نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 گروه علوم سیاسی- دانشگاه رازی

2 کارشناس ارشد علوم سیاسی دانشگاه رازی

3 کارشناس ارشد روابط بین الملل دانشگاه رازی

چکیده

امروزه نگرانی‌های زیست محیطی به یک مسئله جدی امنیتی در مناسبات بین المللی تبدیل گردیده و دغدغه های مهمی را برای دولتمردان ایجاد نموده است. از آنجا که مشکلات زیست محیطی ناشی از تغییرات آب و هوایی در حال جدی تر شدن است، این امر می تواند بعنوان متغیری تاثیر گذار در منازعات داخلی، یا بین المللی قلمداد شود. تغییرات آب و هوایی نه تنها زیست گاه های طبیعی بلکه ترتیبات اجتماعی جوامع را مختل می سازند و احتمال درگیری های خشونت آمیز را افزایش داده و صلح و امنیت بین الملل را با خطر مواجه ساخته و عدالت زیست محیطی را تحت تاثیر قرارمی دهند. هدف پژوهش حاضر بررسی و شناسایی تهدیدات و عوامل زیست محیطی ناشی از تغییرات آب و هوایی بر صلح و امنیت نظام بین الملل است و میزان و مکانیسم چگونگی این تأثیرگذاری را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد. یافته های این پژوهش نشان می دهند که تغییرات آب و هوایی آتی بر همگرایی ملی جوامع و صلح و امنیت پایدار و امنیت نظام بین الملل تاثیراتی غیر قابل انکار بر جای خواهند گذارد و منشأ انواع جدیدی از منازعات خواهند شد.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Analysis of the Impact of Climate Change on International Security

نویسندگان [English]

  • Masoud AKHAVAN KAZEMI 1
  • Tayebeh Sadat Hoseini 2
  • Fereshteh Bahramipoor 3

1 Department of Political Science- Razi University

2 MA Student at the Department of Political Science- Razi University

3 MA Student at the Department of Political Science- Razi University

چکیده [English]

Today, environmental concerns, has become a serious security question in international relations and created a major inquietude for statesmen and policy makers. Since environmental problems caused by climate change are becoming more serious, it would transform to an influential variable in internal or international conflicts. Climate changes not only destroy human natural habitats but also disrupt social arrangements and increase the likelihood of violent conflicts and endanger peace and international security and affect the environmental justice. The aim of this study is to identify threats and environmental factors resulting from climate changes and analyze their effects on peace and security in the international system. The findings of this study suggest that future climate changes have un undeniable impact on national integration of societies and on the peace and stable security in the international system and will cause the new types of disputes.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Climate Change
  • Global Warming
  • The International System
  • Environmental Security
  • terrorism

واکاوی تاثیر تغییرات آب و هوایی بر امنیت بین المللی

مسعود اخوان کاظمی[1]

دانشیارعلوم سیاسی و عضو هیئت علمی دانشگاه رازی

طیبه سادات حسینی

دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه

فرشته بهرامی پور

دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه

(تاریخ دریافت 15/8/97 -  تاریخ تصویب 18/6/98)

 

چکیده

امروزه نگرانی‌های زیست محیطی به یک مسئله جدی امنیتی در مناسبات بین المللی تبدیل گردیده و دغدغه های مهمی را برای دولتمردان ایجاد نموده است. از آنجا که مشکلات زیست محیطی ناشی از تغییرات آب و هوایی در حال جدی تر شدن است، این امر می تواند بعنوان متغیری تاثیر گذار در منازعات داخلی، یا بین المللی قلمداد شود. تغییرات آب و هوایی نه تنها زیست گاه های طبیعی بلکه ترتیبات اجتماعی جوامع را مختل می سازند و احتمال درگیری های خشونت آمیز را افزایش داده و صلح و امنیت بین الملل را با خطر مواجه ساخته و عدالت زیست محیطی را تحت تاثیر قرارمی دهند. هدف پژوهش حاضر بررسی و شناسایی تهدیدات و عوامل زیست محیطی ناشی از تغییرات آب و هوایی بر صلح و امنیت نظام بین الملل است و میزان و مکانیسم چگونگی این تأثیرگذاری را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد. یافته های این پژوهش نشان می دهند که تغییرات آب و هوایی آتی بر همگرایی ملی جوامع و صلح و امنیت پایدار و امنیت نظام بین الملل تاثیراتی غیر قابل انکار بر جای خواهند گذارد و منشأ انواع جدیدی از منازعات خواهند شد.

واژگان کلیدی: تغییرات آب و هوایی، گرمایش جهانی، نظام بین‌الملل، امنیت زیست‌محیطی، تروریسم.                                          

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

طی دو قرن اخیر، فعالیت‌های صنعتی متراکم دولت‌ها از دوران پس از انقلاب صنعتی، منجر به ازدیاد تراکم گازهای گلخانه‌ای در هواسپهر شده و این پدیده به تدریج سبب گرم‌تر شدن و به هم خوردن توازن انرژی زمین شده است (نواری، 1393 :48). درسال‌های اخیر، تغییرات زیست محیطی مانند تغییرات آب و هوایی، چالش‌هایی اساسی را برای امنیت انسانی در سراسر جهان ایجاد کرده‌اند که تشدید روز افزون معضلات زیست محیطی همچون گرمایش جهانی، کاهش منابع آب و نابودی تنوع زیستی در قرون آتی، به یکی از مهمترین دغدغه های بسیاری از کشورهای جهان و سازمان های بین المللی تبدیل شده اند. اگرچه این بحران ها عامل فوری در شکل گیری جنگها و منازعات نیستند، اما در دراز مدت فشارهایی را پدید می آورند که موجب تشدید احساسات و برانگیختن برخوردهای منطقه ای، جنگهای خارجی، آشوب ها و شورش های داخلی می شوند (جاجرمی، 1392 :194).

تغییرات آب و هوایی در قرن 21 بیش از هر زمان دیگری، بر امنیت جهانی تاثیراتی اساسی پیدا کرده اند. اگر زمانی توجه به تهدیدات زیست محیطی برای رعایت آسایش و سعادت بشر ضرورت داشت، امروزه این تهدیدات خطری بالفعل و جدی علیه امنیت دولت-ملت ها تلقی می شوند (رومی، 1387 :765). بدین ترتیب، کشورها ناگزیر به رویارویی و پاسخگویی به تهدیدها و چالش هایی شده اند که تا پیش از این چندان اهمیت و جایگاهی نداشتند. این تهدیدات امنیتی غیرسنتی، توسعه[2] ، بقا[3] و بهزیستی[4]  نوع بشر و دولت ها را با مخاطرات و چالش هایی جدی روبرو ساخته اند. در واقع، تهدیدات امنیتی غیرسنتی، ذاتا ماهیتی غیر نظامی و فراملی دارند که در نتیجه جهانی شدن و گسترش ارتباطات جهانی، به سرعت پخش می شوند. از این رو، تهدیدات غیرسنتی خطرناک تر از تهدیدات سنتی هستند؛ زیرا این تهدیدات، نهاد های حکومتی و جمعیت های غیر نظامی (مدنی) را تهدید می کنند و خاستگاه آنها انسان غیر دولتی و عوامل طبیعی است. از این رو، تهدیدات مذکور ممکن است نتیجه اعمال و اقدامات مشخص اشخاص و گروههای اجتماعی باشند تا اقدام های دولتی.

 بر این اساس، وقوع تهدیدات غیر سنتی، پیش بینی ناپذیر است و افزایش و تحرک و گسترش فعالیت افراد، شدت انتشار و تکثیرسریع آنها را در جهان تشدید می کند. همچنین اثرات غیرمستقیم این امور می توانند موجب زیان های هنگفت اقتصادی در سطوح منطقه ای یا کل جهان شوند. یکی از حوزه های اصلی این تهدیدات غیرسنتی و جدید، مخاطرات و تهدیدات زیست محیطی هستند (سازمند،1392 : 74).  در واقع، توجه به پیامدهای امنیتی تخریب محیط زیست در مقیاس ملی و جهانی، از دهۀ 1980 مورد توجه قرار گرفت و متناسب با آن، تعریف گسترده تری از امنیت بعمل آمد.

علاوه بر ابعاد سنتی امنیت، تهدیدات غیرسنتی نیز مانند تجارت مواد مخدر، تغییرات اقلیمی،[5] فرسایش محیطی فرامرزی، کاهش منابع، بلایای طبیعی، بیماری های واگیردار، مهاجرت بی رویه، کمبود مواد خوراکی، تشدید طوفان ها و سیلاب هایی که برآیند پویش های انسانی و گرمایش جهانی هستند، رکود اقتصادی، بی ثباتی سیاسی و اجتماعی، رقابت های قومی و کشمکش های سرزمینی، تروریسم بین المللی و.... به واسطه ی تنش ها و فشارهای محیطی برخاسته از آنها، به مثابه جستارهای امنیتی تفسیر شدند و از آن زمان به بعد، پیوند محیط زیست با امنیت و سیاست، آگاهی سیاسی و احساس فوریت پاسخ برای حل مسائل محیط زیستی و افزایش سطح امنیت را برانگیخته و آن را به صورت مسئله ای سیاسی و امنیتی درآورده است. این امر از آن روست که تنش های زیست محیطی در قالب فرسایش و تخریب محیط زندگی انسان، به تعارضات خشونت بار اجتماعی و افزایش معضلات امنیتی و سیاسی انجامیده است.

