نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای روابط بین الملل، گروه روابط بین الملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات،دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استاد گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

چکیده

چکیده
 در چند سال اخیر، بحران سوریه به یکی از مهمترین موضوعات نظام بین­الملل تبدیل شده و توجه بسیاری از کشورهای جهان را به خود معطوف کرده است. سوریه عرصه رقابت و محل جولان برخی از قدرت­های منطقه­ای و بین­المللی گشته و هر یک بر اساس اهداف و منافع خود به ایفای نقش در آن می­پردازند. در این بین، فدراسیون روسیه همواره یکی از اصلی­ترین بازیگران بین­المللی تأثیرگذار و دارای نقش تعیین­کننده در این عرصه بوده است. لذا در این مقاله چرایی و چگونگی سیاست ها و اقدامات روسیه در قبال بحران سوریه مورد مطالعه قرار گرفته است. علاوه بر آن، با توجه به اینکه تحولات در سوریه و رویکرد روسیه در قبال آن، به شکل مستقیم و غیرمستقیم دارای پیامدهایی برای منافع ملی جمهوری اسلامی ایران است لذا در این مقاله، بررسی جامعی از این موضوع شده است. سوال اصلی آن است که سیاست روسیه در قبال بحران سوریه و پیامدهای آن بر منافع ملی ایران چه بوده است؟ فرضیه مقاله حاکی از آن است که سیاست روسیه در بحران سوریه تلاشی در جهت ایجاد موازنه در نظام بین­الملل و مقابله با تهدیدات موجود از طرف غرب و آمریکا بر سر راه امنیت و منافع ملی این کشور است که همسویی مقطعی آن با سیاست­های ایران تأمین­کننده منافع ملی ایران می باشد ولی با این وجود، اختلاف رویکرد این دو کشور و نوع کنشگری آنها می تواند چالش­هایی را ایجاد نماید.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Russia's Policy in the Syrian Crisis and Its Consequences on Iran's National Interests

نویسندگان [English]

  • Rouhollah Darayandeh 1
  • hamid ahmadi 2

1 Ph.D. Student of International Relations, Science and Research Branch, Islamic Azad University(IAU), Department of International Relations , Tehran, Iran

2 Tehran University

چکیده [English]

Abstract
In the past few years, the Syrian crisis has become one of the most important issues in the international system and has attracted worldwide attention. Syria has become competition field for the regional and international powers which each plays a role according to their goals and interests. Meanwhile, the Russian Federation has always been one of the most influential international players which has played a decisive role in this field. Hence, In this article the cause and manners of Russia's policies and actions toward the Syrian crisis have been studied. Besides, knowing the fact that developments in Syria and the Russian's approach to it, has direct and indirect implications for the national interests of the Islamic Republic of Iran, a comprehensive review of this topic has also been made. Anyway, the main issue is that what’s Russia's policy on the Syrian crisis and its consequences for Iran's national interests? The hypothesis suggests that Russia's policy in the Syrian crisis is an attempt to create a balance in the international system and confronting existing threats posed by the United States over the security and national interests of the country which is in line with Iranian policies that provide its national interests. Nevertheless, differences in the attitudes of the two countries and their types of activism can create challenges.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Syria crisis
  • Islamic Republic of Iran
  • Russia
  • National interests
  • Structural realism

 

سیاست روسیه در بحران سوریه

و پیامدهای آن بر منافع ملی ایران

روح الله درآینده

دانشجوی دکتری روابط بین الملل، گروه روابط بین الملل، دانشگاه آزاد اسلامی،

واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران

حمید احمدی[1]

استاد دانشگاه تهران، عضو هیئت علمی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، تهران، ایران

(تاریخ دریافت 1/7/97-  تاریخ تصویب 14/11/97)

 

چکیده

 در چند سال اخیر، بحران سوریه به یکی از مهمترین موضوعات نظام بین­الملل تبدیل شده و توجه بسیاری از کشورهای جهان را به خود معطوف کرده است. سوریه عرصه رقابت و محل جولان برخی از قدرت­های منطقه­ای و بین­المللی گشته و هر یک بر اساس اهداف و منافع خود به ایفای نقش در آن می­پردازند. در این بین، فدراسیون روسیه همواره یکی از اصلی­ترین بازیگران بین­المللی تأثیرگذار و دارای نقش تعیین­کننده در این عرصه بوده است. لذا در این مقاله چرایی و چگونگی سیاست ها و اقدامات روسیه در قبال بحران سوریه مورد مطالعه قرار گرفته است. علاوه بر آن، با توجه به اینکه تحولات در سوریه و رویکرد روسیه در قبال آن، به شکل مستقیم و غیرمستقیم دارای پیامدهایی برای منافع ملی جمهوری اسلامی ایران است لذا در این مقاله، بررسی جامعی از این موضوع شده است. سوال اصلی آن است که سیاست روسیه در قبال بحران سوریه و پیامدهای آن بر منافع ملی ایران چه بوده است؟ فرضیه مقاله حاکی از آن است که سیاست روسیه در بحران سوریه تلاشی در جهت ایجاد موازنه در نظام بین­الملل و مقابله با تهدیدات موجود از طرف غرب و آمریکا بر سر راه امنیت و منافع ملی این کشور است که همسویی مقطعی آن با سیاست­های ایران تأمین­کننده منافع ملی ایران می باشد ولی با این وجود، اختلاف رویکرد این دو کشور و نوع کنشگری آنها می تواند چالش­هایی را ایجاد نماید.

واژه های کلیدی: بحران سوریه، جمهوری اسلامی ایران، روسیه، منافع ملی، واقع­گرایی ساختاری.

مقدمه

بعد از جنگ جهانی دوم، جهان در عمل بین دو بازیگر اصلی جدید روابط بین­الملل یعنی شوروی و آمریکا تقسیم شد و نظام بین­الملل بر اساس ساختار دوقطبی پایه ریزی شد. در دوران جنگ سرد، رقابت های دو ابرقدرت در ابعاد تسلیحاتی، نظامی و درگیری­های نظامی غیرمستقیم در قالب جنگ­های نیابتی و تلاش برای کسب نفوذ بیشتر در نقاط مختلف جهان، شاخصه اصلی روابط بین­الملل بود. بعد از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد، ساختار دوقطبی نظام بین­الملل دچار دگرگونی شد. از منظر واقع­گرایی ساختاری[2]، در نظام بین­الملل پساجنگ سرد، ماهیت آنارشیک ساختار نظام همچنان پایدار ماند و فروپاشی شوروی به معنای فروپاشی ساختار از نوع توزیع قدرت نظام بین­الملل بود. در نتیجه، ساختار نظام جهانی، هر­­ چند به مدت کوتاه، تحت شرایط تک­قطبی قرار گرفت. در نظم تک­قطبی، ابرقدرت در امور مختلف، توانایی تعیین­کنندگی دارد. در دوران جدید، آمریکا خود را تنها قدرت برتر جهان می­دانست و معتقد بود که نظام جهانی تنها با رهبری این کشور قابل حفظ است. در نتیجه، سیاست تهاجمی به دلیل حجم قدرت آمریکا در دستور کار این کشور قرار گرفت (دهشیار، 1386: 21). بدون تردید فشارها و الزامات ناشی از نظام بین­الملل موجب می شود تا سیاستگذاری دولت ها در مسیر همراهی، تقابل و یا بعضاً بی­تفاوتی نسبت به آن صورت­بندی گردد که این مسأله به اشکال مختلف بر روسیه تأثیر­­گذار بوده، بطوریکه مسکو در مسیر دوگانه تقابل و همراهی با مقتضیات نظام بین­الملل جدید قرار گرفته است (زهرانی و فرجی، 1393: 75-76). سوءظن روسیه به توزیع قدرت ناشی از نظام بین­الملل کنونی اغلب به واسطه یکجانبه­گرایی آمریکا و نمایش نظامی­گری این کشور بوده است. در واقع حضور سیاسی، اقتصادی و نظامی غرب در حوزه­های نفوذ روسیه از نگرانی­های این کشور پس از فروپاشی شوروی بوده است. روس­ها معتقدند که با تهدیدات جدی از ناحیه غرب و بویژه آمریکا مواجهند و بسیاری از تحولات جهانی نظیر گسترش ناتو، استقرار سپر موشکی و ... را ادامه روند محاصره خود و چالشی اساسی علیه منافع خود می­داند. در واقع، رویکرد تهاجمی آمریکا که محدود­کردن حوزه ژئویلیتیک و سیاسی روسیه به مرزهای خود و در نهایت آسیب­پذیر­کردن عمق راهبردی این کشور را در­ نظر دارد متغیری است که مسکو را به واکنش وادار کرده و دورانی شبیه جنگ سرد را تداعی می­کند.

مسکو، انقلاب­های عربی که از سال 2010 آغاز شده را چندان به نفع سیاست خاورمیانه ای خود نمی­داند و آن را بر هم زننده منطقه و در جهت منافع واشنگتن تلقی کرده است که می­تواند بر منافع ملی روسیه در خاورمیانه تأثیرات منفی داشته باشد. لذا، روسیه در واکنش به اقدامات آمریکا طیف متنوعی از واکنش­ها را به منظور موازنه­سازی در مقابل سیاست های هژمونیک آمریکا به اجرا گذاشته است. بحران سوریه این فرصت را برای مسکو ایجاد کرده تا به مقابله با سیاست­های واشنگتن بپردازد. از نگاه روسیه، سکوت یا همراهی این کشور در قبال اقدامات آمریکا باعث تقویت سلطه­طلبی این کشور خواهد شد. بنابراین، مسکو در تلاش است تا در بحران سوریه نقش محکم و اساسی ایفاء کند تا از این طریق از یک طرف امنیت خود را تأمین و از طرف دیگر، اعتبار و جایگاه خود را در عرصه منطقه­ای و جهانی تقویت نماید. علاوه بر این، روسیه و ایران بر اساس منافع خود جبهه مشترکی را در بحران سوریه تشکیل داده­اند و همکاری تنگاتنگی با یکدیگر در حوزه­های سیاسی، امنیتی و دفاعی برای مدیریت بحران دارند که پیامدهایی برای منافع ملی ایران داشته است. لذا مسأله اصلی پژوهش آن است که سیاست روسیه در قبال بحران سوریه چگونه است؟ و اینکه روسیه با مداخله در بحران سوریه چه اهدافی را تعقیب می کند و این سیاست چه تأثیر­ی بر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران دارد؟. فرضیه مقاله حاکی از آن است که سیاست روسیه در بحران سوریه تلاشی در جهت ایجاد موازنه در نظام بین­الملل و مقابله با تهدیدات موجود از طرف غرب و آمریکا بر سر راه امنیت و منافع ملی این کشور است که همسویی مقطعی آن با سیاست­های ایران تأمین­کننده منافع ملی ایران می باشد با این وجود، اختلاف رویکرد این دو کشور و نوع کنشگری آنها می­تواند چالش­هایی را ایجاد نماید. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی است و ابزار گردآوری داده­ها کتابخانه­ای است.

