسیه» در امان نبود. گرجی ها در سال 1762 و در زمان شاه «ایراکلی»[38] دوم برای دور ماندن از تجاوزات همسایگان خود تصمیم گرفتند تا با امپراطوری روسیه توافق نامه ای را امضا کرده و تحت الحمایه ی آنان شوند، تا در موقع ضرورت روسها به کمک آنان بیایند. اما در سال 1790 هنگامی که «آغا محمد خان قاجار» به گرجستان حمله ور شد، روسها از آنان حمایت نکردند و این اولین بی مهری آنان نسبت به گرجی ها بود. پس از آن در سال 1800 پادشاه روسیه «الکساندر»[39] پسر «پاول»[40] پسر ملکه «کاترین»[41]با تصمیم به براندازی پادشاهی گرجستان، آنرا ضمیمه روسیه ساخت. به موجب اعلامیه ای که در 16 فوریه 1801 در تفلیس منتشر شد، پادشاهی گرجستان به عنوان یکی از فرمانداری های روسیه اعلام شد و این سرزمین را به پنج استان تقسیم نمود. بدین ترتیب‏, گرجستان عملا تحت اداره ی نظامی- سیاسی روسیه قرار گرفت. گرجی ها این مورد را نیز به خاطر نگاه داشتند.

از این زمان تا 1918 که «جمهوری مستقل دموکراتیک گرجستان» تشکیل شد، مردم گرجستان چندین بار دست به طغیان و شورش زدند. اما هر بار سخت تر از قبل توسط روسیه تزاری سرکوب می شدند. این کشور در 7 می 1920 پیمان صلحی را با روسیه به امضا رسانید. اما اندکی بعد در 25 فوریه 1922 ارتش سرخ(که با سرنگونی تزارها در روسیه روی کار آمده بودند) پیمان مذکور را نقض، این کشور تازه استقلال یافته را تسخیر و حکومت شوروی گرجستان را تشکیل داد. گرجستان از 1922 تا 1990 به عنوان «جمهوری شوروی سوسیالیستی گرجستان» به حیات سیاسی خود ادامه داد. این مورد بعلاوه ی موارد فوق به عنوان خیانت روسها به گرجی ها و اقدمات خشونت آمیز آنان در حافظه ی تاریخی گرجی ها ثبت شد.

 در طول سالهای حیات اتحاد جماهیر شوروی نیز گرجی ها همواره از آسیب روسها در امان نبودند. «ژوزف استالین»[42] با اینکه خود گرجی بود، در آزار هم نژادهای خود بسیار کوشید. پس از وی نیز جانشینان او در این امر کوتاهی نکردند.گرجی ها هرگز از خشونت روسها درامان نبودند. همه ی این مسائل سبب شد تا گرجی ها به روسها بدبین باشند. این موضوع هنگامی قابل درک است که بدانیم هنگامی که «ادوارد شواردنادزه»[43] به سمت وزیر امورخارجه ی اتحاد جماهیر شوروی منصوب شد، بسیاری از هموطنان وی به او به چشم خائن می نگریستند.

تمام این موارد سبب هراس از روسها و در نهایت روس گریزی گرجی ها شد. اما جالب اینجاست که خود روسها معتقدند که گرجی ها هر زمان که از جانب همسایگان قدرتمند خود یعنی امپراطوری ایران و عثمانی مورد تجاوز قرار گرفته اند، این روسها بوده اند که به عنوان پشتیبان واقعی و متحد بالقوه در کنار آنان بوده و از تمامیت ارضی آنها دفاع کرده اند و گرجی ها باید قدردان این زحمات روسها باشند.  (Yazkova, 2004)

پس از فروپاشی شوروی و استقلال گرجستان نیز گرجی ها ابتدا با جنبش ملی گرایی به رهبری «زویاد گامسا خوردیا»[44] و سپس با سیاستهای غرب گرایانه ی «شواردنادزه» سعی در دوری از روسیه داشتند.

در دوران کوتاه زمامداری «گامساخوردیا» و پس از آن در سالهای حکومت «شواردنادزه»، به علت نیاز به تعامل با روسیه و اقتصاد ورشکسته و نیز شدت یافتن جدایی طلبی ها (در اوستیای جنوبی، آبخازیا و آجاریا) و سایر مشکلات داخلی، تفلیس ناگزیر بود، در جهت برنامه ها، خواسته ها و سیاست های مسکو حرکت نماید. در چنین شرایطی، گرجستان نمی توانست با سیاست های روسیه به مخالفت جدی بپردازد. اگر اختلافی هم در سیاست هایش با مسکو وجود داشت امکان بروز نداشت. اما مردم همواره احساسات ملی گرایی و ضد روسی خود را پنهان نمی کردند. برای کشوری ضعیف همچون گرجستان در چنین شرایطی راهی باقی نمی ماند تا از یک متحد قوی برخوردار باشد. گرجی ها این متحد را غرب مخصوصا آمریکا و عضویت در ناتو می دانند.