زمانی که منابع دچار کاستی و نابودی می شوند، امور اقتصادی و اجتماعی و پویش های جمعیتی دچار نابسامانی شده و زمینه تشدید کشمکش میان گروه های وابسته به این منابع فراهم می شوند (کاویانی راد،37:1389). بنابراین مسائل زیست محیطی دولت ها را وادار کرده تا در همکاری های بین المللی بیشتری وارد شوند. دلیل آن هم این است که فرسایش زیست محیطی نوعی «تهدید» را به وجود آورده که نه تنها معضلی برای دولت ها است، بلکه تهدیدی برای بشریت به عنوان یک کل محسوب می شود. این امر تهدیدی برای منابع مشترک جهانی؛ یعنی اقیانوس ها، دریاها، لایه اوزن و سیستم آب و هوایی است. تحت تأثیر شرایط به وجود آمده در دوران پس ازجنگ سرد، محیط زیست به عنوان کانون اصلی نگرانی ها و علت بالقوه کشمکش های سیاسی سر برآورده و پیامدهای بین المللی فرسایش محیط زیست، در بازنگری مفهوم امنیت جایگاه ویژه ای پیدا کرده اند (سازمند،75:1392). بنابراین می توان گفت که پس از فروپاشی شوروی و شکل گیری فرایند جهانی شدن[6]  ما شاهد تحول مفهومی در حوزه امنیت هستیم. به فراخور پیچیده تر شدن مفهوم تهدید، اهمیت تعریف امنیت در بعد نظامی فروکاست و به همان میزان بر اهمیت امنیت در حوزه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی افزوده شد. درواقع ما شاهد چند بعدی شدن مفهوم امنیت هستیم که در این بین، امنیت زیست محیطی یکی از با اهمیت ترین جنبه های امنیت تلقی می شود (کاویانی راد،1390: 88الف).

چارچوب نظری

امروزه امنیت، صلح و ثبات در همه زمینه ها برای همه انسانها ، امری لازم و حیاتی محسوب می شوند. دولت های برخاسته از رای مردم همواره به دنبال ایجاد امنیت برای شهروندان در سطوح محلی، منطقه ای،ملی و در سطح جهان می‌باشند و با برقراری همکاری‌ها و ارتباط با همدیگر، در این راستا گام برمی‌دارند. براساس دیدگاه های کلاسیک موجود، امنیت در نبود تهدید تعریف می شود و جامعه امن[7]جامعه ای است که هیچ تهدیدی موجودیت و حیات آنرا مخدوش نمی کند. در این میان، طبیعت بازیگری ارزیابی می گردد که دارای میزان قابل توجهی از توان جهت مداخله در حیات انسان است. براین اساس، امنیت انسان از این ناحیه می تواند به شدت مورد تهدید قرارگیرد. توجه به این واقعیت، اثبات گرایان کلاسیک[8] را بر آن داشته تا خطرات ناشی از عملکرد طبیعت را در اولویت نخست ملاحظات و مطالعات امنیتی خود قرار دهند. اگرچه کلاسیک های جدید این دیدگاه را مورد نقد قرار داده و معتقدند که طبیعت به گونه ای طراحی شده که در صورت بروز هرگونه نقصانی در آن، دست به ترمیم و اصلاح خود می زند، اما اکنون شرایط بحرانی زیست محیطی کره زمین بار دیگر ما را به سمت توجه به دیدگاه های گروه نخست رهنمون می سازد. بر این مبنا، مقاله حاضر با کاربست نگرش امنیتی اثبات گرایان کلاسیک، تلاش خواهد نمود تا تاثیرات تغییرات آب و هوایی را بر امنیت بین‌المللی مورد بررسی و واکاوی قرار دهد.

در واقع، سنگ بنای کلیه نگرش های مختلف اثباتی را در عرصه شناخت « مراجعه به طبیعت »، شکل می‌دهد و اینکه می توان از الگو، قواعد، اصول و ماهیت آن برای درک، سامان دهی، پیش بینی و تجویز رفتارهای مناسب در حوزه اجتماعی نیز بهره برد (افتخاری، 1382: 15).

اصول حاکم بر تحلیل های امنیتی اثبات گرایان کلاسیک عبارت است از:

اول)  تلقی سلبی از امنیت: بدین معنا که امنیت را در نبود تهدید فهم می‌نمایند (افتخاری، 1380: 29-14).

دوم)  طبیعت به مثابه موضوع

بدین معنا که طبیعت  بازیگری ارزیابی می شود که دارای میزان قابل توجهی از توان جهت مداخله در حیات انسان است. بر این اساس، امنیت انسان از این ناحیه، می تواند به شدت مورد تهدید قرار گیرد.

سوم) طبیعت به مثابه کانونی خطرساز: برآیند دو اصل بالا  با توجه به ضعف امکانات صنعتی، دانش و فناوری در اعصار اولیه حیات جمعی انسان،  اثبات گرایان را به آنجا رهنمون شد تا خطرات ناشی از عملکرد طبیعت را در اولویت نخست مطالعات و ملاحظات امنیتی خود قرار داده و در نتیجه بعد سلبی طبیعت، محور اصلی مکاتب اثباتی کلاسیک را شکل می دهد که دلالت بر تهدید ایمنی انسان از جانب فعالیت عوامل طبیعی دارد (افتخاری، 1379).

 

مفاهیم

تاکنون از امنیت زیست محیطی[9] ، تعاریف مختلفی ارائه شده است که به برخی از مهمترین آنها در زیر اشاره می شود:

امنیت زیست محیطی، وضعیت پویایی شناسی انسان – محیط است که شامل بازسازی آسیب های زیست محیطی ناشی از اقدامات نظامی، بهسازی منابع کمیاب، فرسایش منابع و تهدیدات زیست شناختی است که می تواند به بروز بی ثباتی و تضاد اجتماعی منجر شود. امنیت زیست محیطی، حفاظت از محیط های طبیعی برای رفع نیاز های جامعه است به گونه ای که به ذخایر آن آسیب نرسد (کاویانی راد،1390: 88-87ب).

امنیت زیست محیطی محافظت از محیط طبیعی، منافع حیاتی شهروندان، جامعه و دولت از تاثیرات داخلی و خارجی برخاسته از روندها وتهدیدهای منفی در توسعه است که سلامت انسان، تنوع زیست محیطی و عملکرد پایدار زیست بوم و بقایای نوع بشر را تهدید می کند. امنیت زیست محیطی بخش جدایی ناپذیر امنیت ملی است (کاویانی راد،1390: 91الف).

مفهوم دیگری که در اینجا مطرح می شود، مفهوم تغییرات آب و هوایی[10] می باشد. به موجب بند 2 ماده 1 کنوانسیون ساختاری ملل متحد،«تغییر در آب و هوا  به معنی آن گونه تغییری در آب و هوا است که به طور مستقیم یا غیرمستقیم ناشی از فعالیت های انسانی باشد که باعث تغییر در ترکیبات هواسپهر جهانی می گردد. این تغییرات به غیر از تغییرات طبیعی در آب و هوا است که در دوره های زمانی مشابه مشاهده می شوند" (عبدالهی،1389: 194).

اول) انواع تغییرات آب و هوایی

تغییرات آب و هوایی متعددی در دهه های اخیر در سطح جهانی در مناطق مختلفی از دنیا رخ داده اند که جملگی ناشی از گرم شدن زمین یا گرمایش جهانی[11] می باشند. گرمایش جهانی پدیده فراگیری است که ویژگی های محیط زیست مانند میزان تبخیر و ترازنامه آبی، خصوصیات بارش، پراکندگی گیاهان، بالا آمدن آب دریاها، ذوب شدن یخچال ها و دیگر شرایط زیست محیطی را تحت تأثیر قرار می دهد. این پدیده موضوع گسترده ای است که از دیدگاه های مختلف علمی، مانند علوم محیطی، علوم اجتماعی و اقتصادی، تحلیل های سیاسی و... مطالعه می شود (احمدی و رحیمی هرآبادی و نجفی،1393: 363). آنچه این روزها ازآن به عنوان گرمایش جهانی نام برده می شود، در حقیقت افزایش میانگین درجه حرارت زمین در نزدیکی سطح آن است. دمای نزدیک سطح زمین، مقدار تابش انعکاسی زمین، نگهداشت گرما بر  اثر هواسپهر، تبخیر و چگالش بخار آب است. تحقیقات دانشمندان نشان می دهد که در طول یکصدسال گذشته میانگین دمای هوا در نزدیکی سطح زمین بین 18 تا 74 درصد درجه سانتیگراد افزایش یافته است (درخشان بابائی، 1393: 52). هیئت بین الدولی تغییرات آب وهوایی که مرجعی معتبر در زمینه تغییرات آب و هوایی و تاثیرات گرمایش جهانی است، در گزارشی اعلام کرد: "بیشتر افزایش دمایی که از اواسط قرن 20 در کره زمین مشاهده شده، مربوط به گازهای گلخانه ای[12]  است که انسانها تولید کرده اند"(چکشی،1391،3). میزان Co2موجود در هوا معیاری برای سنجش گازهای گلخانه ای محسوب می شود. به عنوان مثال قبل از صنعتی شدن دنیا، Co2 موجود در هوا 260-280ppm بود. اما بعد از صنعتی شدن این میزان افزایش یافت ودر حال حاضر به 360 ppm رسیده است. گفته می شود سال 2005 گرم ترین سال در قرن اخیر بوده است؛ دراین سال میزان Co2  موجود در هوا به 381 ppm رسید (همان: 3-4). بسیاری از نویسندگان که نگران مسائل محیطی هستند اعتقاد دارند که تخریب اوزن، تغییرات آب وهوایی و فرسایش محیطی به آشفتگی مسائل سیاسی در سطح جهان منجر می شوند، زیرا اغلب آن ها مسائلی فرامرزی بوده و در خارج از مسئولیت یک دولت هستند. در سال های اخیر فعالیت های دیپلماتیک برای رسیدن به توافق های بین المللی بر سر فهرست بزرگی از مسائل محیط زیست جهانی شتاب زیادی گرفته و این نشانی است از درک این مسئله که تباهی محیط زیست جهانی تهدیدی واقعی برای همه ملت ها و مردم جهان است (علیزاده و پیشگامی فرد،1390: 108 و 111).