1. چهارچوب نظری: واقع­گرایی ساختاری

واقع­گرایی، به عنوان مکتب تئوریک مسلط در رشته روابط بین­الملل در دوره پس از جنگ جهانی دوم محسوب می­شود. به رغم مواجهه این نظریه با چالش­های مختلف در طول دهه­های اخیر، ولی همچنان به عنوان یکی از نظریه­های اصلی روابط بین­الملل تداوم یافته است. واقع­گرایی تلاشی بود برای انتقال اصول تجربی دیپلماسی قرن نوزدهمی اروپا، به نظریه­ای علمی که به طور عمده در آمریکا بکار گرفته شد (Guzzini,1998: 1). واقع­گراها، دولتها را بازیگران اصلی سیاست بین­الملل می­دانند. آنها بر مقوله امنیت تأکید فراوان دارند. همچنین، نیروی نظامی کارآمد را برای حمایت از دیپلماسی، سیاست خارجی و در نهایت تأمین امنیت ضروری قلمداد می­کنند. آنها بر استفاده از تهمیداتی چون موازنه قدرت[3] و بازدارندگی تأکید دارند (قوام، 1394: 298-297).

نوواقع­گرایی[4] که به آن واقع­گرایی ساختاری نیز اطلاق می شود، برای اولین بار توسط کنت والتز[5] در سال 1979 مطرح شد. وی در کتاب "نظریه سیاست بین الملل" به تبیین اصول واقع­گرایی ساختاری پرداخت. واقع­گرایی ساختاری اصول پایه­ای واقع­گرایی کلاسیک از قبیل دولت­ محوری، قدرت محوری، آنارشیک بودن نظام بین­الملل، یکپارچگی و عقلانیت کشورها، و توازن قوا را می پذیرد ولی از جهات مختلف، متفاوت و مستقل از واقع­گرایی کلاسیک می باشد (دهقانی فیروزآبادی، 1389: 34). این نظریه، بر خلاف واقع­گرایی، سرشت انسان را باعث کشمکش میان دولتها و تلاش آنها برای کسب قدرت نمی­داند بلکه سطح تحلیل را نظام بین­الملل در نظر گرفته و ساختار آنارشیک سیستم بین­المللی را عامل وادار­شدن دولت ها در تعقیب قدرت و تعیین­کننده نوع و قواعد بازی به حساب می­آورد.

 از دیدگاه والتز، نظام بین­الملل ساختار مشخصی دارد که در آن باید سه اصل یعنی نظم دهندگی، ویژگی­های واحدهای موجود در نظام، و توزیع توانایی میان واحد­ها را در نظر گرفت (Waltz, 1979: 81-82). بر اساس اصل نظم دهندگی، نظام بین­المللی در یک حالت آنارشی قرار دارد که دولت ها را بر آن می دارد تا بدون توجه به ظرفیت شان به دنبال تأمین امنیت و خودیاری عمل کنند. در مورد ویژگی دوم آنها معتقدندکه همه دولت های موجود در نظام بین­الملل به واسطه وجود فشارهای ساختاری، از لحاظ کارکردی در وضعیت مشابهی­اند و هدف مشترک بقا را دارند (سیف زاده، 1388: 251-250). در ارتباط با مسأله سوم، این ویژگی ساختار به میزان تمرکز و پراکندگی توانمندی­های داخلی نظام مربوط می­گردد. در واقع عامل مهم در ظهور و سقوط نظام­های بین­المللی، ظهور و سقوط دولت های قدرتمندی است که به الگوهای تعامل بین­المللی شکل می دهند.

در نظریه واقع­گرایی ساختاری، دولت ها بشدت به موازنه قوا اهمیت می­دهند. آنها در تلاشند تا به نوعی از رقبای بالقوه خود قوی­تر باشند، زیرا این برتری، بقا و امنیت آنان را بیشینه می­سازد. به همین دلیل، کشورها سعی می­کنند تا قدرت را به قیمت از دست دادن آن از سوی رقبا بدست آورند. جنگ و نیروی نظامی، نه برای تغییر و برهم زدن وضع موجود، بلکه برای حفظ وضع موجود مفید است (Waltz, 1979: 190-191). راهبرد کشورها برای مقابله با تلاش رقبا برای افزایش قدرتشان موازنه­سازی است. کشورهایی که احساس تهدید می­کنند از طریق موازنه سازی درون گرا، یعنی تقویت توانایی­های خود، یا موازنه­سازی برون­گرا، در چهارچوب ائتلاف­های نظامی به مقابله با کشورهای برهم زننده موازنه قوا می­پردازند (Waltz, 1979: 126-128).

واقع­گرایی ساختاری، ماهیت و امکان همکاری­های بین­المللی را بر اساس ساختار آنارشیک نظام بین­الملل تبیین می­کند. آنها با تردید به موضوع همکاری می­نگرند ولی آن را غیرممکن نمی­دانند. آنها معتقدند که دولت ها با یکدیگر همکاری می­کنند تا از این راه قدرت خویش را به حداکثر برسانند. آن همکاری مدنظر است که در خدمت منافع ملی دولت ها قرار گیرد (جکسون و سورنسون، 1385: 75). در واقع، پیامدهای آنارشیک بودن نظام بین­الملل دو مانع تقلب و دستاوردهای نسبی را برای همکاری­های بین­المللی ایجاد می­کند. در واقع، در نظام غیرمتمرکز و خودیار و بر اثر فضای بی اعتمادی حاکم بر روابط بین­الملل، کشورها از ترس فریب خوردن از شریک های خود، در ایجاد و تداوم همکاری با کشورهای دیگر حتی در شرایطی که همکاری آنها متضمن سود مطلق باشد با احتیاط عمل می­کنند (صادقی و مرادی، 1396: 155).

2. سیاست روسیه در قبال بحران سوریه

2-1. علل و ریشه های بحران سوریه

سوریه از کشورهایی است که تقابل و کنش سه عامل جغرافیا، قدرت و سیاست، موجب شکل گیری نوعی رقابت بین­المللی برای مدیریت تحولات داخلی این کشور شده است. مهمترین عارضه ژئوپلتیک سوریه این است که در مجاورت مرزهای فلسطین، یعنی قلب خاورمیانه و کانون معادلات چند مجهولی این منطقه واقع شده است (نیاکویی و بهمنش، 1391: 104-103). سوریه بازیگری ژئوپلتیک محور است که با سه عامل واقع­شدن در منطقه استراتژیک خاورمیانه، قرار­گرفتن بر کناره شرقی دریای مدیترانه و برخورداری از کیلومترها ساحل با کشورهای حاشیه این منطقه ارتباط دارد. به دلیل اهمیت و نقش استراتژیک سوریه، بسیاری این کشور را بزرگترین کشور کوچک جهان می­نامند (رجبی، 1391: 126).

 بحران سوریه منازعه ای چند­لایه است. بر این اساس، ریشه­های بحران در سوریه را می­توان در سه سطح تحلیل داخلی، منطقه­ای و بین­المللی تبیین نمود. در سطح تحلیل داخلی، بحران سوریه از آنجایی آغاز شد که در 11 مارس 2011، چند دانش­آموز در درعا علیه نظام حاکم شعارنویسی کردند که نیروهای امنیتی آنها را بازداشت کردند. متعاقب این امر شایعاتی مبنی بر تجاوز به این افراد نیز انتشار یافت. ادامه این ماجرا، تجمع اهل سنت در مسجد العمری درعا بود که علیه نظام حاکم شعارهایی سر دادند. در این بین، سرویس های امنیتی عربستان و اردن با کمک سران برخی از گروه­های وهابی، شیوخ عشایر و باندهای قاچاق فعال شده و از طریق شعارهایی نظیر «شیعه و علوی در تابوت بمیرد، مسیحی در بیروت» به تحریک مردم پرداختند. اعتراضات شدت گرفت و بتدریج سراسر کشور را فرا گرفت. دامنه اعتراضات در بعضی شهرها به حدی شدت گرفت که نیروهای دولتی مجبور به استفاده از ادوات جنگی سنگین شدند (عباس زاده فتح آبادی و مهدی­پور، 1393: 21). برای پیوند میان معترضان، کمیته­های مختلف هماهنگی بوجود آمد. همچنین، مخالفان در خارج نیز به تحریک غربی­ها بر اساس مدل بوجودآمده در لیبی، شورای ملی سوریه را تشکیل دادند (Hinnebusch, 2012: 107). در ادامه اعتراضات به شکل مسلحانه ادامه یافت. در واقع، گروه­های مخالف اسد در داخل سوریه شامل شورای ملی سوریه، ارتش آزاد سوریه، ائتلاف ملی نیروهای انقلابی، جبهه آزادی بخش، جبهه النصره و دولت اسلامی عراق و شام (داعش)[6] می­باشند. نبرد میان مخالفان مسلح و نیروهای دولتی منجر به رقابت جهت کنترل مراکز قدرت سیاسی و اقتصادی در سوریه شده و نیز پیشروی سریع نیروهای داعش در اواسط سال 2014، خاک این کشور را به صحنه تمام عیار جنگ داخلی تبدیل نموده است (Adams, 2015: 8).