 با وقوع «انقلاب گل رز»[45] و روی کارآمدن «میخائیل ساکاشویلی»[46]، وی شروع به نواختن سازی ناخوشایند برای روسیه نمود. درخواست و پافشاری تفلیس برای عضویت در ناتو، طنینی دلخراش برای رهبران کرملین بازتاب می کرد. اصولا حمایت آمریکا و اتحادیه ی اروپا از وی، شرایط ضمنی را به همراه داشت که آزاردهنده ترین آنها برای مسکو، حمایت بی چون و چرا از سیاست غرب و درخواست گرجستان مبنی بر عضویت «ناتو» محسوب می شود.(www.findarticle.com)

بطور کلی پس از استقلال گرجستان هر سه رئیس جمهور این کشور یعنی گامساخوردیا، شواردنادزه و ساکاشویلی با تمام تفاوتهایی که با یکدیگر داشته اند، در یک موضوع اتفاق نظر داشته اند و آن بدبینی و نگاه منفی نسبت به روسهاست. (www.rg.ru)

 در چنین شرایطی، گرجستان بیش از آنکه تمایل به همکاری با همسایه ی شمالی خود داشته باشد، علاقمند به روابط نزدیک با آمریکا، اروپا، نهادهای اروپایی و ناتوست.(Yazkova,2004)

 در این میان روسها معتقدند که گرجی ها تصورات اشتباهی نسبت به روسها در ذهن خود دارند. در 27 و 28 ماه مارس سال 2003، جمعی از سیاسیون و کارشناسان روسی و گرجی طی دیداری که با یکدیگر در مسکو داشتند، به تبادل نظر حول روابط دو کشور پرداختند. یکی از کارشناسان در این دیدار به تصورات اشتباه گرجی ها نسبت به روسها اشاره کرد. وی اذعان داشت که این تصورات در ذهن گرجی ها مخصوصا نخبگان آنان ریشه دوانده است. به نظر وی این تصورات نادرست عبارتند از:

1-      گرجی ها روسها را دشمن شماره یک خود می دانند.

2-      گرجی ها معتقدند روسیه به دنبال حضور نظامی در گرجستان است.

3-      روسیه به دنبال تجزیه ی گرجستان است.

4-      آمریکا می تواند ضامن تمامیت ارضی گرجستان باشد و مشکلات تجزیه طلبی این کشور را رفع نماید.

5-      گرجستان با عضویت در ناتو می تواند بر تمامی مشکلات خود غلبه نماید.(www.netda.ru)

 پس از انقلاب مخملین , حوادثی نظیر بمب گذاری در تلویزیون تفلیس در زمان مصاحبه ی زنده ی سفیر روسیه , سرقت از بانک اتحاد، کارگزار اصلی بانک های روس , بمب گذاری در ساختمان دو حزب روس گرا و حمله به منزل یک کارمند سفارت روسیه , همگی از شدت تندروی های ضد روسیه حکایت دارد.(سیف الهی، 1382) تمامی این موراد ناشی از همان احساسات ضد روسی و بدبینی گرجی ها نسبت به روسها ناشی می شود.

 در چنین شرایطی، تیم حاکمیت و شخص رئیس جمهور، رویکردی شدیدتر از اسلاف خویش در پیش گرفتند. آنها با خط و مشی غرب گرایانه و یا حداقل روس گریزانه، بیش از پیش اختلافات میان گرجستان و روسیه را نمایان ساختند. در این زمان، مسائلی همچون مناطق جدایی طلب در خاک گرجستان که تا پیش از این به نوعی میان روسیه و گرجستان حل و فصل می شد، موجب دامن زدن به اختلافات کهنه ی میان این دو و مانند آتش در زیر خاکستر آشکار شد.

«میخائیل ساکاشویلی»، «یکپارچگی گرجستان» را به عنوان یکی از شعار های بنیادی خود مطرح کرد. وی با تاکید بر حفظ تمامیت ارضی کشور، حل این معضل (جدایی خواهی) و تجدید حاکمیت گرجستان بر آنها را از اولویت های خود قرار داد.

 «ساکاشویلی» توانست با مساعدت روسها «اصلان آباشیدزه»[47] رئیس جمهوری خودمختار «آجاریا» را که از آغاز استقلال گرجستان از دولت فرمان نمی برد، درسال 2004 از قدرت به زیر کشد و روانه ی روسیه کند و آن منطقه را زیر فرمان دولت مرکزی درآورد. «آباشیدزه» که بارها درخواست «شواردنادزه» را برای سفر به «تفلیس» و گفتگو نپذیرفته بود، پس از پیروزی «ساکاشویلی» از او فرمان نمی برد و خودسرانه عمل می کرد. (امیراحمدیان، 1387: 45)

 اما دو منطقه ی جدایی طلب دیگر یعنی «آبخازیا» و «اوستیای جنوبی» همچنان ادعای استقلال داشته و در این میان گرجی ها، روسها را متهم به دخالت در امور داخلی گرجستان و جانبداری از جدایی طلبان می کردند.