 

 

دراینجا به عمده ترین پیامدهای گرمایش زمین که هرکدام به نوبۀ خود می تواند نتایج مهلکی برای امنیت انسانی و بین المللی داشته باشد، اشاره می شود:

1-افزایش سطح آب دریاها

یکی از مهمترین اثرات گرمایی گازهای گلخانه ای، بالا آمدن آب دریاها[13]  و اقیانوس هاست که ازطریق افزایش دمای اقیانوس ها، ذوب کلاهک های یخچالی و پوشش یخی سطح زمین رخ می دهد (Pellinga& Uittob, 2001, 56). به طور کلی دو عامل جهانی و محلی در بالا آمدن سطح دریا تأثیر گذارند که در مقیاس جهانی عامل غالب، گرم شدن هوا و در مقیاس محلی بیشتر حرکات تکنوتیکی زمین می باشد. طغیان سیل در سواحل، فرسایش خطوط ساحلی، آلودگی ذخایر آب شیرین، سیل در تالاب ها و افزایش میزان شوری در دلتاها از جمله مسائلی حقیقی هستند که حتی با بالا آمدن ناچیز آب دریا اتفاق می افتند و شهرهای ساحلی، تاسیسات بندری و حتی ماهیگیری و شیلات، جزایر مرجانی و زیستگاه های حیات وحش را در معرض خطر قرار می دهند (نامی وعباسی،1391    :1).

بر اساس مطالعات انجام شده، تخمین زده می شود که گرم تر شدن جهان به میزان 5/1 تا5/4 درجه سانتیگراد می تواند سطح آب دریاها را درحدود 20 تا 140 سانتیمتر بالا ببرد. در طول 100 سال گذشته سطح آب دریاها به طور متوسط 10 تا 25 سانتیمتر بالا آمده است و این افزایش تنها به دلیل بالا رفتن دمای سطوح پایین جو به میزان 03/ درجه سانتیگراد نسبت به سال 1860 بوده است. درطول سال های 2000 تا 2100 میلادی چنانچه دمای جهان بین 2 تا6 درجه سانتیگراد نسبت به حال گرم تر شود، سطح آب دریاها بین 5 تا35  سانتیمتر خواهد بود. بالا آمدن سطح آب دریاها تأثیر منفی بر منابع زیرزمینی دارد و آن ها را غیرقابل استفاده می کند (تقدیسیان و میناپور،1382: 20). طبق پژوهشی که توسط «انجمن بین المللی محیط زیست و توسعه»[14] صورت گرفته است، یک دهم مردم دنیا، یعنی حدود 638 میلیون نفر در مناطق ساحلی وبا ارتفاعی کمتر از 10 متر بالاتر از سطح دریا سکونت دارند. حدود 75 درصد این مردم درآسیا زندگی می کنند؛ مثلا" بنگلادش 46 درصد از جمعیتش را در مناطقی با ارتفاع بسیار کم از سطح دریا (کمتر از 5 متر بالای سطح دریا) سکونت داده است. پایتخت آن شهر داکا با حدود6/12میلیون نفر جمعیت یکی از آسیب پذیرترین شهرها در معرض امواج و طوفان های دریایی می باشد  (Budby,2007,8)

"پیلنگ"  و "یوتوب" ضمن مطالعه در باب افزایش سطح آب ها و مشکلات ناشی از آن، بیان کرده اند که: "افزایش سطح آب ها وحتی به صورت ملایم، به طور قابل توجهی منجر به فرسایش ساحلی و به زیر آب رفتن بخشی از سرزمین ها، افزایش فجایعی همچون طوفان های زمینی و دریایی، شور شدن آب های شیرین، ازبین رفتن صخره های محافظ مرجانی و سواحل ماسه ای گشته و بدین سان می تواند تهدیدی جدی علیه حیات بشری، بقای گونه ها، زمین های کشاورزی و تاسیات و زیربناها (سیستم حمل و نقل، جاده ها، لوله کشی، کارخانه ها، ساختمان ها، فرودگاه ها و...) باشد ( Pellinga& Uittob, 2001, 56) .

2-افزایش دمای هوا

آنچه این روزها از آن به عنوان گرمایش جهانی[15] نام برده می شود، در حقیقت افزایش میانگین درجه حرارت زمین در نزدیکی سطح آن است. تحقیقات دانشمندان نشان می دهد در طول یک صد سال گذشته میانگین دمای هوا در نزدیکی سطح زمین بین 18% تا 72% درجه سانتیگراد افزایش یافته است. هیئت بین الدولی تغییرات آب وهوایی[16](IPCC)، که مرجعی معتبر در زمینه تغییرات آب وهوایی و تاثیرات گرمایش جهانی است، در گزارشی اعلام کرده که :"بیشتر افزایش دمایی که از اواسط قرن 20 در کره زمین مشاهده شده مربوط به گازهای گلخانه ای است که انسانها تولید کرده اند". این هیئت در گزارش خود نقش عوامل طبیعی چون آتشفشان های خورشیدی را رد نکرده اما معتقد است این اثرات تا اوایل دهه 50 میلادی که دنیا هنوز کاملا صنعتی نشده بود، قابل بررسی است. مدل های تغییرات آب وهوایی که IPCC طراحی کرده است، نشان می دهد در فاصله سال های 1990تا2100میلادی دمای هوای سطح زمین بین 1/1تا 4 /6 درجه سانتی گراد افزایش می یابد (چکشی،1391: 3-4) .افزایش جهانی دمای هوا[17]  می تواند منجر به ذوب کلاهک های یخچالی و سطوح یخی واقع در قطب شمال و جنوب گردد. پیش بینی ها حکایت ازآن دارند که تا سال 2030، کل یخچال های واقع در قطب شمال و تا آخر همین قرن، کل کوه ها و سطوح یخی قطب جنوب، آب خواهند شد Serreze et al 2007)) . این امر خود موجب افزایش هر چه بیشتر دمای هوا خواهد شد.

دانشمندان در سال 2005 به این واقعیت تلخ پی بردند که زمین در برابر افزایش گازهای گلخانه ای جو، واکنش های بیرونی انجام می دهد که مهمترین آنها ذوب شدن لایه های زیرین یخ در اعماق زمین می باشد که خود باعث آزاد شدن کربن موجود در یخها و گرم شدن اقیانوس ها می گردد و همچنین مرگ پلانکتون ها را، که در جذب دی اکسید کربن نقش دارند، درپی خواهد داشت) Berg, 2009 ).  یکی دیگر از عمیقترین تاثیرات ناشی از افزایش دمای هوا در قطب شمال، ذوب یخبندان های دائمی در این منطقه می باشد. مطالعات گوناگون نشان می دهند که ذوب یخبندان های دائمی که حدود 5/24درصد از کل مساحت قطب شمال را تشکیل می دهند، عامل مهمی در افزایش جهانی دمای هوا است2001, 821), IPCC (.  این سرزمین یخ زده، میزان زیادی گاز دی اکسید کربن و متان (500میلیون تن) برابر با 70درصد کربنی که اکنون در اتمسفر وجود دارد، را در خود دارد و در صورت آب شدن، آنها را وارد اتمسفر می سازند( Dupont& Pearman, 2006, 69). ازسوی دیگر، درصورت ذوب این یخ ها، قدرت انعکاس اشعه های خورشیدی در این سرزمین انعکاس می دهند، در حالی که زمین های عاری از پوشش یخی، گرما را جذب کرده و در تسریع روند گرم شدن زمین، نقش مهمی را بازی خواهند کرد.