از طرف دیگر؛ دو سطح تحلیل متفاوت دیگر که به واکاوی بحران سوریه کمک می­کند، سطوح تحلیل منطقه­ای و بین­المللی است. هیچ از این دو سطح مستقل از یکدیگر نیستند. تحولات در یک سطح نتایج و تأثیرات خود را بر سطح دیگر می­گذارد. بنابراین همکاری و ائتلاف­ها در یک سطح موازی با سطح دیگر است. بازیگران اصلی منطقه­ای درگیر در بحران سوریه، ایران، ترکیه، عربستان و برخی دیگر از کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند. سومین سطح از بحران چندلایه ای سوریه، لایه بین­المللی است که بازیگران آن با توجه به قدرت و جایگاهی که در نظام بین­الملل دارند، حرف نهایی را می زنند. بازیگران اصلی این سطح، آمریکا و روسیه می­باشند.

2-2. اهمیت سوریه برای روسیه

کارشناسان روابط بین­الملل و خاورمیانه اولین ویژگی روابط میان مسکو و دمشق را تاریخی ­بودن آن می­دانند. روابط تاریخی که همواره زمینه مناسبی برای همکاری نزدیک بین دو طرف فراهم می­کند (زرگر، 1392: 60). اولین کنسولگری روسیه در دمشق در سال 1893 تأسیس شد. شوروی در سال 1944 با سوریه روابط دیپلماتیک برقرار نمود. تا اوائل دهه 50 میلادی، سوریه به تدریج به یکی از مهمترین شرکای شوروی در خاورمیانه تبدیل شد. از سال 1955 شوروی کمک نظامی و اقتصادی وسیعی به سوریه ارائه کرد زیرا سوریه از پیوستن به پیمان بغداد که مورد حمایت غرب بود اجتناب نمود. روابط سوریه با شوروی تا زمان حیات جمال­عبدالناصر تحت الشعاع روابط شوروی و مصر بود، زیرا مصر در دوران ناصر محور ناسیونالیسم عرب و ستون اصلی مبارزه علیه اسرائیل محسوب می­شد. به دنبال به قدرت رسیدن سادات، روابط مصر با شوروی بحرانی شد ولی در مقابل کمک­های مسکو به سوریه به اوج خود رسید و این کشور به عنوان شریک اصلی شوروی در منطقه شناسایی شد. روابط خوب دو کشور در دوران جنگ سرد با ایجاد پایگاه هوایی لاذقیهتوسط شوروی در سوریه و توسعه بیش از پیش انواع همکاری­های سیاسی و نظامی تکمیل شد (شیخ الاسلامی و بیکی، 1392: 152). اما تغییر در جهت گیری­های سیاسی شوروی در نیمه دهه 1980 با روی کار آمدن گورباچف و در قالب تفکر نوین، بر روابط با سوریه نیز اثرگذار بوده و روابط آن با سوریه تنزل پیدا نمود (کولایی و سلطانی نژاد، 1395: 118).

از آنجایی که در سال های اول بعد از فروپاشی شوروی، روسیه به دنبال بازسازی روابط خود با غرب و آمریکا بود لذا موضوع سردی روابط بین دو طرف تا مدتی دیگر نیز ادامه داشت. ولی با روی کار آمدن مجدد گفتمان اوراسیاگرایی در سیاست خارجی روسیه، روابط این کشور با بازیگران خاورمیانه­ای به شدت تقویت شد به گونه ای که در سال های اخیر مسکو روابط مستحکمی را با دمشق پی­ریزی کرده و در تلاش است تا سوریه را به عنوان دروازه ورود به خاورمیانه و جهان عرب تحت نفوذ خود نگه دارد (شیخ الاسلامی و بیکی، 1392: 152). در نوامبر 2009، یک شرکت روسی پروژه ساخت نیروگاهی در سوریه را آغاز کرد. مسأله دیگر به صادرات تسلیحات روسی به سوریه برمی­گردد و این مبادلات تا آنجا افزایش یافت که سوریه در میان ده کشور وارد کننده تسلیحات نظامی از روسیه و نیز در میان شر­کای تجاری تسلیحاتی خاورمیانه­ای روسیه در فاصله سال های 2008 تا 2012 به جایگاه ششم رسید (صادقی و لطفی، 1395: 115). سرگئی لاوروف،وزیر خارجه روسیه اعلام کرد که کشورش بنا به قراردادهای دوجانبه ای که با دولت قانونی سوریه منعقد کرده از آن کشور با تمام توان حمایت می­کند  و در سال 2011 نیز قرارداد فروش تجهیزات نظامی به مبلغ یک میلیارد دلار را اجرایی کرده است (Sandikli and Semin, 2014: (3-11.

2-3. چرایی ورود روسیه به بحران سوریه

بر اساس فرهنگ سیاست خارجی روسیه، نظام بین­الملل دارای ماهیتی آنارشیک است. این کشور، رویکردی واقع گرایانه به نظام بین الملل دارد (قوام،1393: 515). با روی کار­آمدن پوتین در روسیه، گفتمان قدرت بزرگ هنجارمند در سیاست خارجی روسیه حاکم شد. براین اساس، سه اصل نوسازی اقتصادی، دستیابی به جایگاه بایسته در فرآیندهای رقابت جهانی و اعاده جایگاه روسیه به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی مبنای سیاست خارجی این کشور قرار گرفت. در سال های پایانی دوره اول ریاست جمهوری پوتین، مسائلی به وقوع پیوست که سیاست خارجی روسیه را تحت الشعاع قرار داد و ماهیت مقاومت غیر مستقیم را به تدریج به مقاومت مستقیم روسیه در برابر غرب و آمریکا تبدیل کرد. در دکترین­های نظامی روسیه، به تدریج ادبیات تهدید و خطر برای روسیه و راههای مقابله با آن گسترش یافت. این موضوع با انتخاب مجدد پوتین در سال 2012، تشدید شد. بنابراین، مسکو حضور قدرتمندانه خود و موازنه سازی در برابر غرب در خاورمیانه را ضروری دانسته و تلاش ها برای حذف خود را از این منطقه بر نمی­تابد. نباید تأکید پریماکف، وزیر خارجه سابق روسیه را از یاد برد که گفت: خاورمیانه به لحاظ تاریخی در حوزه منافع خاص روسیه قرار دارد (Malyshev, 2015: 113).

تحولات در کشورهای عربی از مسائلی بودکه روسیه را وادار کرد تا در برابر غرب به مقاومت بپردازد. مسکو چنین تغییرات سیاسی بنیادی را در راستای منافع آمریکا تلقی کرده که می­تواند به گسترش دایره نفوذ آن در خاورمیانه به شکل ساختاری منجر شود. پوتین، خیزش­های عربی را جریانی دستکاری شده از سوی غرب قلمداد کرده است. وی در مقاله­ای با عنوان "روسیه و جهان در حال تغییر"، ضمن اشاره به موج سواری غرب در تحولات عربی، سیاست های مداخله جویانه آمریکا در خاورمیانه را عوام فریبی پیش­پا افتاده نامید (نوری، 1391: 9).

روسیه از آغاز بحران سوریه تاکنون در تلاش بوده تا از نظام حاکم سوریه حمایت کند. در واقع، سقوط نظام سوریه برای روسیه که با رویکرد واقع­گرایی مسائل بین­المللی را رصد می کند به معنی از دست دادن آخرین حلقه از متحدان اصلی­اش در خاورمیانه است. سوریه طی دوران جنگ سرد و حتی پس از آن جزء متحدان روسیه محسوب می­شود، لذا روسیه در تلاش است که مانع نفوذ سایر قدرت­ها در این کشور شود. بنابراین، هرچند حضور روسیه در سوریه ظاهراً برای حفظ منافع راهبردی نظام حاکم در این کشور است اما در سطح کلان به نوعی حمایت از اهداف راهبردی خودش می­باشد(Rogers and Reeva, (2015: 1.

به طور کلی، دلایل بسیاری برای مداخله روسیه در بحران سوریه وجود دارد. نخست، مخالفت روسیه با نظام تک قطبی می­باشد. مسکو برآنست تا چندجانبه گرایی را در ادبیات راهبردی بین المللی تقویت کند، زیرا در این فضا، فرصت برای نقش­آفرینی بیشتر روسیه فراهم می شود. از دیدگاه واقع­گرایی ساختاری، بروز سیاست خارجی تهاجمی­تر در روسیه نتیجه فشارهای ساختاری ایجاد شده به وسیله نظام بین­الملل است (باقری دولت آبادی،1393). در واقع رویکرد همکاری و همدردی روسیه با آمریکا در چهارچوب مبارزه با تروریسم پس از حادثه 11 سپتامبر سال 2001، نه تنها امتیازی برای مسکو فراهم نکرد بلکه باعث محدودیت و تحدید نفوذ این کشور در مناطق مختلف جهان  بویژه در حوزه پیرامونی­اش شد. پریماکف معتقد است که پس از 11 سپتامبر جز افزایش یکجانبه­گرایی آمریکا در نظام بین­الملل هیچ چیز تغییر نکرده است (اشرفی و بابازاده، 1394: 53).  بنابراین، در سطح بین­المللی، حضور روسیه در سوریه، به تثبیت موقعیتش به عنوان یک قدرت جهانی کمک می­کند. هنری کسینجر بیان می­دارد: "پوتین نمی خواهد آمریکا به صورت یکجانبه تعیین کننده روند تحولات در منطقه باشد." این گفته لاوروف که آینده جهان با توجه به نوع چگونگی شکل‌گیری شرایط جدید در سوریه پدید می­آید بیانگر این است که سوریه برای روسیه یک بعد حیثیتی پیدا کرده و وقتی آن را با چگونگی آینده‌سازی قدرت در جهان و نه فقط بازی ژئوپلتیکی پیوند می‌زنند، بیانگر ارزشی است که دمشق برای مسکو دارد (قربانی:1392).

دوم، به تلاش روسیه برای جلوگیری از کاهش نفوذش در خاورمیانه برمی­گردد. یکی از رویکردهای سیاست خارجی روسیه در دوران جدید، کنارگذاشتن احساس حقارت دهه 1990 و بازگرداندن روسیه به جایگاه بالا در امور بین­الملل است. روسیه می­خواهد تأثیر خود در خاورمیانه را گسترش و یا در همین حد حفط نماید. این تأثیرگذاری عمدتاً در ارتباط روسیه با سوریه و ایران تبلور یافته و از دست دادن هر یک از آنها به حذف آخرین ردپای باقیمانده روسیه در این منطقه ژئوپلتیک می­انجامد  .(Bagdonas, 2012: 67)

سوم، اقدام روسیه در راستای تحقق دکترین امنیت ملی است. مصون سازی محیط پیرامونی از تهدیدات خارجی از اصول سند دکترین امنیتی روسیه تا سال 2020 می­باشد. روسیه تلاش می­کند سوریه را به عنوان بازیگری «برونگرا» که به ایفای نقش منطقه­ای خود در راستای منافع مسکو مبادرت می ورزد، حفظ نماید. سقوط نظام سوریه به معنای ورود ناتو به حیات خلوت منافع روسیه و تضعیف موقعیت، اعتبار و جایگاه بین­المللی روسیه و در نهایت ناکامی در تحقق مبانی دکترین امنیت ملی روسیه می­باشد (قربانی،1392).