بسیاریازتحلیلگران، حمایتروسیهازجدایی طلبان رابرایسرنگونیدولت ساکاشویلی، رئیس جمهوراینکشورمیدانستند. این در حالی بود که مقامات روس همواره، نگرانیگرجیهارادرمورداینکه، «مسکو» تلاشدارد«آبخازیا»و«اوستیای جنوبی»را بهکشورشملحقکند، تکذیبکرده و می کنند.اما آنچه در این میان موجب نگرانی بیشتر گرجی ها می شود، ایناستکهبیشترساکنانایندومنطقه، مجوز شهروندیروسیهرادریافت کردهاند[48].(گودرزی، 1386: 48) همچنین پول ملی روسیه، «روبل»[49] در این مناطق در جریان است، خطوط حمل و نقل میان روسیه و این مناطق ایجاد گشته است و روسها، با خرید املاک در این مناطق به دنبال اهداف خود هستند.

اما در این زمینه، اختلاف دیگری نیز میان دو کشور بوجود آمد. این اختلاف، پیرامون نیروهای حافظ صلح روسی است. پس از فروپاشی شوروی، شرایط برای روسیه دگرگون شد. روسیه تنها با «چین» و «فنلاند» مرز مشترک دارد. لذا جهت تامین امنیت مرزها به این جمهوری ها نیاز حیاتی دارد. در واقع ارتش به عنوان مهمترین اهرم فشار و قدرت مسکو، وسیله ی اصلی پیشبرد سیاست های خارجی در جمهوری­های سابق شوروی است. بدین معنی که در شرایطی که سازمانهای منطقه ای از حضور در مناقشات فرسایشی موجود در آسیای مرکزی و قفقاز طفره می روند، نیروهای پاسدار صلح روسی به رغم تحمل خسارات فراوان و نیز تلفات سنگین، در مناطق بحرانی حاضر شده تا اعتبار و نفوذ خود را گسترش داده و از این طریق به اهداف خود نائل آیند. این نیروها در مناطقی از کشورهای تاجیکستان، آذربایجان، ارمنستان و گرجستان حضور دارند. بر پایه ی موافقت نامه های آتش بس میان گرجی ها و جدایی طلبان در مناطق «اوستیای جنوبی» و «آبخازیا» نیروهای پاسدار صلح، زیر نظر «کنفرانس امنیت و همکاری در اروپا» (بعدها سازمانامنیت و همکاری در اروپا[50]) مستقر شدند، که وظیفه ی آنها جلوگیری از رویارویی مستقیم طرفهای درگیر بود.[51] ترکیب این نیروها که بیشتر سربازان و فرماندهان آن از روسها بودند، موجب شد، دولت گرجستان، روسیه را متهم به پشتیبانی نظامی و اقتصادی از جدایی طلبان از طریق این نیروها کند.

همانگونه که پیشتر بیان شد، منطقه ی قفقاز و بویژه گرجستان از اهمیت بسیار بالایی در سیاست خارجی روسیه برخوردار است.گرجستان به عنوان پل ارتباطی روسیه با دریای سیاه و آبهای گرم همواره جایگاه خاصی در سیاست خارجی روسیه داشته است. بر همین اساس، «مسکو» هرگز تمایلی به ترک صحنه ی رقابت در گرجستان ندارد. دراین راستا، روسیه از تمام توان خود جهت حضور در گرجستان در سالهای پس از استقلال استفاده کرده است. چنان که گفته شد، روسیه در دوران جنگ سرد درکشورهای قفقاز جنوبی دارای پایگاه نظامی بود که از آن برای پاسداری از قلمرو خود در برابر اعضای «ناتو» استفاده می کرد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، این پایگاهها به عنوان میراث به روسیه رسید.

روسها با اشاره به «منافع حیاتی و استراتژیک» که در گرجستان داشته اند، ادامه ی حضور خود در پایگاههای نظامی «دریای سیاه» و دیگر نقاط گرجستان را لازم دانستند و عدم تمایل خود را به خروج از این پایگاهها به انحاء گوناگون (از جمله ایجاد جنگ داخلی) به اثبات رسانده اند. (امیراحمدیان، 1383: 191)