 3-گسترش خشکسالی و نا امنی غذایی

خشکسالی[18] به نبود یا اندک بودن باران در یک دوره طولانی گفته می شود که باعث عدم توازن در میزان آب و درنتیجه آن کمبود آب، نابودی گیاهان، کاهش شدت جریان آب (برای نیروگاه های برق آبی)، کاهش عمق آب های سطحی و خاک مرطوب می شود. این اتفاق زمانی رخ می دهد که تبخیر سطحی و تبخیر آب از گیاهان از حد معمول در مدت معین بیشتر شود. خشکسالی جدی ترین معضل فیزیکی برای کشاورزی در همه جای دنیا است. برای مقابله با این پدیده، بارور کردن ابرها روشی مؤثر اما کوتاه مدت است. در دهه های اخیر از میان حوادث طبیعی که زندگی انسان را تحت تأثیر قرار داده است، فراوانی خشکسالی بیش از سایر حوادث می باشد به طوریکه تعداد کل آسیب دیدگان از خشکسالی طی سال های 1966 تا 1998 بالغ بر یک و نیم میلیارد نفر برآورد شده است که 52 درصد آسیب دیدگان از کل بلایای طبیعی را تشکیل می دهد (لطفی و نامی و دیگران،1390: 139). بدیهی است تغییرات آب و هوایی بر منابع و محصولات غذایی، تاثیرات سوئی برجای خواهد گذاشت. مثلا تحلیل و مرگ و میر ماهیان و دیگر آبزیان به دلیل شوری و آلوده شدن آبها و یا حوادثی چون آب لرزه (سونامی )، کاهش چشمگیر غلات و سبزیجات و نیز خسارتها در بخش دامداری و صنایع گوشتی به دلایل نوسانات بارندگی، بیابان زایی، آتش سوزی می تواند امنیت جهانی غذا را با بحران مواجه سازد. این وضعیت نیزهنگامی که با رشد جمعیت و افزایش تقاضا برای غذا همراه گردد، وضعیت را بحرانی تر خواهد کرد. کمبود منابع غذایی می تواند منجر به بروز تضاد میان مردمی باشد که بر سر کالاهای محدود با هم رقابت می کنند. این مساله به نوبه خود به افزایش ناگهانی و شدید قیمت محصولات اساسی منجر گشته و آشوب های سیاسی و اقتصادی را در پی خواهد داشت ( Hanjra, 2010, 367).

سازمان خوار و بار و کشاورزی ملل متحد (فائو)[19] در آخرین گزارش خود اعلام کرده است با افزایش گرمایش جهانی شاهد کمبود چشمگیر تولید مواد غذایی در جهان و افزایش گرسنگان در کشورهای مختلف جهان به ویژه مردم قاره آفریقا و بخصوص اهالی کشورهای واقع در صحرای آفریقا خواهیم بود. بی شک با ادامه یافتن روند صعودی گرمایش جهان نظاره گر بیابان زایی و تبدیل کشتزار به بیابان های بایر خواهیم بود و تا سال 2009 زمین های بایر قاره آفریقا به تنهایی به 90 میلیون هکتار خواهد رسید (رومی، 777:1387-778). فائو در این گزارش تاکید کرده که ادامه این روند در بیش از 400کشور جهان که دو میلیارد نفر از جمعیت جهان را در خود جای داده اند، باعث کمبود مواد غذایی و افزایش فقر و گرسنگی و ناامنی می گردد. 

در پی شکست برنامه های تطبیق ساختاری و اقتصادی کلان در آفریقای دهه 1980، زمینه برای بروز کودتا های توده گرا و نظامی در بسیاری از کشورهای آفریقایی هموار شد و تعدادی از افسران دون پایه، قدرت را به نام کارگران و روستائیان رنج کشیده تصاحب کردند (همچون بورکینا فاسو). این امر موجب بروز و تداوم بی ثباتی در این مناطق گردید. در فاصله سال های 1980تا 2001در آفریقا، 95 تلاش برای برقراری کودتا رخ داد که  32مورد از آنها با موفقیت انجام گردید. نارضایتی های عمومی به خاطر کمبود غذا، عامل تسهیل کننده در این رابطه بوده است. استمرار و گسترش این وضعیت، ناامنی را در سطوح ملی و بین المللی گسترش خواهد داد ( Wisner& others, 2007, 6).

 اگرچه تبعات منفی تغییرات آب و هوایی بیشتر دامنگیر مناطق و کشورهای فقیر و در حال توسعه می گردد،با این حال دولت های ثروتمند و توسعه یافته نیزنمی توانند از این تبعات سوء در امان بمانند. چنانچه استرالیا، یکی از بزرگترین تولید کنندگان موادغذایی، درسال های اخیر شاهد خشکسالی هایی بوده که تولیدات غذایی و محصولات کشاورزی اش را به طور عمده ای کاهش داده است. همچنین خشکسالی در بخش هایی از ایالات متحده و اروپا، دربحران های قیمت مواد غذایی در سال 2008بی تاثیر نبوده است (Hanjra, 2010, 366 ).

4-نوسانات بارندگی[20]   

 تغییرات آب و هوایی می تواند در الگوهای بارندگی اختلالاتی ایجاد کند؛ چنانچه در حالی که امروزه وقوع بارندگی های شدید، بویژه در نیمکره شمالی (شامل بخش های شرقی آمریکای شمالی، اروپای شمالی و آسیای شمالی و مرکزی)، به کرات مشاهده می شود، بارندگی در اغلب مناطق گرمسیری و خشک واقع در کمربند استوایی و همچنین بسیاری از مناطق نیمه خشک (مثل حوزه آبگیر مدیترانه، آفریقای جنوبی، غربی و شمال شرق برزیل) همچنان روبه کاهش است IPCC, 2007c)).

 آفریقای شمالی امروزه به شدت تحت تاثیر تغییرات آب و هوایی به ویژه در رابطه با دمای هوا و سطوح بارش قرار دارد. طی دهه های اخیر، درسراسر این منطقه طی ماه های زمستان، دمای هوا 5/2ودرماه های تابستان این دما 4درجه سانتی گراد افزایش پیدا کرده است. سطوح بارش نیز در حدود 20تا30 درصد درفصل زمستان و حدود 40 درصد در تابستان کاهش یافته است که این مساله در بخش های غربی شدید تر و اثرات مهلک تری دارد (Christiansen et al 2007, 869).  در همین رابطه نگرانی ویژه در خاورمیانه، مربوط به مصر است، زیرا کاهش آب رود نیل در اثر کاهش بارندگی، تاثیرات منفی شدیدی بر کشاورزی خواهند گذاشت. این مشکل وقتی با افزایش کلی دمای هوا، بویژه در ماه های تابستان توأم گردد، می تواند فشار بر جمعیت را به طور جدی افزایش دهد و همچنین به صنعت توریسم این کشور زیان وارد کند. چنانچه این وضعیت در سال 2002، حدود 3764 میلیون دلار به صنعت توریسم مصرخسارت وارد کرد. همچنین ذوب یخبندان های دائمی قطب شمال در بلند مدت، ضمن خسارت های وسیعی که می تواند به زیر ساخت ها و تاسیسات زیر بنایی در مناطق ساحلی (به ویژه در فدراسیون روسیه ) وارد سازد، هنگامی که با افزایش میزان بارندگی همراه گردد، فجایای جبران ناپذیری را به همراه خواهد آورد. بارش بی سابقه تگرگ هایی به قطر بیش از 20 سانتی متر در واکوتای جنوبی آمریکا از جمله اختلالات بارندگی و وقایع طبیعی، معمول است که در سال 2010 رخ داده است (96Christiansen et al 2007, 8).

5-آلاینده های برون سرزمینی

در طول چند سال گذشته شاهد بروز رخدادهای نوپدیدی بوده ایم که علاوه بر اینکه خاستگاه درون کشوری نداشته اند، اساسا پیشینه ای از آنها هم در کشورها با این گستردگی و پیامد وجود نداشته است. پدیده های ریز گردهای عربی و کشند قرمز از آن دست هستند (کاویانی راد، 49:1389). طوفان های گرد و غبار از پدیده های هواشناسی هستند که معمولا در مناطق خشک و نیم خشک با بارش سالانه کمتر از 200 تا 250 میلی متر در مواقع وزش تند بادهایی با سرعت بیش از حد آستانه رخ می دهند. این طوفان ها با ذرات 1/0 تا 5/0 میلی متر (رس و سیلیس) می توانند مسافت های طولانی را طی کنند؛ در این حالت دید افقی در ارتفاع چشم، به کمتر از یک کیلومتر تقلیل می یابد. بیابان صحرای آفریقا بزرگترین منبع تولید کننده گرد و غبار در جهان است که سالانه 700 میلیون تن گرد و غبار را وارد اتمسفر می کند. بیابان های شرق آسیا، جنوب شرق و مغولستان به همراه نواحی مرکزی و جنوبی آسیا، به عنوان منشاء های آسیایی این پدیده شناخته می شوند. شمال و جنوب آمریکا، استرالیا، شبه جزیره عربستان و بیابان های خاورمیانه نیز از مناطق تولید گرد و غبار موجود در اتمسفر می باشند (شمشیری و جعفری،30:1393).