چهارم، نگرانی روسیه از گسترش اسلام سلفی به حوزه نفوذ خود می باشد. مجاورت خاورمیانه و مرزهای جنوبی روسیه باعث شده که بسیاری خاورمیانه را نقطه آسیب پذیر برای منافع روسیه قلمداد کنند. مسکو از روی کار آمدن یک دولت اسلامی افراطی در سوریه نگران است و به دلایل مختلف آن را تهدیدی علیه ثبات مناطق مسلمان‌نشین خود می داند (رستمی، 1394: 112-109). اول، برخی مناطق روسیه از جمله چچن و داغستان مناطقی اند که سلفی ها امیدوار به توسعه نفوذ خود در آنجا می باشند. دوم، برخی از اتباع روسیه که به گروه های تروریستی در سوریه پیوسته اند خصومتی دیرینه با مسکو داشته و سودای جدایی از حکومت مرکزی را دارند (دهقانی فیروزآبادی و مرادی، 1394: 80-79).

پنجم، حفظ پایگاه دریایی روسیه در طرطوس[7]  می­باشد که در مجاورت ساحل دریای مدیترانه و در نزدیکی مرز سوریه با لبنان واقع شده است. مطابق با واقع­گرایی ساختاری، روسیه پایگاه نظامی طرطوس را جزء مهمی از قابلیت های مادی­اش می­داند. دکترین دریایی روسیه 2020 ، حضور دائمی نیروی دریایی را در مدیترانه پیشنهاد می­کند. پایگاه طرطوس، نقطه دریافت برای تسلیحات سلاح روسی است و قادر به اتصال زیردریایی های هسته ای می­باشد .(Allcock, 2016: 4) پایگاه طرطوس از لحاظ موقعیت راهبردی جهت دستیابی به اهداف سیاسی برای روسیه دارای اهمیت بالا می­باشد (صادقی و لطفی، 1395: 112-111).

ششم، ملاحظات و منافع اقتصادی روسیه در سوریه است. روسیه مبادلات 50 تا 60 میلیارد دلاری با کشورهای منطقه دارد که از این میزان حدود 1 میلیارد دلار مبادلات تسلیحاتی و 5/1میلیارد دلار مبادلات تجاری با سوریه است که با سقوط نظام سوریه، روس­ها منافع اقتصادی خویش در این کشور را از دست می­دهند. اگرچه این رقم خیلی مهم نیست، اما این مسئله قابل توجه است که روسیه شریک اصلی و اولین فروشنده تسلیحات به سوریه است. سرانجام، روسیه از تکرار سناریوی لیبی در سوریه نگرانی دارد. ماجرای دخالت نظامی در لیبی، فریبکاری غرب و آمریکا را به روسیه نشان داد. غربی ها در ازای رأی ممتنع روس‌ها به روسیه وعده داده بودند که منافع آن کشور در لیبی را در نظر بگیرند. اما پس از سرنگونی قذافی، آنها به هیچ یک از تعهدات خود عمل نکردند (قربانی، 1392).

2-4. راهبردهای روسیه برای حل و فصل بحران سوریه

به طور کلی، روسیه برای مدیریت بحران سوریه راهبردهای مختلفی را در پیش گرفته است. اول اینکه روسیه به عنوان یکی از اعضای دائم شورای امنیت با دارا بودن حق وتو بر این اعتقاد است که سازمان ملل متحد و شورای امنیت به عنوان یکی از منابع قدرت بین-الملل و محور مرکزی در ایجاد یک سیستم روابط بین­الملل پایدار می­باشد. روسیه بر آن است که از ابزار سازمان ملل در حل و فصل بحران بحران سوریه در جهت منافع خود استفاده کند تا  از این طریق مانع از یکجانبه­گرایی آمریکا گردد. روس ها، توسل شورای امنیت به دکترین مسئولیت حمایت در سال 2011 با تصویب قطعنامه 1973 را پوششی برای استراتژی تغییر رژیم در لیبی قلمداد و تلاش نمودند که دیگر در این دام نیفتند (Bajoria and Mcmahon: 2013). روسیه به دفعات، مخالفت شدید خود را با طرح­هایی مانند اعلام منطقه پرواز ممنوع در سوریه اعلام نمود. از طرفی، در سال 2013 که بحران سوریه افزایش یافت و آمریکا و همپیمانان آن به بهانه استفاده دولت سوریه از تسلیحات شیمیایی تا آستانه کاربرد نیروی نظامی علیه این کشور پیش رفتند و تلاش کردند تا با شکل دادن به یک اجماع بین­المللی، روسیه را نیز با خود همراه ساخته و به نوعی چراغ سبز این کشور را نیز حداقل برای مداخله نظامی هوایی محدود در سوریه بگیرند، روسیه همچنان مقاومت نموده و به ویژه، در نشست گروه 20 در روسیه سیاست های مداخله جویانه آمریکا را مورد انتقاد شدید قرار داد (زرگر، 1392: 66). همچنین، بعد از حملات شیمیایی به خان شیخون[8] در آوریل 2017 و دوما[9] در آوریل 2018، روسیه ضمن مردود دانستن دخالت دولت اسد در این حملات، از آمریکا و متحدانش خواست تا از هرگونه مداخله نظامی در سوریه، خارج از چهارچوب شورای امنیت خودداری کند (اسپوتنیک، 22 فروردین 1397).  به طور کلی، از آغاز بحران سوریه تا­کنون، روسیه در مجموع 12 دفعه قطعنامه­های کشورهای غربی بویژه آمریکا را وتو کرده است. ایستادگی مسکو در شورای امنیت نشان داده است که آمریکا نمی تواند مانند مدل لیبی عمل کند. شواهد گویای آن است که روسیه به دنبال موازنه قوا و برقراری تعادل استراتژیک با آمریکا در خاورمیانه است.

راهبرد دیگر روسیه برای مدیریت بحران سوریه، مداخله نظامی می­باشد. در آغاز بحران، حمایت روسیه از اسد در حد حمایت­های سیاسی خلاصه می­شد ولی در ادامه این حمایت در قالب پشتیبانی نظامی نمایان شد. پس از آنکه گروه­های مخالف مسلح و گروه های تروریستی- تکفیری مانند داعش و النصره بخش­های  بیشتری از سوریه را به تسلط خود درآوردند، دایره حمایت روسیه نیز افزایش یافت. در این راستا، کمک نظامی به نظام سوریه از سال 2015 با حملات هوایی به مقر مخالفین و برخی گروه­های مسلح مانند داعش به حمایت های گذشته شکل دیگری بخشید. حملات هوایی روسیه، به نظام سوریه این امکان را می­دهد تا اولاً جایگاه فعلی خود تحکیم ببخشد و در مرحله بعدی مناطق بیشتری را از کنترل مخالفین خارج کند (Ozertem, 2015: 7). اقدام نظامی روسیه در سوریه که اولین آن پس از سال 1989 در خاورمیانه محسوب می­شود از شکل­گیری یک بازی بزرگ جدید در منطقه در چهارچوب حفظ و تقویت موقعیت نسبی مسکو در نظم بین­المللی حکایت دارد (Allcock, 2016: 1).

سوم، روس­ها، با توجه به تأثیرگذاری در سوریه و به منظور ایجاد نوعی موازنه سعی می­کنند ابتکار عمل را در مذاکرات برای حل و فصل سیاسی بحران در دست بگیرند. مسکو شرایط لازم را برای برگزاری نشست­های مختلف فراهم کرده است. به عنوان مثال، روسیه از ژانویه 2017، مذاکرات صلح آستانه را با کمک ایران و همراهی ترکیه برگزار کرده است. این مذاکرات به موازات مذاکرات ژنو پیگیری می­شود که به نوعی می­توان آن را مکمل مذاکرات ژنو در نظر گرفت. همچنین، روسیه با ابتکار خود نشست­هایی را در بندر سوچی[10]، ترتیب داده است. در نوامبر 2017 برای اولین بار جلسه ای در مورد تحولات سوریه با حضور سران روسیه، ایران و ترکیه در این شهر برگزار شد. روسیه، در ادامه تلاش دیپلماتیکش، در ژانویه 2018 نیز مذاکرات سوچی را با حضور نمایندگانی از دولت سوریه، مخالفان و دولت های مدعو برگزار کرد. عده­ای معتقدند که کنفرانس­های برگزار شده به رهبری روسیه جایگزین هوشمندانه­ای برای مذاکرات صلح ژنو به رهبری آمریکا می­باشد. زیرا پوتین خودش را بیشتر از ترامپ محق در حل و فصل مسائل سوریه می­داند و طرح­های استراتژیک این کشور توانسته حوادث سوریه را تا به امروز رقم بزند (پولاب، 1396).

3. پیامدهای سیاست روسیه در بحران سوریه بر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران

3-1. همکاری­های روسیه و ایران در بحران سوریه

هرچند شاید بتوان ادعا کرد که جمهوری اسلامی ایران طی 27 سال گذشته نزدیکترین کشور خاورمیانه به روسیه بوده است، اما همکاری ایران و روسیه تنها پس از بحران سوریه بود که نمود قابل توجهی داشت. پس از شکل گیری بحران سوریه، مواضع همسوی ایران و روسیه شکل دیگری به خود گرفته و آنها را برای نخستین بار در خاورمیانه به لحاظ عملیاتی در یک جبهه مشترک قرار داد.