این پایگاهها در سالهای پس از استقلال، همواره مورد اختلاف روسیه و گرجستان بوده است. این پایگاهها، مخزن تدارکات گروههای مسلح این کشور محسوب می­شوند که از درآمیختن کامل با ارتش ملی خودداری و موجبات اندوه و نگرانی «ادوارد شوارد نادزه» جانشین «گامساخوردیا» را فراهم کرده بودند. همزمان با سفر «بوریس یلتسین»[52]، رئیس جمهور روسیه در اوایل سال 1994 به گرجستان، مسکو گام دیگری برای افزایش حضور نظامی خود در قفقاز برداشت. «پاول کراچوف»[53]، وزیر دفاع وقت روسیه در گفتگو با رسانه های روسیه، از امضای یک قرارداد همکاری نظامی بین روسیه و گرجستان خبر داد. براساس مفاد این قرار داد، در پایان سال 1994 یک پایگاه دریایی در بندر «پوتی» ایجاد خواهد شد که وظیفه ی تامین امنیت روسیه و کشورهای عضو قرارداد امنیت جمعی در قفقاز را به عهده خواهد داشت. «یلتسین» تاکید کرد تا زمانی که مشکلات قومی در «آبخازیا» و «اوستیای جنوبی» حل و فصل نشود، هیچ گونه تسلیحات نظامی در اختیار ارتش گرجستان قرار نخواهد داد. (همان، 1383: 193-191) روسها حتی عقد این قراردادها را، عاملی در جهت حل و فصل سریعتر مشکلات موجود در «آبخازیا» و «اوستیای جنوبی» عنوان می کردند. بر اساس توافق نامه ای که در سال 1999 در اجلاس «سازمان امنیت و همکاری اروپا» در «استانبول» به امضا رسید، روسیه قول داده بود که نیروهایخودرا از پایگاههای نظامی درمنطقه«سوخومی»، «آخال کالاکی»، «باتومی»و«گودائوتا»[54] از سال 2001 به تدریج و در طی پنج سال تخلیه کند[55] و در مقابل گرجستان نیز متعهد شد، این پایگاهها را در اختیار دولت دیگری قرار ندهد.

در اوایل سال 2000 گرجستان با تمایلاتی که برای خروج از حوزه ی نفوذ روسیه داشت و عمدتا از سوی جریانها و احزاب و سیاستمداران غرب گرا هدایت می شد، خواهان پیوستن به «اتحادیه ی اروپا»[56] است. گرجستان اکنون عضو ناظر در «شورای اروپا»[57] شده و برای پیوستن به اتحادیه ی اروپا به انتظار ایستاده است. گرجستان با تشکیل و تقویت ارتش ملی خود و دریافت کمک های نظامی از غرب، و با مخالفت پارلمان گرجستان با ادامه ی حضور نیروهای روسی در مرزبانی و پایگاههای گرجستان، خواهان خروج ارتش روسیه از گرجستان و تحویل پایگاههای نظامی به آن کشور شد. روسیه نیز با تهدیدات غرب و پافشاری پارلمان گرجستان، ناگزیر شد از اوایل سال 2000 به خروج تدریجی نیروهای نظامی خود از گرجستان و تحویل پایگاههای نظامی به ارتش گرجستان اقدام کند. اما اتفاقات سال 2003 (انقلاب گل رز) و روی کار آمدن «ساکاشویلی» منجر به این شد که روسیه تخلیه ی پایگاهها را به آینده موکول کند. از آنجا که بحران در «آبخازیا» هنوز فروکش نکرده بود، ماموریت نیروهای پاسدار صلح نیز تمدید شد. در این سال وزارت دفاع روسیه اعلام کرد که این کشور تنها زمانی نیروهای خود را از خاک گرجستان عقب می کشد که دولت گرجستان به روسیه ضمانت امنیتی بدهد.

در حالی که تفلیس خواستار برچیده شدن پایگاه های نظامی روسیه در یک مهلت سه ساله بود، روس ها تاکید داشتند که این کار در کمتر از یک دوره ١١ ساله ممکن نیست.(سیف الهی، 1382)

از جمله دلائل عدم تخلیه ی این نوع پایگاهها توسط روسیه، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1-      حفظ برتری نظامی در منطقه

2-      تامین امنیت مرزهای خود

3-      ایستادگی در برابر ورود نیروهای غربی به کشورهای استقلال یافته از شوروی سابق   

4-      حمایت از نیروهای هوادار خود در کشورهای شوروی سابق، مخصوصا در منطقه ی قفقاز

 در توضیح مورد آخر بایستی به هواداری روسیه از جنبش جدایی طلب در «آبخازیا» به رهبری «ولادیسلاو آردزینبا»[58] و «اوستیای جنوبی» به رهبری «ادوارد کوکویتی»[59] اشاره کرد. روسیه سرانجام در سال 2006 بر اثر فشارهای دولت گرجستان، «ناتو»، «اتحادیه اروپا» و آمریکا ناگزیر شد، کار تخلیه را آغاز کند. در آن زمان روسیه اعلام کردآخرینسربازروساولدسامبر2007، گرجستانراترکمیکند. خروجپرسنلوتجهیزاتنیز15نوامبر، تکمیل می شود. مقاماتارتشروسیه همچنیناعلامکردند که تجهیزاتنظامیپایگاه12Mروسیهدربندر«باتومی»گرجستان، بهپایگاه102M ارمنستان، منتقلمی شود و اینپایگاهبه طور رسمی در 2008 بهگرجستانتحویلداده شد.