پدیده گرد و غبار یکی از بلایای جوی-اقلیمی است که وقوع آن باعث وارد شدن خسارت هایی در زمینه های زیست محیطی و بروز و تشدید بیماری های تنفسی، قلبی و ترافیک هوایی و زمینی و تهدید گردشگری، کشاورزی، افزایش سرانه هزینه درمان خانوار، افزایش مصرف آب برای شستشو، تعطیلی واحدهای صنعتی، خدماتی، آموزشی، افزایش مصرف بنزین، آلودگی منابع آب، اختلال در سیستم های برقی رسانی، افزایش فرسایش بناها و کاهش عمرمفید آن ها، تقلیل بازدهی سیستم های فتوولتانیک خورشیدی به دلیل کدورت هوا و مشکلات روحی و روانی انسانها در اثر کاهش قدرت دید و...می شود (بحرایی وایازی، 49:1390).

 با توجه به منشأ اصلی ریزگردها که عمدتا معطوف به فرسایش بادی شدید و گسترش پدیده بیابان زایی در کشورهای عراق و عربستان می باشد، آسیب ناشی از آن لطمات بهداشتی، اقتصادی و توسعه ای را برای کشورهای درگیر به دنبال داشته است. از این رو بحران ریزگردها را می توان به مثابه تهدیدی بالقوه برای امنیت زیست محیطی و ملی در منطقه تلقی نمود. بروز نابسامانی های اقتصادی و اشغال عراق از دهۀ 90 میلادی و بروز کشمکش ها و مخاصمات سیاسی برجای مانده از گذشته و نیز وجود اختلافات هیدروپلیتیک میان کشورهای منطقه از جمله این تنش ها به شمار می روند. براساس بررسی های صورت گرفته، علت وقوع پدیده ریزگردهای منطقه ای عمدتا ناشی از جریانات منطقه ای با منشأ خارجی می باشد (طوفان، 944:1389-945).

خشکسالی های مداوم چند سال اخیر سبب شده که مناطق بیابانی در سطح تمامی کشورهای یاد شده، افزایش یافته و پدیده گرد و غبار با شدت و تداوم بیشتری ظاهر گردد که در این میان دخالت عوامل محیطی نیز موجب گسترش وسیع آن گردیده است. به طوری که در اکثر کشورهای خاورمیانه به ویژه ایران، گرد و غبار به پدیدهای مخاطره آمیز و آلاینده تبدیل شده است. براساس پژوهش هایی که مرکز پژوهش هوایی آمریکا (NOAA) درعراق انجام داده است، علل اصلی شدت یافتن طوفان های شن مخصوصا گرد وغبار در ایران، گسترش بیابان در بخش های شرقی عراق بویژه منطقه آل جزیره است. این منطقه در نزدیکی بغداد و در بین دو رودخانه فرات و دجله قرار گرفته که در روزگاران گذشته دارای تالاب ها و دریاچه های بیشماری بوده است. اما خشکسالی های مداوم که ازسال 1991-1990 دراین مناطق آغاز شده، به همراه کاهش بارندگی و درصد رطوبت و عوامل محیطی، همانند تقسیمات آبی انجام گرفته در بالا دست رودخانه فرات توسط سوریه، ایجاد سد در چندین نقطه از رودخانه دجله توسط دولت ترکیه، استفاده بی رویه عراقی ها ازآب رودخانه ها، دریاچه ها و حتی تالاب ها برای مصارف کشاورزی سبب شده تا تمامی دریاچه ها و تالاب های مناطق بیابانی مخصوصا مناطق بیابانی آل جزیره کاملا خشک شود. از سوی دیگر به همراه خشک شدن منابع آبی موجود، پوشش گیاهی و نیزارهای این مناطق نیز در پی خشکسالی های پی در پی، استفاده احشام و از همه مهمتر، عوارض ناشی از جنگ عراق و آمریکا به طور کامل از بین رفته است و بدین ترتیب ذرات بستر دریاچه ها و تالاب ها که بسیار ریزهستند، به راحتی در مسیر حرکت بادهای قوی موسمی عراق به نام باد شمال   قرار گرفته و به حالت معلق در آمده اند (کریم دوست و اردبیلی،  1389 :3-2).

 کشند قرمز یا شکوفایی جلبکی نیز پدیده ای طبیعی است که در اثر انباشت بیش از حد جلبک های تک سلولی به وجود می آید. این موجود زنده در برخی موارد، سمی تولید می کند که سامانه عصبی و آبزیان را مختل می کند و سبب فلج شدن سامانه تنفسی و در نهایت، مرگ آبزیان می شود. نرم تنانی همانند صدف ها ازاین جلبک های سمی تغذیه می کنند. از این طریق، سم وارد بدن آنها و سپس، ماهیانی که از آنها تغذیه می کنند، می شود و در ادامه زنجیره غذایی، وارد بدن انسان می شود. زمانی که این جلبک ها در تراکم بالا تولید شدند، اغلب به صورت کلبه های بسیار گسترده قرمز رنگ در آب در می آیند که پیامد این وضعیت در اشکال بسته شدن آبشش آبزیان، کاهش اکسیژن محلول در آب و مرگ آبزیان نمود می یابد. این پدیده بیشتر در آبهای مناطق گرمسیری رخ می دهد. عوامل مختلفی همچون تغییرات آب و هوایی، پدیده پر غذایی، عوامل آب شناختی و آلودگی هایی که منشاء انسانی دارند، بر شکوفایی جلبکی اثرگذار هستند. پدیده کشند قرمز، در سال 1378درکرانه جنوبی خلیج فارس، باعث اتلاف هزاران تن آبزی (ماهی، ستاره دریایی، خرچنگ، خلیج فارس، مرجان وصدف)شده تداوم این وضعیت، معیشت ساکنان سواحل را به شدت متاثر می کند (کاویانی راد، 1389 :52-50 ).

دوم) تأثیرات تغییرات آب وهوایی بر امنیت نظام بین الملل

حوزه مسائل نظامی مهمترین حوزه ای بود که در مباحث مربوط به امنیت و امنیت ملی در دوران جنگ سرد مطرح می گردید و سایر حوزه ها در اغلب موارد تحت تأثیر این حوزه قرار داشته و چندان دارای محوریت نبودند. اما تحولات سیاسی و استراتژیک پس از پایان جنگ سرد باعث تغییر شدید محیط امنیتی جهان شده است و تهدیدهای سنتی، به خصوص تهدیدهای مربوط به رقابت ابرقدرت ها کاهش یافته و کم و بیش برطرف شده است. درنتیجه مباحث مربوط به امنیت و امنیت ملی به سایر حوزه ها نیز تسری یافته است. به عبارت دیگر، امنیت مفهومی است که با تمام ارکان و ابعاد حیات جوامع بشری درارتباط بوده و با هریک از این حوزه ها رابطه تأثیرگذار و تأثیرپذیری دارند. درواقع امروزه ما شاهد تحول مفهومی در امنیت هستیم (لطفی و نامی و حسن پور،1390: 126-125). افزایش دمای هوا، بالا آمدن سطح آب ها و نوسانات بارندگی، مهمترین پیامدهای تغییرات آب وهوایی می باشند که ادامه حیات بشر را با چالش ها و گاه با فرصت های تازه ای مواجه ساخته اند. امروزه کمبود ذخایر آب شیرین و منابع غذایی، شیوع بیماری های  فراگیر و مهاجرت از جمله چالش هایی هستند که بویژه مناطق حاره ای و کشورهای در حال توسعه واقع در اطراف خط استوا را درگیر ساخته اند. در مقابل، پیش بینی می شود که در دهه های آتی، ذوب یخچال های عظیم و یخبندان های دائمی و نیز کاهش سرمای شدید در مناطق قطبی، به ویژه قطب شمال، فرصت های تازه وشرایط مساعدی را برای زندگی و سکونت در این مناطق، استخراج ذخایر ارزشمند کانی، فسیلی و غذایی و نیز دستیابی به راه های ارتباطی تازه فراهم آورند. بدیهی است این چالش ها و نیز فرصت ها، هر یک به نوعی خواهند توانست زمینه را برای تشدید دشمنی ها و تضادهای دیرین هموار سازند و  یا حتی موجب بروز تنش ها و درگیری های تازه ای، با شدت و درجات متفاوت میان کشورهای مختلف جهان گردند و تحولات منطقه ای جدیدی را رقم بزنند و بدین سان امنیت بین الملل را با چالش هایی جدی مواجه سازند (کاظمی و ویسی،1395 :2).

بدین ترتیب، به همان نسبت که تغییر آب و هوا ظرفیتهای زیستی کره زمین را کاهش می دهد، احتمال جنگ بر سر آب، انرژی و غذا افزایش پیدا می کند. این معضلات کشورها را وادار می سازند که امنیت را امری یک جانبه ندانند و بلکه آنرا شامل منافع امنیتی خود و منافع امنیتی کشورهای دیگر تلقی کنند. اثرات گرمایش زمینی شکل نوینی از جنگی علیه همه کشورهای غنی و فقیر است که بهای آن سنگین تر و خسارات انسانی و اقتصادی آن بیشتر خواهد بود. یافته ها نشان می دهد تا سال 2050 حتی اگر انتشار گازهای گلخانه ای نسبت به دهه 1990 به نصف تقلیل یابد، معذلک دمای کره زمین بیشتر از دو درجه سانتی گراد افزایش خواهد یافت که به سناریوهای امنیتی بی سابقه ای منجر خواهد شد. از این روست که تغییرات جوی عامل تقویت کننده بحران ها و بی ثباتی های موجود در عرصه بین المللی خواهند بود.