مسکو و تهران، به‌عنوان دو قدرت اثر­گذار در معادلات منطقه با درخواست دولت قانونی سوریه، کمک های زیادی را به نظام حاکم بر سوریه ارائه کرده­اند. در ادامه، دو کشور را به این موضع مشترک رسیدند که همکاری مستقیم آنها در بحران سوریه ضرورت دارد که این مساله باعث اتکای سیاست های آنها به یکدیگر شده است. روسیه و ایران در یک همکاری نزدیک تلاش­های زیادی برای حل و فصل بحران سوریه از طریق مختلف انجام دادند. در واقع از سال 2011 تا سپتامبر 2015، ایران و متحدان منطقه‌ای آن، نقش میدانی و مستقیمی در دفاع از دولت سوریه داشتند درحالی‌که روسیه بیشتر نقش حمایتگری سیاسی و دیپلماتیک را بر عهده داشت. سهم هزینه­های مسکو در سوریه زمانی به‌ طور چشمگیر افزایش یافت که در سپتامبر ۲۰۱۵ روسیه حضور نظامی خود را آغاز کرد. حملات هوایی روسیه که از پایگاه حمیمیم آغاز شد، بخش بزرگی از پایگاه­های مخالفین اسد از جمله ائتلاف ملی سوریه، داعش و جبهه النصره را مورد هدف قرار داد. ایران و روسیه یک تیم نسبتاً مؤثر در سوریه تشکیل دادند که هر کدام مکمل دیگری می­باشند. ایران کمک های لازم مالی، مادی و مهمتر از همه نیروی انسانی مورد نیاز را فراهم می­کند. در این راستا، تهران از نیروی قدس خود و نیز نیروهای حزب الله لبنان و داوطلبانی از سراسر منطقه استفاده نموده است. روسیه نیز از طریق نیروی هوایی خود، حملات هوایی، موشکی و توپخانه­ای سنگین عرضه می کند که فقدان آن مشارکت­های نظامی ایران را در عرصه نبرد کم فایده خواهد کرد. روسیه در حمل و ارسال حمایت­های مالی و فنی به نظام سوریه با ایران سهیم می­باشد (کوژانف، 2016: 8). موشک های دوربرد روسیه با شلیک از کشتی­های جنگی این کشور در دریای خزر و عبور از آسمان ایران، به اهداف مورد نظر در سوریه اصابت کردند. در مورد دیگر، در 16 اوت سال 2016 جنگنده­های روسی از نوع بمب افکن­های دوربرد TU-22M3 و تاکتیکیSU-34 ، از پایگاه هوائی نوژه، به بمباران اهداف مورد نظر در سوریه پرداختند. اجازه ایران به روسیه برای استقرار هواپیماهای جنگی این کشور در خاک خود که اولین بار بعد از انقلاب اسلامی صورت پذیرفته، نشان­دهنده سطح بالای همکاری­های دو طرف در بحران سوریه است.

همکاری دو کشور در بحران سوریه تا به آن حد رسیده است که حضرت آیت الله خامنه ای، در دیدار پوتین با ایشان، همکاری­های تهران و مسکو را در عرصه های سیاسی و امنیتی مناسب ارزیابی، و از گسترش همکاری­های منطقه­ای و بین­المللی میان دو کشور استقبال نمود و از حضور اثرگذار روسیه در مسائل منطقه­ای به ویژه سوریه تمجید کردند. پوتین نیز ایران را متحدی مطمئن در منطقه و جهان قلمداد نمود (صادقی و مرادی، 1396: 166).

به طور کلی، مشترکات میان سیاست ایران و روسیه در ارتباط با بحران سوریه و به تبع آن همکاری آنان دارای عوامل مختلفی است. اول اینکه،در سطح تحلیل جهانی آنچه ایران، به عنوان قدرتی منطقه­ای، و روسیه، به عنوان قدرتی جهانی را دارای منافع مشترک می­سازد، رویکرد تجدیدنظرطلبانه آن دو کشور در قبال نظم موجود در نظام بین­المللی است. هر دو کشور از جایگاه فعلی خویش در عرصه بین­المللی ناراضی هستند و به راهبرد تغییر وضع موجود جهت رسیدن به منزلت مطلوب متعهدند. همکاری­های میان ایران و روسیه را می­توان از احساس تهدید مشترک دو کشور از سوی آمریکا و یا ناشی از تمایل آنها به برقراری موازنه قدرت با این کشور تفسیر کرد. از نظر والتز، نوع برخورد آمریکا با روسیه و ایران در دوره پس از فروپاشی شوروی، این دو کشور را به سوی همکاری با یکدیگر سوق داده است (باقری دولت آبادی، 1393: 46-44).

مقابله با تهدیدات مشترک منطقه ‌ای، منفعت مشترک دیگر ایران و روسیه است و دو کشور در خصوص به مخاطره افتادن آن در سوریه و در موضوعاتی چون تروریسم و افراط­گرایی ابراز نگرانی کرده‌اند و برای مقابله با آن سطح فزاینده­ای از همکارهای امنیتی و نظامی را به نمایش گذاشته­اند. در سپتامبر سال 2014، لاوروف ایران را متحد طبیعی روسیه در مبارزه علیه افراط­گرایان اسلامی در خاورمیانه خواند. آنان به این امر واقفند که پیدایش و تقویت گروه­های تروریستی در منطقه در طول سالیان پس از جنگ سرد با منافع ژئوپلیتیکی رقبای منطقه­ای و فرامنطقه­ای­شان پیوند داشته است. در دهه 1990 ظهور و رشد طالبان از سوی هر دو کشور تهدید قلمداد شد و همین موضوع ارتباط سیاسی و امنیتی میان مسکو و تهران را افزایش داد. در چند سال اخیر نیز رشد گروه­های سلفی و به ویژه گروه تروریستی داعش در منطقه خاورمیانه بخصوص در سوریه نگرانی جدی دو کشور را در پی داشته است. حضور گروه­های تروریستی در سوریه و عراق در بلند­ مدت می تواند تهدیدات مرزی و ارضی قابل توجهی را متوجه ایران کند. در طرف مقابل روسیه نیز به دلایل مختلف نسبت به رشد گروه­های تکفیری در سوریه ابراز نگرانی کرده است که توضیح داده شد.

همسویی سیاست روسیه و ایران در ارتباط با تحولات سوریه را می توان در موارد ذیل خلاصه کرد: اول، دو کشور از انجام اصلاحات در ساختار نظام سوریه به منظور ایفای نقش بیشتر مردم برای تعیین سرنوشت شان حمایت می­کنند و معتقد به راه حل مسالمت آمیز می باشند. دوم، آنها با مداخله کشورهای دیگر در زمینه مسلح کردن مخالفان اسد به شدت مخالفند. سوم، هر دو کشور از طرح سازمان ملل حمایت کردند اما در همین حال از عملکرد نیروهای ناظر صلح نگران هستند. چهارم، روسیه و ایران با به قدرت رسیدن گروه­های تکفیری مخالف می­باشند. پنجم، مسکو و تهران، با مداخله نظامی در سوریه تحت هر پوششی مخالفند. سرانجام اینکه، بحران سوریه در سایه همکاری همه جانبه قابل حل ­و­­ فصل خواهد بود (اصولی و رسولی، 1392: 89).

3-2. پیامدهای مثبت سیاست روسیه در بحران سوریه برای منافع ملی ایران

رویکرد روسیه در بحران سوریه نتایج مثبتی را برای ایران به بار آورده است. اولین پیامد مثبت بر منافع ملی ایران، حفظ نظام حاکم بر سوریه به عنوان متحد استراتژیک ایران بوده است. به طور کلی، سوریه از اهمیتی فراوان در سیاست خارجی ایران برخوردار است که از دلایل این اهمیت می­توان به همسویی با سیاست های ضدآمریکایی و به ویژه ضدصهیونیستی؛ مهم ترین همپیمانان استراتژیک منطقه ای ایران؛ ژئوپلتیک خاص سوریه در منطقه آسیای جنوبی غربی و مدیترانه؛ حمایت از مقاومت و گروه­های فلسطینی و لبنانی؛ و نقشی که سوریه در تحولات لبنان به عنوان حامی گروه حزب الله لبنان دارد، اشاره نمود (آجرلو، 1390: 58). تحول ساختاری در سوریه می تواند گفتمان مقاومت را تضعیف و موجب افزایش کنشگری اسرائیل در منطقه شود (ربیعی و دیگران، 1394: 74). ایران بحران سوریه را به مثابه استراتژی اسرائیلی-آمریکایی تفسیر کرده که در حل نبرد با تهران است. از نگاه ایران تغییر رژیم در سوریه تنها مقدمه­ای بر تغییر رژیم در تهران می­باشد (Assburg & Wimmen, 2013: 73-74). در حال حاضر، از لحاظ ژئوپلتیک، عمق استراتژیک ایران گسترش یافته است به گونه ای که مرزهای لبنان و سوریه به عنوان خط مقدم منطقه نفوذ ایران تلقی می­شود. تام دانیلون[11]، مشاور امنیت ملی آمریکا در دسامبر 2011، اعلام نمود:  "پایان رژیم اسد موجب بزرگترین عقب نشینی ایران در منطقه و برهم خوردن توازن قوای راهبردی و تغییر آن در منطقه علیه ایران خواهد بود" (محمدی، 1391: 22).

دوم اینکه، از نظر ایران، روسیه می تواند موازنه­دهنده موضع ایران در مسائل بین­المللی به ویژه در مقابل غرب و بازدارنده سایر قدرت های منطقه­ای باشد و تلاش­های آنها را برای حذف نقش ایران در منطقه ناکام گذارد. به عنوان نمونه، در چند سال اخیر و بویژه از زمان روی کار آمدن ترامپ در آمریکا، این کشور همواره در پی آن بود که از نفوذ و قدرت منطقه ای ایران بکاهد. آمریکا، نگاه مثبتی به نقش منطقه ‌ای ایران ندارد و با حضور فعال ایران در حل و فصل بحران سوریه بشدت مخالف می­باشد. لذا به طور صریح از تهران خواسته تا از سوریه خارج شود و از روسیه نیز تقاضا نمود تا برای عملی شدن این امر به ایران فشار بیاورد. ولی علی رغم این، تاکنون روسیه از حضور ایران در منطقه بویژه در سوریه دفاع و آن را مشروع قلمداد نموده است. همچنین، روسیه بر خلاف خواسته آمریکا، از حضور و مشارکت ایران در مذاکرات صلح سوریه حمایت کرده که این امر منجر به تقویت نقش ایران در معادلات سیاسی سوریه شده است. علاوه بر آن، تهران حمایت سیاسی مسکو به ویژه حق وتوی آن در شورای امنیت و توان و تجهیزات آن را ظرفیت مهمی برای تقویت سیاست خارجی خود قلمداد نموده و از همکاری همه­جانبه با مسکو استقبال کرده است.