اکتبر2006بابازداشتپنج روس که چهار نفر از آنان افسربودند و بهآنهااتهامجاسوسیزدهشده بود، روابطدوکشورتیرهترشد. روسیهوگرجستانبههمیندلیلواردمناقشهی شدیدسیاسیشدند. این موضوع سبب قطع روابط دو کشور شد.

 به دنبال این اقدام، روسیه سفیرش را از گرجستان فرا خواند و برخی دیپلمات ها و خانواده هایشان را نیز از این کشور خارج کرد و اعتراض رسمی به سازمان ملل ارایه کرد.«سرگئی لاوروف»[60] وزیر دفاع روسیه، گرجستان را به عنوان یک کشور دزد محکوم کرد. سفارت روسیه در گرجستان نیز خدمات صدور ویزا را متوقف و به روسها توصیه کرد به کشور خود بازگردند. ((Piechko,2006

در چنین شرایطی، روسیه خواستار مداخله ی «شورای امنیت» شد و «ولادیمیر پوتین»[61] رئیس جمهور آن، مقامات دولت گرجستان را شدیدا مورد حملات لفظی خود قرار داد.

روسیه مرزهای خود را به روی گرجستان بست، جریان گاز به گرجستان را قطع کرد و درعینحالتحریمهاییدرزمینهی حملونقلوامورپستی، علیهگرجستاناعمال کردومهاجرانگرجی ساکن دراینکشور را دستگیر و یا اخراج کرد. با توجه به اینکه شمار زیادی از گرجی ها در روسیه زندگی و کار می کنند و درآمد خود را برای خانواده هایشان در داخل کشور ارسال می کنند، این برخورد ضربه ی سختی به اقتصاد ناتوان گرجستان وارد آورد.

به‌گفته‌ی «پوتین» در روسیه‌بیش‌از یک‌میلیون‌گرجی‌تبار بسر می‌برند که‌‌ سالانه‌٢ میلیارد دلار از درآمدهای‌خویش‌را روانه‌ی کشورشان‌می‌کنند و روسیه‌این‌توانایی‌را دارد که‌از انتقال‌این‌پولها برای‌تزریق‌به‌اقتصاد بیمار گرجستان‌که‌بشدت‌به‌آن‌نیازمند است‌، ممانعت‌به‌عمل‌آورد. (یاسری، 1382)

از سوی دیگر، برخی فرآورده های گرجی که خریداران خوبی در روسیه داشت، با تنش در روابط دو کشور، بازار روسیه را از دست داد. همچنین برخی از شرکتهای گرجیفعالدر روسیهنیزتعطیلشدند. زیر فشار شهروندان گرجی و دولت روسیه، رئیس جمهور گرجستان ناگزیر از تحویل دیپلماتهای روسی به کشور ثالث یعنی وزیر امور خارجه ی «بلژیک»به عنوان رئیس دوره ای «سازمان امنیت و همکاری اروپا» شد. در این میان حتیآزادیافسرانروسنیزبه کاهشتنشمیاندوکشورکمکنکرد.

لازم به توضیح است که روسها معتقد بودند گرجستان (مخصوصا رئیس جمهور این کشور، ساکاشویلی) پیش از این مورد نیز دست به اقداماتی مشابه، برای متشنج ساختن روابط با روسیه زده است. «آلکسیمکارکین» معاونمدیرکلمرکز فن آوری سیاسیروسیه، دستگیریگروههایمخالف دولت و طرفدارروسیه دراوایل سپتامبر2005، متهم کردن روسیهبهشرکتدر انفجارخط لوله یگاز در سال  2006و حادثه در خطوطانتقالبرق گرجستانکه بهقطعکاملبرقپایتختاینکشور در ژانویه ی 2006 منجرشد،  را از جمله ی این اقدامات می دانست. وی عقیده داشت که، «ساکاشویلی» میخواهدمشکلاتسیاستداخلیخودراباروشآزمونشده ی قدیمی، یعنیبسیججامعهدرمبارزهبایکدشمنخارجی، حل نماید.

در اینجا باید به ناآرامی های سال 2007 و اعتراضات مخالفان نسبت به «ساکاشویلی» اشاره کرد، که باز هم وی روسیه را بهدامنزدنبه اینناآرامیها و تحریک مخالفان رئیس جمهور، متهمکرد.