 نکته مهم این است که فشار حاصل از تغییرات جوی بیشتر متوجه دولت ها و مناطقی است که زمینه ای مناسب برای نزاع و آسیب پذیری دارند. شورای اروپا در گزارشی بر این نکته تاکید گذاشته که شناخت این خطرات صرفا به دلایل انسان دوستانه نیست، بلکه تغییرات آب و هوایی خطرات سیاسی و امنیتی بزرگی به دنبال خواهند داشت که مستقیما بر منافع اروپائیان اثر منفی خواهد داشت.

 بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، در مقدمه ای برگزارش برنامه محیط زیست نوشته است: "این تهاجم به محیط زیست جهان خطر تضعیف بسیاری از پیشرفت های جامعه انسانی که در دهه های اخیر حاصل شده را در بردارد. این وضع مبارزه با فقر را تضعیف می کند و حتی می تواند صلح و امنیت جهان را تخریب کند" (رومی،766:1387). تغییرات آب و هوایی چه بصورتی عمومی و چه بطور خاص، می توانند با ایجاد چالش ها و فرصت هایی، زمینه را برای بروز تحولات منطقه ای و بویژه تشدید درگیری در مناطقی که بیش از همه تحت تأثیر این تغییرات قرار دارند، هموار سازند و بدین سان در بلند مدت نظم و امنیت بین المللی را تحت تأثیر خود قرار داده و بخصوص امنیت منطقه ای را در بخش های قابل ملاحظه ای از جهان با چالش مواجه نمایند. قاره آفریقا، به ویژه صحرای بزگ آن (به علت گرمای شدید) و  نیز جنوب آفریقا (به علت کمبود شدید بارندگی)، بیش از همه گرفتار مصائب و فجایای ناشی از تغییرات آب وهوایی است و در هر سناریویی، آسیب ها و تهدیدات را شدیدتر و گسترده تر از دیگر مناطق احساس می کند (اخوان کاظمی و ویسی،  1395 :8-7). مسلم است که بعضی مناطق بنا به دلایلی بیش از دیگر سرزمین ها در معرض تغییرات آب وهوایی قرار دارند. چنانچه بنا بر پیش بینی "هیئت میان حکومتی درباره تغییرات آب وهوایی" گرم شدن زمین حداقل در ابتدا، بیشترین تاثیر خود را بر قطب شمال آفریقا (بویژه آفریقای شمالی)، خاورمیانه و آسیا (به ویژه آسیای مرکزی، جنوبی وجنوب شرقی) برجای خواهد گذاشت (IPCC, 2007b).

 "جیمزلی" به طور کلی این مناطق را تحت عنوان دو کمربند استوایی و قطبی دسته بندی کرده است. او پیش بینی می کند که غالب درگیری ها در قرن 21 حول این دو کمربند رخ خواهند داد و افزایش جهانی دمای هوا، در تعریض این کمربند ها و تشدید تنش ها و درگیری ها در اطراف آنها، اثرات مستقیمی بر جای خواهد گذاشت. از نظراو دو کمربند استوایی، با مساحتی حدود 24902 مایل پیرامون کره زمین را با بیش از 40 کشور در برمی گیرد و شامل مناطق و کشورهای غالبا گرمسیری و بیابانی واقع در دو مدار راس الجدی و رأس السرطان در عرض خط استوا می باشد. این کمربند که بیشتر شامل کشورهای در حال توسعه است، از پایین به سمت مناطق جنوبی آفریقا و از بالا به سمت آسیای مرکزی در حال پیش روی است. در نیمکره غربی، این کمربند شامل بخش های جنوبی آمریکای شمالی (مکزیک وآمریکای مرکزی) و بخش های شمالی آمریکای جنوبی است و در نیمکره غربی، آفریقای شمالی، مراکش و سومالی را به دریای سرخ و خاورمیانه، بین النهرین وسپس آسیای مرکزی (ایران، ترکیه، قزاقستان وقسمت های غربی آسیای جنوبی)، فلات تبت و بیابان گبی متصل می کند. در این میان، قاره آمریکا به ویژه صحرای بزرگ آن (به علت گرمای شدید) و نیز جنوب آفریقا (به علت کمبود شدید بارندگی)، بیش از همه گرفتار مصائب و فجایای ناشی از تغییرات آب و هوایی است و در هر سناریویی، آسیب ها و تهدیدات را شدید و گسترده تر از دیگر مناطق احساس می کند (7-13 Lee, 2009,). شورای امنیت سازمان ملل هم که مسئولیت اصلی حفظ صلح و امنیت بین الملل را بر عهده دارد، در مباحث و مذاکرات متعدد خود، تغییرات آب و هوایی را مهمترین تهدیدات موجود علیه صلح و امنیت جهانی برآورد کرده است.

در این جا به عمده ترین تأثیرات امنیتی تغییرات آب و هوایی اشاره می شود:

1-شیوع بیماری های واگیردار

تغییرات آب و هوایی با عواملی چون بلایای طبیعی و نیز طولانی شدن دوره های خشکسالی می توانند موجب کم شدن مواد غذایی، سوء تغذیه و در نهایت ضعف سیستم ایمنی بدن و کاهش مصونیت در برابر بیماری ها گردند. پیامدهای بهداشتی- سلامتی تغییرات آب وهوایی نیز می توانند تهدیدی علیه صلح وامنیت بشری باشند. چنانچه دیده ایم، بیماری هایی هستند که محدوده ها ومرزهای ملی را در دنیای جهانی شده امروز به رسمیت نمی شناسد و همه جا را درگیر خواهد ساخت (WISNER, 2007, 3).

به طور کلی تغییرات آب وهوایی به طرق زیر بر وضعیت بهداشتی-سلامتی میلیون ها نفر، به ویژه آنها که قابلیت انطباق پذیری کمتری دارند، تاثیر گذار خواهند بود:

1-افزایش سوء تغذیه و بیماری های متعاقب آن به ویژه در کودکان

2-مرگ و میرهای فراوان، بیماری و معلولیت به خاطر امواج سونامی، طوفان، سیلاب، آتش سوزی و خشکسالی ها

3-گسترش بیماری های اسهالی و گوارشی

4-افزایش بیماری های قلبی- تنفسی به دلیل غلظت بالای اوزن سطح زمین

5-پخش شدن ناقل ها و ویروس بیماری های عفونی از راه هوا و ریزگردها (wisner, 2007, 7).

2-مهاجرت

یکی از تاثیرهای امنیتی تغییر اقلیم (تغییرات آب و هوایی)، موضوع مهاجرت اجباری است. در واقع بلایای طبیعی ناشی از تغییر اقلیم همچون سیل، طغیان رودخانه ها، گرم شدن مداوم  زمین، خشکسالی، طوفان های سهمگین، سونامی و ...سبب بی خانمان شدن انسان های زیادی می شوند که برخی ازآنها مجبورند برای حفظ جان خود به کشورهای دیگر پناه برده و مهاجرت کنند که این امر خود تبدیل به معضلی پیچیده خواهد شد (شمشیری و جعفری،1393: 86). فشارهای ناشی از تغییر اقلیم احتمالا سبب افزایش هزینه دسترسی به زیر ساختهای عمومی همانند منابع آب، خدماتی همچون آموزش و پرورش وکاهش درآمدهای دولت بیانجامد. ازاین رو تغییر اقلیم ممکن است سبب کاهش توانایی دولت در ایجاد فرصت ها و ظرفیت ها برای افراد می شود. مهاجرت واکنش کسی است که معیشت شان متأثر از تغییر اقلیم نابود شده است متاثر از این فشارها ناگزیر از تصمیم مهاجرت هستند. در عین حال، ممکن است زمینه ساز تشدید جنبش های اعتراضی در جوامع میزبان شود.  

مهاجرت ممکن است قبل از مهاجرت (در کشور مبدأ ) و یا بعد از مهاجرت (کشور مقصد) موجب ایجاد تنش ها و یا درگیری هایی گردد و بدین سان نظم و امنیت منطقه ای و بین المللی را با چالش روبرو سازد. مهاجرت هایی که به طور مستقیم و صرفا به دلیل آسیب های ناشی از تغییرات آب و هوایی رخ می دهند، طبعا می توانند به تنش های اجتماعی و خشونت های مقطعی در مناطق مهاجر پذیر منجر گردند ( Nordas& Gleditsch, 2007, 632).موج مهاجرت می تواند تیرگی روابط و دشمنی میان دولت های مبدأ و مقصد را نیز باعث شود. کشورهای مقصد متهم  به پناه دادن به فراریان و حمایت از آنان، و کشورهای مبدأ مقصر ایجاد مهاجرت و رانده شدن فراریان به کشورهای همسایه معرفی می شوند. درگیری میان گروه های مهاجر با دولت های خویش می تواند سرانجام به جنگ میان دولت های مهاجر فرست و مهاجر پذیر منتهی گردد (others, 2007, 6& Gleditsch).