مبارزه با تروریسم و افراط­گرایی و غلبه نسبی بر آن از دیگر منافع رویکرد روسیه در سوریه برای ایران می­باشد. به طور کلی ظهور گروه­های تروریستی در منطقه تهدید مستقیم و جدی علیه امنیت ملی ایران محسوب می­گردد. به عنوان نمونه، رادیکال شدن فضای منطقه از طریق شکاف بین شیعه – سنی، تهدید مرزها و به خطر افتادن تمامیت ارضی، عملیات تروریستی، تضعیف جبهه مقاومت در منطقه، ایجاد حاشیه امن برای اسرائیل و حضور قدرت های فرامنطقه­ای مثل آمریکا در خاورمیانه از جمله تهدیدات ظهور پدیده داعش برای ایران بوده است (ذوالفقاری و عمرانی، 1396: 169). می توان ادعا کرد که تهدید داعش علیه ایران یک تهدید وجودی محسوب می­شود و از آنجایی این موضوع تهدیدی علیه روس­ها نیز است لذا این همپوشانی منافع سبب شده که مداخله نظامی مسکو در سوریه و جنگ با تروریست ها در جهت منافع ایران بوده و تا حدی نگرانی­های امنیتی تهران را تعدیل کند.

3-3. چالش­های سیاست روسیه در بحران سوریه برای ایران

در کنار همکاری ایران و روسیه در بحران سوریه باید توجه داشت که مسائل، دغدغه ها و نوع رویکرد دو کشور به تحولات و نقش­آفرینی دیگر بازیگران و همچنین از حیث نگاه راهبردی به آینده سوریه در این منطقه از تفاوت هایی برخوردار است. همکاری دو کشور در بحران سوریه به این معنا نیست که هر دو کشور تا انتهای بحران مثل هم موضعگیری کنند و خط مشی یکسانی داشته باشند. در واقع روسیه و ایران در بحران سوریه به علت بعضی همپوشانی­های مقطعی منافعشان با هم همکاری و تعامل دارند که این مسأله با چالش­هایی مواجه است.

موضوع اول، به منفعت طلبی روسها و نگاه روسیه به سیاست جهانی برمی­گردد. بر مبنای واقع­گرایی ساختاری، دولت ها همواره به دنبال منافع و افزایش قدرت خود هستند و همکاری و ائتلاف میان دولت ها تا زمانی مداومت دارد که منافع ملی و مصالح قدرت ایجاب کند. به نظر می­رسد نگاه روسیه به همکاری و روابطش با ایران نشأت گرفته از چشم انداز کلان این کشور به سیاست جهانی است. بر اساس سند امنیت ملی روسیه، روس­ها با توجه به سیاست عمل­گرایانه، بدون در نظر گرفتن فایده، تنها هزینه نمی­کنند؛ بلکه بر اساس عقلانیت راهبردی حرکت می­کنند (جعفری و ذوالفقاری، 1392: 28-27). روسیه در همکاری­های خود با ایران به منافع بلندمدت و دستاوردهای نسبی این همکاری­ها توجه دارد. بنابراین، روسیه از اینکه با گسترش همکاری­های خود، ایران به یک موقعیت مهم در منطقه و به یک رقیب برای روسیه درآینده تبدیل گردد بیم دارد. از طرف دیگر، ایران نیز نوعی سوءظن نسبت به رفتارهای روسیه دارد که ناشی از وضعیت آنارشی است. در فضای بی اعتمادی حاکم بر روابط بین­الملل، کشورها از ترس فریب خوردن به وسیله شرکایشان در ایجاد و تداوم همکاری با کشورهای دیگر محتاط هستند. روسیه به هیچ وجه در درازمدت راضی به افزایش دشمنی آمریکا با خودش به خاطر دوستی با ایران نیست، زیرا این امر هزینه­های زیادی را بر آنها تحمیل می­کند (صادقی و مرادی، 1396: 167-166). بنابراین معامله احتمالی مسکو و واشنگتن بر سر موضوع سوریه ممکن است با منافع ایران سازگاری نداشته باشد.

دوم، به حاشیه رفتن احتمالی نقش و بازیگری ایران در سوریه است که تهدیدی بالقوه برای منافع منطقه­ای ایران محسوب می شود. گرچه در آغاز حضور فعالانه روسیه در سوریه، این کشور به شدت نیازمند همکاری، همراهی و پشتیبانی ایران بود؛ اما در ادامه ممکن است از میزان نیاز روس­ها به ایران در منطقه بویژه در سوریه کاسته شود. ولادیمیر یوسیف، کارشناس روسی به این موضوع اشاره می­کند که در آینده نقش روسیه در سوریه افزایش خواهد یافت ولی نقش ایران در این کشور افزایشی نخواهد داشت (ایوانف و شوری، 1395: 86). اگرچه روسیه با قدرت هوایی خود و ایران با نیروی زمینی خود نقش موثری در صحنه معادلات سوریه دارند ولی از اینکه جایگاه ایران در صحنه جنگ سوریه تحت رهبری عملیات هوایی روسیه قرار بگیرد و نقش مستقلانه ایران را تحت الشعاع قرار دهد برای این کشور تهدید محسوب می شود.

موضوع مهم دیگر به اختلاف مسکو و تهران درباره آینده اسد و نظام سوریه برمی­گردد. هر چند از لحاظ تاکتیکی، مواضع دو کشور در بحران سوریه یکسان است، ولی دیدگاه راهبردی­شان نسبت به آینده سوریه متفاوت است. روسیه تمایل دارد سوریه را به عنوان یک کشور سکولار ببیند، بر همین اساس روسیه در نهایت خواهان ترتیباتی است که بتواند با شریک کردن اعراب سنی در قدرت، ترکیه و عربستان را هم راضی کند. در حالیکه، جمهوری اسلامی ایران خواهان این است که به سوریه کمک کند تا ساختاری دولتی شکل دهد که در آن اقلیت علوی برتری خود را بر اکثریت سنی سوریه از دست ندهند. ایران نگران است اعطای نقش مهم به اهل تسنن در سوریه منجر به تضعیف نیروهای طرفدارش در سوریه شود. تهران بر ماندن اسد به عنوان رئیس جمهور تأکید دارد حال آنکه مسکو آماده مصالحه بر سر ریاست جمهوری اسد است. برای روسیه مسأله این نیست که چه کسی سوریه را رهبری خواهد کرد، بلکه مهم این است که رئیس جمهور آینده سوریه چگونه منافع روسیه را تضمین خواهد کرد (ایوانف و شوری، 1395: 49-48)

موضوع دیگر، مسأله اسرائیل است. ایران، سوریه را به خاطر اینکه به مثابه جبهه ایران علیه اسرائیل است دارای اهمیت می­داند. ایران، اسراییل را دشمن خود در نظر می­گیرد و شعار نابودی اش را مطرح می کند در حالی که روسیه دارای مناسبات مستمر و دارای همکاری نزدیک با آن رژیم است. لذا مسکو در همکاری با تهران در بحران سوریه ملاحظات تل آویو را در نظر دارد و به طور جدی مخالف هرگونه تهدیدی علیه اسرائیل می­باشد. مسکو در سطوح مختلف نظامی و امنیتی قبل از انجام عملیات هوایی در خاک سوریه، هماهنگی­های لازم را با اسرائیل انجام می­دهد. اخیراً خبرهایی مبنی بر تماس اسرائیل و روسیه و توافق میان آنها مبنی بر فشار روسیه به ایران برای خروج نیروهایش از مرز با سرزمین­های اشغالی مطرح شده که می تواند تهدیدی علیه منافع ملی ایران باشد.

همکاری مسکو با سایر قدرت های منطقه ای درگیر در بحران سوریه، عامل دیگری است که منافع ایران را چالش مواجهه می­کند. روسیه در طول سالیان اخیر همواره در تلاش است تا در روابط خود با قدرت های خاورمیانه ایجاد توازن کند. این رویکرد، نه تنها توان بازیگری مسکو میان این قدرت ها  را افزایش می­دهد بلکه قدرت چانه زنی آن مقابل غرب را نیز افزایش خواهد داد. مسکو بر آن است که به رغم برخی اختلافات، سطحی از روابط را با همه طرف ها در خاورمیانه حفظ نماید. حتی در مقاطع تشدید اوضاع به واسطه بحران سوریه و مخدوش شدن روابط مسکو با ترکیه و عربستان برخی مجاری را باز نگه داشته است. این رویکرد چندبرداری نافی این فرض است که مسکو در خاورمیانه نگاه ویژه­ای به تهران دارد. مسکو تعامل با غرب و متحدان آن از جمله ترکیه، عربستان و اسرائیل را منتفی نمی­داند، اما در مقابل، ایران برخی از این کشورها را بخشی از مشکل و نه بخشی از راه حل سوریه می­داند (عسگریان، 1394: 50).  به عنوان نمونه، در حالی که رقابت میان ایران و عربستان در مسائل منطقه به ویژه سوریه وجود دارد ولی روسیه به رغم احساس نگرانی از تهدیدات از ناحیه گروههای تکفیری مورد حمایت عربستان، همواره سعی کرده روابط خود را با این کشور حفظ نماید و در آینده هم احتمال گسترش این روابط به ویژه در حوزه فروش تسلیحات به عربستان وجود دارد. بنابراین، روسیه در منطقه خاورمیانه بویژه در سوریه در صدد استفاده از همکاری همه بازیگران است تا خود را به مثابه یک قدرت برتر منطقه­ای که دارای مشروعیت در بین کشورهای منطقه نیز باشد معرفی کند (عسگریان، 1394: 199-195). 