از جمله دیگر اختلافات دو کشور می توان به موضوع مسیر انتقال انرژی حوزه ی «دریای خزر»، اشاره کرد. درتوضیحاین مطلب باید گفت که، بااحداثخطلوله ی «باکو- تفلیس- جیحان»[62] و «باکو – تفلیس- ارزروم»[63] اهمیتگرجستانبهعنوانحلقه­یارتباطی«دریایخزر»به«دریایسیاه» باهدفکنترلمنابععظیمانرژیمنطقه توسطغرب، پررنگترخواهد شد.زیرابخشاصلیاینخطلولهبرایانتقالنفت «دریایخزر»به«دریایمدیترانه»[64]، ازخاکگرجستانعبورمی کند.اما آنچه بیش از همه حساسیت و نگرانی مسکو را بر می انگیخت، سیاستهاواقداماتواگرایانه مقاماتگرجستانبرایکاستنازنفوذتاریخیروسیه، درمنطقه بود. ازجملهمهم­تریناین اقدامات میتوانبهمواردزیراشارهکرد:

1-      فعال سازی سازمان کشورهایگوام[65] در مخالفت با حضور روسیه در قفقاز[66]

2-      تقویتوگسترشهمکاریسیاسی-امنیتیبا نهادهایغربیبهویژهشورایاروپاوناتووورودنیروهایآمریکاییبهمنطقه یقفقاز

3-      همکاری نزدیک گرجستان با مخالفان روسیه در اوکراین و حمایت آشکار از «ویکتور یوشچنکو»[67] برای به ثمر رساندن «انقلاب نارنجی»[68]

4-      پشتیبانی از چچنی ها در نبردشان با دولت مرکزی روسیه[69] و باز گذاشتن راه دسترسی آنها به جهان بیرون از کنترل روسیه در دره ی «پانکیسی»[70]

5-      مخالفت با پیوستن روسیه به سازمان بازرگانی جهانی (امیراحمدیان، 1387: 44)

6-      تلاش برای عضویت در ناتو[71]

7-      تامین تسلیحاتی گرجستان و تعلیم نظامیان این کشور توسط آمریکا

8-      تشکیل پیمان ضد روسی «ترابوزان»[72] میان گرجستان، آذربایجان و ترکیه

9- اعلام آمادگی گرجستان برای میزبانی از سامانه های دفاع موشکی آمریکا

اختلافات دو کشور سرانجام در 7 اوت 2008 منجر به روی دادن جنگی کوتاه و محدود میان این دو شد. این درگیری که در منطقه اوستیای جنوبی (استان جدایی طلب گرجستان) به وقوق پیوست، ابتدا با حمله ی ارتش گرجستان به نیروهای حافظ صلح روسی و روستاهای اوستیایی آغاز و سرانجام با دخالت روسیه به اوج خود رسید. روسها که به بهانه ی کشته شدن اتباع خود وارد صحنه ی درگیری شده بودند، به سرعت به داخل خاک گرجستان پیش روی کرده و تا نزدیکی تفلیس پایتخت گرجستان پیش رفتند. این جنگ سبب کشته شدن 15 سرباز و زخمی شدن 30 سرباز پاسدار صلح روسی در آغاز حمله ی گرجی ها و کشته شدن حدود دو هزار غیر نظامی‏, شد. بنابر ادعای ارتش گرجستان در این عملیات حدود یکصد نفر از نیروهای گرجی نیز کشته شدند. پس از آتش بس نیز روسیه استقلال دو منطقه ی خود مختار اوستیای جنوبی و آبخازیا را به رسمیت شناخت.

نتیجه گیری

گرجستان تا سال 1991 جزئی از اتحاد جماهیر شوروی بود و با فروپاشی این اتحاد به استقلال دست یافت. این کشور برای روسیه از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است؛ ازجمله مهمترین دلائل اهمیت گرجستان می توان به مسئله ی هم مرزی با شش جمهوری خودمختار در قالب روسیه و نیز مجاورت با دریای سیاه اشاره کرد. از زمان فروپاشی شوروی، روسیه به شدت از سمت جنوب احساس عدم امنیت می کند. گرجستان به دلیل تنوع قومی، مذهبی و نژادی و نیز اشتراکاتی که با
جمهوری­های خودمختار روسیه دارد، همیشه امکان اثر گذاری بر تحولات این مناطق خود مختار را داشته است، به همین سبب روسیه همواره در تلاش بوده است تا تحولات گرجستان را تحت کنترل خود درآورد. دریای سیاه نیز با قابلیت ترانزیت انرژی برای روسیه مهم تلقی می شود. همین دلائل موجب می شود تا روسیه از بدو استقلال گرجستان به دنبال روابط مستحکم با این کشور باشد. اما روابط دو کشور طی دو دهه ی اخیر فراز و نشیب بسیاری را تجربه کرده است. مخصوصا پس از تحولات سال 2003 که با عنوان انقلاب گل رز معروف شد، اختلافات ریشه ای دو کشور نمایان تر شد. از جمله مهمترین دلائل اختلاف دو کشور می توان به موضوع حمایت روسیه از مناطق جدایی طلب گرجستان (آبخازیا و اوستیای جنوبی) اشاره کرد. از موارد دیگر اختلاف دو کشور نزدیکی گرجستان به غرب مخصوصا آمریکا و از همه مهمتر درخواست جهت عضویت در ناتو می باشد. روسیه به دلائل بسیار مخالف حضور ناتو نزدیک مرزهای خویش است.