3-اثرات تغییرات آب وهوایی بر تولیدات کشاورزی

قسمت اعظم زمین های دیم کم بازده با مشکل کاهش شدید کیفیت خاک روبرو هستند. در کشت های آبی، مسئله کمبود و قحطی آب جدی است. متغیرهای اصلی آب و هوا نظیر دما، میزان تابش خورشیدی، و غلظت Co2  اتمسفری برای تولیدات کشاورزی بسیار اهمیت دارند. بنا بر نتیجه گیری  IPCC،  افزایش غلظت  Co2 در رشد انواع غلات موثراست؛ در حالیکه افزایش دمای ناشی از گرم شدن زمین منجر به بیماری عمیق سنبلک در برنج، از بین رفتن گرده افشانی در ذرت، تغییر زمان کشت بهاره گندم و کاهش تولید سیب زمینی می شود. شواهد حاکی از آن است که زمین های کشاورزی نسبت به تغییرات آب و هوا بسیار آسیب پذیر هستند. در دماهای بالاتر نیاز گیاهان به آب در اثر تبخیر بیشتر، افزایش و میزان تولید در اثر کمبود آب، کاهش می یابد. شواهد حاکی ازآن است که اگرچه افزایش غلظت دی اکسید کربن اتمسفری باعث افزایش تولید محصولات کشاورزی می گردد، ولی اثرات سوء ناشی از افزایش دما نظیر افزایش شدت تبخیر، کاهش حجم و کیفیت منابع آبی و کاهش نزولات آسمانی باعث کاهش تولیدات کشاورزی علی الخصوص اراضی تحت کشت دیم می گردد (احدی وخلیلی، 3:1388 -4).

4-تروریسم و تغییرات آب وهوایی

پاره ای از نوشته های اخیر در باب تغییرات آب وهوایی و امنیت، بر عواقب سنگین این تغییرات برای کشورهای ثروتمند تاکید کرده اند. به زعم آنان، تغییرات آب و هوایی و مصائب ناشی از آن، منجر به محرومیت بیشتر، کشمکش و درگیری های خشونت بار، مهاجرت و فرار ناراضیان از مناطق محروم جهان سوم می گردند و می تواننند خطر "تروریسم"  را گسترش دهند. این مسئله تهدیدی علیه امنیت بین الملل خواهد بود و به تبع آن، مناطق و کشورهای توسعه یافته و صنعتی جهان را نیز درگیر خواهد ساخت. چنانچه به عنوان مثال، اندونزی بیشترین جمعیت مسلمان (حدود 88درصد از کل  5/245میلیون نفر) و گروه ها وجریانات افراطی متعددی را در خود دارد. وجود یک دمکراسی شکننده، بی ثباتی سیاسی و تاریخچه ای طولانی از جنبش های جدایی طلب، از دیگر خصوصیات این سرزمین می باشند. ازطرفی مجمع الجزایر و جنگل های وسیعش، آن را در برابر تغییرات آب و هوایی به شدت آسیب پذیر ساخته است. در حقیقت اندونزی، پتانسیل لازم را برای بروز و تشدید نارضایتی و نیز مهاجرت در شرایط نامساعد جوی را داراست و اگر حکومت آن نتواند در شرایط بحرانی و در برابر بلایای طبیعی احتمالی، به گونه ای کارا و موثر عمل کند، این مسأله می تواند گروه های رادیکال و جدایی طلب را به سمت چالش با دولت سوق دهد و پیامدهای این نارضایتی و تنش ها، منافع دنیای غرب را با تهدیداتی جدی مواجه سازد ( Busby, 2007, 7-8).

5- قطب شمال و تنش برسرمنابع انرژی

تغییر آب و هوا اثرات گوناگون و گاهی پارادوکسیکال بر امکان دستیابی به منابع انرژی بویژه نفت وگاز خواهد داشت. در گذشته دسترسی به منابع استراتژیک در برخی مناطق کره زمین به دلیل شرایط جوی با دشواری هایی روبرو بود. بویژه امکان سرمایه گذاری و استخراج نفت و گاز طبیعی در نواحی قطبی بسیار پر هزینه و به دلیل یخبندان های طولانی آسیب پذیر می نمود. هرگونه تغییر در آب و هوا که به تسهیل استخراج این منابع در قطب شمال اثر گذارد، نقش مهمی در واکنش بازیگران زیاده خواه بین المللی خواهد داشت؛ زیرا ذخایر ارزشمند نهفته در بستر قطب شمال یک عامل حیاتی برای اقتصادهای ملی و بازار تجارت جهانی است. در این میان، اقیانوس منجمد شمالی در حال ذوب شدن است. کلاهک های یخچالی قطب شمال در مقایسه با 50 سال گذشته به نصف رسیده است. گرمایش جهانی یک جنب و جوش وتقلای تازه برای تصرف سرزمین های جدید و اکتشاف ذخایر طبیعی سودآور در بین پنج قدرت مجاور قطب شمال پدید آورده است. منطقه قطب شمال در حال حاضر توسط هیچ هنجار و مقررات چند جانبه ای اداره نمی شود زیرا کسی انتظار نداشت روزی این منطقه تحت تأثیر گرمایش زمین به یک گذرگاه آبی قابل کشتیرانی و مکانی برای استخراج انرژی و گسترش تجارت تبدیل شود. نشانه ها حاکی از آن است که قطب شمال می تواند آخرین ذخایر هیدروکربن کشف نشده بر روی زمین را درخود داشته باشد. بررسی های زمین شناسی ایالات متحده و شرکت نفت استات اویل نروژ تخمین می زنند که این منطقه یک چهارم ذخایر نفت و گاز جهان را در خود داشته باشد. موقعیت استراتژیک قطب شمال و منابع عظیم ثروت آنرا برای منافع ملی حائز اهمیت می سازد. گرچه ذوب شدن یخ های قطب شمال آینده خوبی برای آن منطقه تداعی می کند، اما عواقب ناگواری را نیز به دنبال خواهد داشت. ترکیب تحولاتی همچون گشایش راه های کشتیرانی جدید، وجود میلیاردها دلار ذخایر بالقوه نفت و گاز یک تصویر مبهم و نامشخص از نظر مالکیت بر منطقه، یک معجون کشنده خواهد ساخت. قطب شمال همواره منجمد بوده است اما به موازات آب شدن یخ های قطبی و از آنجایی که مشخص نیست چه قوانینی باید در این منطقه اعمال گردد، رقابت دولت ها متعاقبا شدت خواهد گرفت و حتی شاید پای مصرف کنندگان تشنه انرژی چون چین راهم به منطقه بکشاند. چنین هرج و مرجی اگر بوسیله شیوه های دیپلماتیک فیصله نیابد، می تواند نوعی بحران نظامی را در آن منطقه ایجاد کند (رومی، 1387 :779 ).

6-کمبود آب شیرین و امنیت

آب شیرین به منزله منبعی نادر، نقش مهمی در ژئوپلتیک جهان دارد. کره زمین را سیاره آبی نامیده اند به این دلیل که  71درصد از سطح آن پوشیده از آب دریاها و اقیانوس هاست. آبی که تا این حد در روی کره زمین گسترش یافته، شور و غیرقابل شرب است و آب شیرین و قابل شرب فقط 6/ 2 درصد آن را تشکیلی می دهد که در واقع نادر و کمیاب است. نیمی از آب شیرین موجود در روی کره زمین به صورت یخچال های طبیعی در قطب شمال، قطب جنوب و کوه های مرتفع قرارگرفته که دسترسی به آن آسان نیست. امروزه مصرف آب نسبت به اوایل قرن 20،17برابر شده است که به دلیل رشد جمعیت، تحولات تکنولوژیکی، رشد و افزایش شهرنشینی، بالا رفتن سطح کیفی و کمی زندگی و....می باشد. اگرچه ذخایر آب سطح زمین از مدت ها قبل به عنوان یک منبع قابل احیا محسوب شده است، این ذخایر در سطح جهانی مورد تهدید قرار گرفته اند. بیش از 40درصد از کشورهای دنیا، به دلیل رشد جمعیت، توسعه آبیاری کشاورزی، سد سازی، آلودگی آب و استفاده از آب در صنایع  با کم آبی روبرو هستند، نیاز به آب هر ساله 3/ 2درصد افزایش می یابد (جاجرمی و پیشگامی فرد،1392 :207-209). گرم شدن زمین مقدار بارش برفی در زمستان را کاهش خواهد داد و در نتیجه الگوی جریان فصلی رودخانه ها در اثر کاهش جریان آب بهاره حاصل از ذوب برف تغییر خواهد کرد (احدی و خلیلی، 1388 :2). پیش بینی می شود که تنش های منطقه ای آینده برسر ذخایر آب شیرین به دلیل روند روبه رشد جمعیت و تلاش دولت ها برای صنعتی شدن و رسیدن به حد دالخواه توسعه، افزایش  یابد. اختلال در نوسانات بارندگی موجب وقوع خشکسالی و یا سیلاب ها گشته که دسترسی به آب شیرین را با مشکلاتی مواجه می سازد.