نتیجه گیری

در طول سالیان اخیر، فدراسیون روسیه به عنوان بازیگر بین­المللی مهم و تأثیرگذار در بحران سوریه شناخته شده و به ایفای نقش می­پردازد. در واقع، رویکرد یکجانبه­گرای آمریکا در نظام بین­الملل که منجر به محدودیت­ها و فشارهای بیشتری برای روسیه شده، مسکو را وادار به واکنش کرده تا از این طریق تهدیدات موجود از طرف غرب و آمریکا بر سر راه امنیت و منافع ملی این کشور را برطرف و موازنه­ای ایجاد کند. در  بحران سوریه، روسیه با کمک متحد خود یعنی ایران، به حمایت های دیپلماتیک و نظامی از نظام سوریه پرداخته و از این طریق توانسته جایگاه منطقه­ای و بین­المللی خود را تقویت نماید. به طور کلی، روسیه و ایران به عنوان حلقه­های حامی اسد عمل کرده اند که هر کدام دارای وظایف و مسئولیت­های مشخص بوده و به نوعی دارای نقشی مکمل نسبت به یکدیگر می­باشند. الزامات بین­المللی و منطقه­ای، و درک مشترک از تهدیدهایی که در منطقه و بویژه در سوریه وجود دارد باعث ایجاد یک پایه محکم برای توسعه همکاری روسیه و ایران و اتحاد مصلحتی مشترک میان دو کشور در بحران سوریه شده است. به عقیده نگارنده، حضور روسیه در سوریه در حال حاضر تا حدی تعدیل­کننده نگرانی­های امنیتی ایران بوده است. همچنین، موقعیت منطقه­ای ایران را نسبت به رقیب سنتی خود یعنی عربستان تقویت کرده و باعث ارتقاء جایگاه ایران در معادلات سیاسی – امنیتی برای حل و فصل بحران سوریه شده است. اما نباید از نظر دور داشت که  تغییر در قدرت یا تغییر در تهدیدی که اتحاد برای مقابله با آن به وجود آمده باعث تحت فشار قرار گرفتن اتحاد برای تغییر می شود و ممکن است به تضعیف اتحاد منجر شود. ایران و روسیه اختلافاتی نیز در زمینه بحران سوریه دارند و در هماهنگی کامل با هم قرار ندارند. اما در مقطع فعلی منافع و ماموریت مشترک باعث شده تا اختلافات به چشم نیاید. وقتی اهداف دو طرف در سوریه بدست آمد و مأموریت انجام شد، آن وقت ممکن است ائتلاف دو طرف با توجه به منافع ملی و مصالح قدرت تضعیف گردد. از طرف دیگر، با توجه به سابقه تاریخی بده بستان­های روسیه، و با در نظر گرفتن این واقعیت که روسیه در صدد تقابل تمام عیار با آمریکا نمی­باشد و به چیزی جز منافع خود نمی­اندیشد لذا هرگونه چانه­زنی و معامله بزرگ احتمالی این کشور با غرب، می­تواند ورق را علیه منافع ملی ایران بر­­گرداند و تبعات سیاسی و امنیتی زیادی برای آن داشته باشد.

منابع:

-      ایوانف، ایگور و شوری، محمود. (1395). همکاری­های ایران و روسیه، ابعاد و چشم انداز، تهران، موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس).

-      جکسون، رابرت و سورنسون، گئورک. (1385). درآمدی بر روابط بین­الملل، ترجمه مهدی ذاکریان، احمد تقی زاده و حسن سعیدکلایی، تهران، نشر میزان.

-      دهشیار، حسین. (1386). سیاست خارجی و استراتژی کلان ایالات متحده آمریکا، تهران، قومس.

-      دهقانی فیروز آبادی، سیدجلال. (1389). سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران: سمت.

-      سیف زاده، سیدحسین. (1388). نظریه­ها و تئوریهای مختلف در روابط بین­الملل فردی- جهانی شده: مناسبت و کارآمدی، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین­المللی. 

-      قوام، سید عبد العلی.(1394). اصول سیاست خارجی و سیاست بین­الملل، تهران: سمت.

-      قوام، سید عبد العلی. (1393). کاربرد نظریه­های روابط بین الملل: سیاست بین­­الملل در عرصه تئوری و عمل، تهران،انتشارات دنیای اقتصاد.

-     عسگریان، حسین. (1394). چشم انداز روابط ایران و روسیه، تهران، موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین­المللی ابرار معاصر تهران. 

-      آجرلو، حسین. (1390). «تحولات سوریه: ریشه ها و چشم اندازها»، فصلنامه مطالعات خاورمیانه. سال هجدهم، شماره 3، صص.77-55.

-      اشرفی، اکبر، بابازاده جودی، سعید. (1394). «سیاست خارجی روسیه و آمریکا نسبت به بحران سوریه»، فصلنامه مطالعات روابط بین­الملل. سال هشتم، شماره 32، صص. 65-43.

-      اصولی، قاسم، رسولی، رویا. (1392). «روابط ایران و روسیه: فرصت­ها، چالش­ها و سازوکارهای بسط روابط»، فصلنامه سیاست خارجی. سال بیست و هفتم، شماره 1، صص.98-71.

-      باقری دولت آبادی، علی.(1393). «رویکرد نظری به علت توسعه روابط ایران و روسیه از زمان فروپاشی اتحاد شوروی تاکنون»، مطالعات اوراسیای مرکزی. دوره 7، شماره 1، صص.56-37.

-      پولاب، ام البنین.(1396). «قدرت نمایی میزبان نشست سوچی»، دیپلماسی ایرانی. قابل دسترس در:  www.irdiplomacy.ir/fa/page/1973561   

-      جعفری، علی­اکبر، ذوالفقاری، وحید. (1392). «روابط ایران و روسیه، همگرایی یا واگرایی؟»، مطالعات اوراسیای مرکزی. سال ششم، شماره 12، صص40-21.

-      دهقانی فیروزآبادی، سیدجلال، مرادی، منوچهر. (1394). «آمریکا و روابط جمهوری اسلامی ایران- فدراسیون روسیه»، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز. شماره 89، صص 91-65.

-      ذوالفقاری، مهدی و عمرانی، ابوذر. (1396). «تأثیر ظهور داعش بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران»، فصلنامه علمی-پژوهشی پژوهش­های جهان اسلام. سال هفتم، شماره 2، صص95-69.

-      ربیعی، حسین، نقدی، جعفر، نجفی، سجاد. (1396). «بحران سوریه و امنیت ملی ایران از دیدگاه نظریه موازنه تهدید»، فصلنامه تحقیقات سیاسی بین­المللی. دوره 9، شماره 30، صص. 88-61.

-      رجبی، سهیل. (1391). «واکاوی جایگاه و نقش استراتژیک سوریه در مناسبات منطقه­ای و بین­المللی (با نیم نگاهی به تحولات اخیر در سوریه)»، فصلنامه پانزده خرداد. سال دهم، شماره 34، صص. 150-123.

-      رستمی، محمد رضا. (1394). «جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه­ای روسیه»، فصلنامه سیاست خارجی. سال بیست و نهم، شماره 1، صص. 122-97.

-      زرگر، افشین. (1392). «مواضع روسیه در قبال تحولات سوریه 2013-2011»، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز. شماره 82، صص. 80-53.

-      زهرانی، مصطفی و فرجی لوحه سرا، تیمور. (1393). «منابع بین­المللی راهبرد امنیت ملی 2020 فدراسیون روسیه»، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز. شماره 85، صص.95-67.

-      شیخ الاسلامی، محمد­حسن، و میثم بیکی. (1392). «واکاوی نقش آفرینی و سیاست های فدراسیون روسیه در قبال بحران سوریه»، فصلنامه آفاق امنیت. سال ششم، شماره 20، صص166.-137.

-      صادقی، سید شمس الدین، لطفی، کامران. (1395). «جایگاه راهبردی سوریه در معادلات نظامی- امنیتی روسیه»، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز. شماره 93، صص.122-99.

-      صادقی، سید شمس الدین، مرادی، سمیران. (1396). «تحلیل ائتلاف ایران و روسیه در پرتو بحران سوریه»، فصلنامه اوراسیای مرکزی. دوره 10، شماره 1، صص.170-153.

-      عباس­زاده فتح­آبادی، مهدی و مهدی­پور، میلاد. (1393). «انگیزه­های روسیه در پشتیبانی از دولت سوریه»، اطلاعات سیاسی- اقتصادی. شماره 297، صص.33-20.

-      قربانی، مصطفی. (1392). «مروری بر مبانی حمایت روسیه از سوریه»، خبرگزاری فارس، قابل دسترس در:  www.farsnews.com/printable.php?nn=13920807000422

-      کوژانف، نیکولای. (2016). «نگاه­های روسیه و ایران در باب وضعیت خاورمیانه: آینده منطقه چگونه به نظر می­آید؟»، مؤسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس). صص.14-1.

-      کولایی، الهه، سلطانی­نژاد، الهه. (1395). «علل و انگیزه­های عملیات نظامی روسیه در سوریه»، فصلنامه مطالعات راهبردی. سال نوزدهم، شماره سوم، صص.136-115.

-      محمدی، مصطفی. (1391). «مثلث ایران، روسیه و چین در بحران سوریه»، پیام انقلاب. شماره 66.

-      نوری، علی­رضا. (1391). «اندیشه قدرت بزرگ و قمار سوریه»، تحلیل ماه موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات ابرار معاصر تهران.

-      نیاکویی، سید امیر و بهمنش، حسین. (1391). «بازیگران معارض در بحران سوریه: اهداف و رویکردها»، فصلنامه روابط خارجی. شماره 4، صص. 135-97.

 

-      Adams, Simon. (2015), “Failure to Protect: Syria and UN Security Council”, Global Center for the Responsibility to Protect. No. 5.pp. 1-32.

-      Allcock, Simon. (2016), “Explaining Russia's Intervention in Syria in September 2015”, E-International Relations Students.  

-      Asseburg, Muriel& Wimmen, Heiko. (2013), “The civil war in Syria and the importance of international politics”, In: Marc v. Boemcken et al. (ed.): Peace Report 2013. LIT-Verlag.pp. 70-83.

-      Bagdonas, Azuolas. (2012) “Russia's Interest in the Syrian Conflict: Power, Prestige, and Profit”, European Journal of Economic and Political Studies (EJEpS), Vol. 5, No. 2. pp. 55-77.

-      Bajoria, Jayshree and Mcmahon. (2013), “The Dilemma of Humanitarian Intervention”, Global Policy Forum (GPF). Council on Foreign Relations.