لازم به توضیح است که اختلافات دو کشور از زمان انقلاب گل رز به وجود نیامده است؛ بلکه از آن زمان اختلافات عمیق و ریشه ای دو کشور از حالت نهان به حالت آشکار رسید و نهایتا دراوت 2008 به اوج خود رسید و سبب رویارویی نظامی دو کشور و جنگ محدود میان آنان شد. این اختلافات که رییشه در تاریخ روابط دو کشور دارد سبب بدبینی گرجی ها نسبت به روسها شده و در نتیجه موجبات نزدیکی آنان به غرب را فراهم آورده است.

اما نکته ای که در این میان حائز اهمیت است این است که در سالهای اخیر مخصوصا پس از انقلاب گل رز روابط دو کشور بازتابی از روابط روسیه و آمریکا در درجه ی اول و روسیه، اروپا و ناتو در درجات بعد است. به عبارت دیگر هر گاه روابط روسیه و غرب مخصوصا آمریکا بهبود یافته است، روسیه در مقابل گرجستان موضعی نرم تر اتخاذ کرده است و هر گاه روابط این دو به سردی گرائیده است، روابط روسیه و گرجستان نیز پر تنش دنبال شده است.

پیش بینی آینده ی روابط دو کشور

پیش بینی روابط سیاسی دو کشور حداقل تا زمانیکه زمامداران فعلی بر سرکارند کار چندان مشکلی نیست. به نظر نمی رسد دو کشور در آینده ی بتوانند روابط نزدیکی داشته باشند. تا زمانیکه ساکاشویلی در گرجستان و پوتین یا مدودف[73] در روسیه بر سر کار باشند، به دلیل عدم انعطاف در مقابل یکدیگر نمی توان به آینده ی روابط دو کشور امیدوار بود. از یک سو ساکاشویلی به شدت بدگمان نسبت به روسیه و متمایل به غرب و خواستار پیوستن به ساختارهای یورو- آتلانتیکی و عضویت در ناتوست،  از سوی دیگر زمامداران روسیه نیز با مخالفت در مقابل عضویت گرجستان در ناتو و نزدیکی به غرب هستند. بنابراین به دلیل اینکه طرفین حاضر نیستند هر گونه نرمشی از خود در مقابل یکدیگر نشان دهند، نمی توان در آینده ی نزدیک انتظار روابط مناسبی از دو کشور داشت.

 



[1]. Georgia

[2]. Union of Soviet Socialist Republics

[3]. Caucasus

[4]. Black Sea

[5]. Chechen Republic

[6]. Republic of Ingushetia

[7]. Republic of North Ossetia

[8]. Karachay-Cherkess Republic

[9]. Kabardino-Balkar Republic

[10]. Republic of Adygea

[12]. Abkhazia

[13]. Darial Gorge

[14]. Mamisonsky

[15]. Sukhumi- Sochi

[16]. Baku

[17]. Qabala

[18]. Tbilisi

[21]. Adjara

[22]. Akhalkalaki

[23]. Yerevan

[24]. Nagorno-Karabakh

[25]. Supsa

[26]. Poti

[27]. South Ossetia

1. به عنوان مثال پس از فروپاشی شوروی از اوکراین خواسته شد تا جزیره ی کریمه را به روسیه باز گرداند.

[29]. CIS

1. در مورد قرارداد ماه سپتامبر ذکر این نکته ضروری است که بر طبق قرارداد مقرر شد که روسیه از آبخازها پشتیبانی نکند و در راه برقراری صلح و پیوستن این منطقه به گرجستان تلاش کند. این قرارداد توسط پارلمان گرجستان به تصویب رسید اما پارلمان روسیه هرگز آنرا به تصویب نرسانید.

1. شواردنادزه در کتاب خاطرات خود در ص395-394 به تلاشهای روسیه برای ایجاد کنفدراسیون مردمان قفقاز شمالی اشاره می کند که بخش هایی از گرجستان از جمله آبخازیا هم جزئی از آن خواهند بود.

2. سخنان ادواردشواردنادزه رئیس جمهور وقت گرجستان در دیدار با ژاک شیراک رئیس جمهور فرانسه در ژانویه ی سال 1997 گویای همین امر است. در این دیدار شواردنادزه تاکید کرد که برای کشورش تقاضای عضویت در ناتو عمل واقع بینانه ای نخواهد بود.

[33]. Inter RAO

[34]. Kolchis

[35]. Egrisi

[36]. Kartli

[37]. Iberia

[38]. Erekle

[39]. Alexander

[40]. Pavel

[41]. katrine

[42]. J. Stalin

[43]. E. Shevardnadze

[44]. Z.Gamsakhurdia

[45]. Rose Revolution

[46]. M.Saakashvili

[47]. A. Abashidze

2. روسها ادعا می کنند در منطقه ی قفقاز، 5/2 میلیون روس ساکن هستند.بنابراین آنان با توجیه دفاع از شهروندان خود وارد صحنه های مختلف درگیری می شود.

[49]. ruble) rouble(

[50]. Organization for Security and Co-operation in Europe(OSCE)

3. تعداد این نیروها تنها در منطقه ی اوستیای جنوبی به 1500 نفر می رسید، که متشکل از نیروهای پاسدار صلح روسی، اوستیای شمالی و گرجی بود.

[52]. B. Yeltsin

[53]. P.Krachov

[54]. Gudauta

2. روسیه نیز در مقابل، نظام لغو روادید را به طور یکجانبه ملغى و اخذ مجوز ورود به روسیه از گرجستان را با توجیه مبارزه با تروریسم الزامى کرد.

[56]. European Union (EU)

[57]. Council of Europe

[58]. V.Ardzinba

[59]. E. Kokoity

[60]. S. Lavrov

[61]. V. Putin

[62]. BTC

[63]. BTE

[64]. Mediterranean Sea

[65]. GUAM

5. گرجستان، اوکراین، مولداوی، ازبکستان و آذربایجان سازمان همکاری گوام را در برابر سازمان کشورهای مستقل مشترک المنافع تشکیل دادند که البته بعدها ازبکستان از آن خارج شد.

[67]. V.Yushchenko

[68]. Orange Revolution

8. روسها ادعا می کنند که گرجستان با پشتیبانی از تجزیه طلبان چچنی، در پی ضربه زدن به روسیه است. بر این اساس دولت گرجستان (هم دولت قبلی و هم دولت فعلی) با حمایت از جدایی طلبان چچنی، برای آنان مکانهایی جهت استراحت، معالجه و آموزش در دره پانکیسی فراهم آورده است.

[70].Pankassivalley

1. در سال 2008 این موضوع در گرجستان به همه پرسی گذاشته شد که بیش ازهفتاد درصد از شرکت کنندگان به آن رای مثبت دادند.

[72]. Trabzon

[73]. D. Medvedev

منابع

1- امیدی، علی، (1387) "ابعاد بین المللی بحران گرجستان وآثار آن بر منافع ملی ایران"، فصلنامه اطلاعات سیاسی و اقتصادی، ش 252-251

2- امیر احمدیان، بهرام (1383)گرجستان در گذر تاریخ، تهران، نشر و پژوهش شیرازه

3- امیراحمدیان، بهرام، 1387)"منطقه ی حائل بین غرب و روسیه کمربندی به نام قفقاز"، روزنامه اعتماد

4- خاتمی خسروشاهی، ابراهیم(1383) کتاب کشورهای مستقل مشترک المنافع CISویژه ی ملاحظات سیاسی خارجی امنیتی روسیه، تهران، انتشارات موسسه ی فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران

5- سیف الهی، آرمان، "گرجستان , محل تلاقی منافع مسکو و واشنگتن در منطقه"، روزنامه ی جمهوری اسلامی، 24 دی 1382

6- شوارد نادزه، ادوارد (1388) تامل در گذشته و آینده، ترجمه علیرضا اصلانی، پروین تواضع، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه

7- کولایی، الهه (1384)، افسانه ی انقلابهای رنگی، تهران، انتشارات موسسه ی فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران

8- گودرزی، مهناز، "روابط روسیه و گرجستان"، بولتن برنامه ی اوراسیای مرکزی، سال سوم، ش8، تابستان و پاییز1386

9- یاسری، غلامحسین، " منظومه‌تغییرات‌با قدرت‌توطئه‌"، روزنامه ی اعتماد، 27 آذر 1382

 

10- C.Doggart, “ Russian Investments in Georgia's Electricity Sector”, International Association for Energy Economics ,2011,from: http: //www.iaee.org/en/publications/newsletterdl.aspx?id=128

11- (Piechko) В. Печко, “Россия и Грузия на грани конфликта”,28 сентября2006 , из: http: //www.vz.ru /politics/2006/ 9/28 /50715 .html

12- (Yazkova)А. Язькова, “Кавказ и Россия Из истории российско-грузинских отношений”, Вестник Европы , No 11, 2004, из: http: //ricolor.org/europe/gruziya/gr/ist/4/

13-    www.findarticle.com

14-    www.georgians.ru

15-    www.netda.ru

16-    www.nregion.com

17-   www.rg.ru