-      Guzzini, Stefano. (1998), Realism in International Relations and International Political Economy, The Continuing Story of a Death Foretold, London and New York.

-      Hinnebusch, Raymond. (2012),“Syria: From Authoritarian Upgrading to Revolution”, International Affairs. No. 88. Vol. 1, pp. 95-113.

-      Malyshev, Dina. (2015)“Middle East Turbulence”, Journal World Economy and International Relations. No.10: pp.113-118.

-      Ozertem, Hasan Selim. (2015), “Russia's Shifting Strategy in Syria and its Implications for Turkish Foreign Policy”, International Strategic Research Organization, Policy Brief, No: 21.

-      Sandikli, Atilla & Semin, Ali. (2014), “The Syria Crisis and Turkey”, BILGESAM Publications. Wise Men Center for Strategic Studies, pp. 1-69.

-      Rogers, Paul and Reeve, Richard. (2015) “Russia's Intervention Implications for Western Engagement”, Oxford Research Group (ORG). pp. 1-5.

-      Waltz, Kenneth. (1979). Theory of International Politics, New York: Random House.

 



[1] نویسنده مسئول:                                                                Email: hahmadi@ut.ac.ir

فصلنامه مطالعات روابط بین الملل، سال یازدهم، شماره 44، زمستان 1397، صص. 69- 95.

[2] Structural Realism

[3]  Balance of Power

[4]  Neorealism

[5]  Kenneth N. Waltz

[6] The Islamic State of Iraq and al-sham (ISIS)

[7]  Tartus

[8]  Khan  Shaykhun

[9]  Duma

[10]  Port of Sochi

[11]  Tom Donilon

منابع:

-      ایوانف، ایگور و شوری، محمود. (1395). همکاری­های ایران و روسیه، ابعاد و چشم انداز، تهران، موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس).

-      جکسون، رابرت و سورنسون، گئورک. (1385). درآمدی بر روابط بین­الملل، ترجمه مهدی ذاکریان، احمد تقی زاده و حسن سعیدکلایی، تهران، نشر میزان.

-      دهشیار، حسین. (1386). سیاست خارجی و استراتژی کلان ایالات متحده آمریکا، تهران، قومس.

-      دهقانی فیروز آبادی، سیدجلال. (1389). سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران: سمت.

-      سیف زاده، سیدحسین. (1388). نظریه­ها و تئوریهای مختلف در روابط بین­الملل فردی- جهانی شده: مناسبت و کارآمدی، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین­المللی. 

-      قوام، سید عبد العلی.(1394). اصول سیاست خارجی و سیاست بین­الملل، تهران: سمت.

-      قوام، سید عبد العلی. (1393). کاربرد نظریه­های روابط بین الملل: سیاست بین­­الملل در عرصه تئوری و عمل، تهران،انتشارات دنیای اقتصاد.

-     عسگریان، حسین. (1394). چشم انداز روابط ایران و روسیه، تهران، موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین­المللی ابرار معاصر تهران. 

-      آجرلو، حسین. (1390). «تحولات سوریه: ریشه ها و چشم اندازها»، فصلنامه مطالعات خاورمیانه. سال هجدهم، شماره 3، صص.77-55.

-      اشرفی، اکبر، بابازاده جودی، سعید. (1394). «سیاست خارجی روسیه و آمریکا نسبت به بحران سوریه»، فصلنامه مطالعات روابط بین­الملل. سال هشتم، شماره 32، صص. 65-43.

-      اصولی، قاسم، رسولی، رویا. (1392). «روابط ایران و روسیه: فرصت­ها، چالش­ها و سازوکارهای بسط روابط»، فصلنامه سیاست خارجی. سال بیست و هفتم، شماره 1، صص.98-71.

-      باقری دولت آبادی، علی.(1393). «رویکرد نظری به علت توسعه روابط ایران و روسیه از زمان فروپاشی اتحاد شوروی تاکنون»، مطالعات اوراسیای مرکزی. دوره 7، شماره 1، صص.56-37.

-      پولاب، ام البنین.(1396). «قدرت نمایی میزبان نشست سوچی»، دیپلماسی ایرانی. قابل دسترس در:  www.irdiplomacy.ir/fa/page/1973561   

-      جعفری، علی­اکبر، ذوالفقاری، وحید. (1392). «روابط ایران و روسیه، همگرایی یا واگرایی؟»، مطالعات اوراسیای مرکزی. سال ششم، شماره 12، صص40-21.

-      دهقانی فیروزآبادی، سیدجلال، مرادی، منوچهر. (1394). «آمریکا و روابط جمهوری اسلامی ایران- فدراسیون روسیه»، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز. شماره 89، صص 91-65.

-      ذوالفقاری، مهدی و عمرانی، ابوذر. (1396). «تأثیر ظهور داعش بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران»، فصلنامه علمی-پژوهشی پژوهش­های جهان اسلام. سال هفتم، شماره 2، صص95-69.

-      ربیعی، حسین، نقدی، جعفر، نجفی، سجاد. (1396). «بحران سوریه و امنیت ملی ایران از دیدگاه نظریه موازنه تهدید»، فصلنامه تحقیقات سیاسی بین­المللی. دوره 9، شماره 30، صص. 88-61.

-      رجبی، سهیل. (1391). «واکاوی جایگاه و نقش استراتژیک سوریه در مناسبات منطقه­ای و بین­المللی (با نیم نگاهی به تحولات اخیر در سوریه)»، فصلنامه پانزده خرداد. سال دهم، شماره 34، صص. 150-123.

-      رستمی، محمد رضا. (1394). «جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه­ای روسیه»، فصلنامه سیاست خارجی. سال بیست و نهم، شماره 1، صص. 122-97.

-      زرگر، افشین. (1392). «مواضع روسیه در قبال تحولات سوریه 2013-2011»، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز. شماره 82، صص. 80-53.

-      زهرانی، مصطفی و فرجی لوحه سرا، تیمور. (1393). «منابع بین­المللی راهبرد امنیت ملی 2020 فدراسیون روسیه»، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز. شماره 85، صص.95-67.

-      شیخ الاسلامی، محمد­حسن، و میثم بیکی. (1392). «واکاوی نقش آفرینی و سیاست های فدراسیون روسیه در قبال بحران سوریه»، فصلنامه آفاق امنیت. سال ششم، شماره 20، صص166.-137.

-      صادقی، سید شمس الدین، لطفی، کامران. (1395). «جایگاه راهبردی سوریه در معادلات نظامی- امنیتی روسیه»، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز. شماره 93، صص.122-99.

-      صادقی، سید شمس الدین، مرادی، سمیران. (1396). «تحلیل ائتلاف ایران و روسیه در پرتو بحران سوریه»، فصلنامه اوراسیای مرکزی. دوره 10، شماره 1، صص.170-153.

-      عباس­زاده فتح­آبادی، مهدی و مهدی­پور، میلاد. (1393). «انگیزه­های روسیه در پشتیبانی از دولت سوریه»، اطلاعات سیاسی- اقتصادی. شماره 297، صص.33-20.

-      قربانی، مصطفی. (1392). «مروری بر مبانی حمایت روسیه از سوریه»، خبرگزاری فارس، قابل دسترس در:  www.farsnews.com/printable.php?nn=13920807000422

-      کوژانف، نیکولای. (2016). «نگاه­های روسیه و ایران در باب وضعیت خاورمیانه: آینده منطقه چگونه به نظر می­آید؟»، مؤسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس). صص.14-1.

-      کولایی، الهه، سلطانی­نژاد، الهه. (1395). «علل و انگیزه­های عملیات نظامی روسیه در سوریه»، فصلنامه مطالعات راهبردی. سال نوزدهم، شماره سوم، صص.136-115.

-      محمدی، مصطفی. (1391). «مثلث ایران، روسیه و چین در بحران سوریه»، پیام انقلاب. شماره 66.

-      نوری، علی­رضا. (1391). «اندیشه قدرت بزرگ و قمار سوریه»، تحلیل ماه موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات ابرار معاصر تهران.

-      نیاکویی، سید امیر و بهمنش، حسین. (1391). «بازیگران معارض در بحران سوریه: اهداف و رویکردها»، فصلنامه روابط خارجی. شماره 4، صص. 135-97.

 

-      Adams, Simon. (2015), “Failure to Protect: Syria and UN Security Council”, Global Center for the Responsibility to Protect. No. 5.pp. 1-32.

-      Allcock, Simon. (2016), “Explaining Russia's Intervention in Syria in September 2015”, E-International Relations Students.  

-      Asseburg, Muriel& Wimmen, Heiko. (2013), “The civil war in Syria and the importance of international politics”, In: Marc v. Boemcken et al. (ed.): Peace Report 2013. LIT-Verlag.pp. 70-83.

-      Bagdonas, Azuolas. (2012) “Russia's Interest in the Syrian Conflict: Power, Prestige, and Profit”, European Journal of Economic and Political Studies (EJEpS), Vol. 5, No. 2. pp. 55-77.

-      Bajoria, Jayshree and Mcmahon. (2013), “The Dilemma of Humanitarian Intervention”, Global Policy Forum (GPF). Council on Foreign Relations.

-      Guzzini, Stefano. (1998), Realism in International Relations and International Political Economy, The Continuing Story of a Death Foretold, London and New York.

-      Hinnebusch, Raymond. (2012),“Syria: From Authoritarian Upgrading to Revolution”, International Affairs. No. 88. Vol. 1, pp. 95-113.

-      Malyshev, Dina. (2015)“Middle East Turbulence”, Journal World Economy and International Relations. No.10: pp.113-118.

-      Ozertem, Hasan Selim. (2015), “Russia's Shifting Strategy in Syria and its Implications for Turkish Foreign Policy”, International Strategic Research Organization, Policy Brief, No: 21.

-      Sandikli, Atilla & Semin, Ali. (2014), “The Syria Crisis and Turkey”, BILGESAM Publications. Wise Men Center for Strategic Studies, pp. 1-69.

-      Rogers, Paul and Reeve, Richard. (2015) “Russia's Intervention Implications for Western Engagement”, Oxford Research Group (ORG). pp. 1-5.

-      Waltz, Kenneth. (1979). Theory of International Politics, New York: Random House.