حدود 45 میلیون نفر در 29 کشور جهان با کمبود آب مواجه اند و دو  سوم جمعیت دنیا تا سال 2025 تحت فشارهای ناشی از کمبود آب خواهند بود. به همین دلیل، تلاش برای دستیابی به آب، بطور قابل توجهی به درگیری در مناطق بی ثبات (شامل مناطقی در آفریقای شمال

منابع:

1- احدی، محمد صادق و مریم خلیلی یادگاری، (1388)؛ "ارزیابی آسیب پذیری و انطباق در قبال پدیده تغییر آب و هوا"، خبرنامه تغییر آب و هوا، بولتن شمارۀ 19.

2- احمدی، رحیمی هرآبادی، سیدعباس نجفی و سعید محمدسعید،(1393)،«گرمایش جهانی و جایگاه آن در تحولات ژئوپلیتیک نظام جهانی»،پژوهش های جغرافیای انسانی،دوره 46، ش2.

3- اخوان کاظمی، مسعود و سارا ویسی،(1395)،«تحلیل تأثیرات تغییرات آب وهوایی و چالش ها و فرصت های ناشی از آن بر بحران های منطقه ای»، فصلنامه پژوهشهای جغرافیای انسانی.

4- افتخاری، اصغر.(1379). "امنیت پژوهی از منظر طبیعت"، روزنامه جام جم، 10/8/79

5- افتخاری، اصغر (1380). "فرهنگ امنیت جهانی"، در مک کین لای، آر. دی لیتل، امنیت جهانی: رویکردها و نظریه ها، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1380،صص 29-14.

6- افتخاری، اصغر. (1382). "روش شناسی اثباتی در مطالعات امنیتی"، فصلنامه مطالعات راهبردی، شماره 19.

7- بحرایی، حمید، سید محمد هادی ایازی، محمد علی رجایی، و حمزه احمدی، (1390)؛ "تحلیل آماری سیتوپتیکی پدیده گرد و غبار در استان ایلام "، فصلنامه علمی پژوهشی نگرش های نو در جغرافیای انسانی، سال چهارم، شماره اول.

8- تقدیسیان، حسین و سعید میناپور،(1382)، تغییر آب وهوا، تهران: سازمان محیط زیست،دفتر طرح ملی تغییر آب وهوا.

9- جاجرمی، کاظم، زهرا پیشگامی فرد، و حجت مهکویی (1392)؛ " ارزیابی تهدیدات زیست محیطی در امنیت ملی ایران"، فصلنامه راهبرد، سال 22، شمارۀ 67.

10- چکشی، بهاره (1391)؛ "بررسی تغییرات اقلیمی و پدیده گرمایش جهانی و تأثیر آن بر اکوسیستم های زیستی کره زمین"،اولین همایش بیابان.

11- درخشان بابائی،فرزانه،(1393)،«گرمایش جهانی»، فصلنامه رشد آموزش جفرافیا، دوره بیست و نهم،شماره2.

12- رومی، فرشاد (1387)؛ " امنیت نظام بین الملل در پرتو تغییرات آب و هوایی"، فصلنامه سیاست خارجی، سال 22، شمارۀ 3.

13- سازمند، بهاره (1392)؛ " تغییر اقلیم و امنیت زیست محیطی جنوب شرقی آسیا؛ واکاوی فعالیت های آ سه آن"، فصلنامه سازمان های بین المللی، سال اول، شمارۀ 2.

14- شمشیری، سیروس و رضا جعفری، (1393)؛ " آشکار سازی و پهنه بندی ریز گردهای استان کرمانشاه با استفاده از تصاویر ماهواره ای MODIS"، فصلنامه بوم شناسی کاربردی، سال اول، شمارۀ 8.

15- طوفان، مسعود (1389)؛ " چالش ها و چشم انداز همکاری های منطقه ای در مهار ریز گردها"، فصلنامه سیاست خارجی، سال 24، شمارۀ 4.

16- عبدالهی، محسن،(1389)، «تغییرات آب و هوایی: تأملی بر راهبردها و تدابیر حقوقی سازمان ملل متحد»، فصلنامه حقوق،دوره 40،شماره1.

17- علیزاده، عمران و زهرا پیشگاهی فر، (1390)،«امنیت زیست محیطی و تحول مفهوم امنیت در قرن21»، چشم انداز جغرافیایی(مطالعات انسانی)، سال ششم، شماره 14.

18- کاویانی راد، مراد (1389)؛ " تحلیل فضایی مخاطرات محیطی و بحران های بوم شناسی در ایران"، فصلنامه مطالعات راهبردی، سال 13، شمارۀ 2.

19- کاویانی راد، مراد،(1390)،«امنیت زیست محیطی از منظر ژئوپلیتیک»، نشریه تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی، جلد20، شماره 23.الف

20- کاویانی راد، مراد،(1390)،«پردازش مفهوم امنیت زیست محیطی(رابطه امنیت و اکولوژی)»،فصلنامه ژئوپلیتیک، سال هفتم، شماره3.

21- کریم دوست، شهریار و لیلا اردبیلی، (1389)؛ " بررسی پدیدۀ گرد و غبار و اثرات زیست محیطی آن"، چهاردهمین همایش انجمن زمین شناسی ایران و بیست و هشتمین گردهمائی علوم زمین، 25 الی 27 شهریور ماه.

22- لطفی،حیدر، محمد حسن نامی، جعفر حسن پور و حمید بحیرایی، (1390)، «امنیت زیست محیطی و سیاستگذاری امنیت ملی»، فصلنامه نگرش های نو در جغرافیای انسانی، سال سوم، شماره4.

23- نامی، محمد حسین، علیرضا عباسی سمنانی، و مهدی صمدی، (28 الی 30 بهمن 1391)؛ "بررسی اثرات و نتایج گرم شدن کره زمین و بالا آمدن آب دریای مکران و خلیج فارس و سواحل و جزایر جنوبی کشور در 50 سال آینده"، اولین همایش ملی توسعه سواحل مکران و اقتدار دریایی جمهوری اسلامی ایران،.

24- نواری، علی،(1393)،«تأملی بر عملکرد جامعه بین المللی در برابر تغییرات آب و هوایی»، پژوهش های محیط زیست، سال پنجم، شماره 9.

 

1-Busby, Joshua W. (2007), “Climate Change and National Security, an Agenda for Action”, CFR NO.32, November, Council on Foreign Relations.

2-Christiansen, J. H., Hewiston, A. Chen., Gao, X., Held, I., Jones, R., Kolli, R. K.,Kwon, W-T., Laprise, R., Magana Rueda, V., Mearns, L., Menendes, C.G., Raisanen, J., Rink, A. Sar& Whetton, P (2007), Regional Climate Projections. In: Climate Change 2007: the Physical Science Basis. Contribution of WorkingGroup I to Fourth Assessment Report of the International Panel on ClimateChange [Solomon, S., Qin, D., Manning, M., Chen, Z., Marquis, M., Averyt, K. B., Tignor, M& Miller, H. M (eds)],Cambridge University Press, Cambridge, United Kingdom & New York, NY, USA

3-Dupont, Alan& Pearman, Graeme (May 2006), Heating UP the Planet Climate Change and Security, Lowly Institute Paper12. Gleditsch, Nils Petter. Nordas, Ragnhild& Saleyean, Idean (2007), “Climate Change and Conflict: the migration link, coping with crisis”, Working PaperSeries.

4-Hanjra, Munir a& Qureshi M. Ejaz (2010), ”Global Water Crisis & Future Food Security in Era of Climate Change”, Food Policy, 35.

5-IPCC (2001), Working Group III: Polar Regions (Arctic and Antarcti)

6-IPCC (2007)b, Climate Change 2007: Synthesis Report. Contribution of Working Groups I, II& III to the Fourth Assessment Report of the Intergovernmental Panel on Climate Change [Core writing team et al.(eds [

7-IPCC (2007)c, Summary for Policy Makers, in Parry, M.L., Canziani, Palutikof, J.P, Van der Linden, P. J., & Hanson, C.E.(eds), Climate Change 2007: Impacts, Adaptation & Vulnerability. Contribution of Working Group II to the Fourth Assessment Report of the Intergovernmental Panel on Climate Change, Cambridge, UK: Cambridge University Press.

8-Lee, James (2009), Climate Change and Armed Conflict, Hot and Cold War, Rutledge studies in peace and conflict resolution, series editors by Tom Woodhouse & Oliver Ramsbotham London and New York,

9-Nordas, Ragnhild& Gleditsch, Nils Petter (2007), “Climate Change and Conflict”, Political Geography, 26.  

10-Serreze, M. C., M. M. Holland, & J. Stoeve (2007), Perspectives on the Arctic’s shrinking sea-ice cover, Science, vol. 315, 1533-1536

11-John berg, 2009, statistics and numbers, at: http://bpdandesh.ir/detailnews

12-Wisner, Ben., Forthham, Maureen., Kelman, IIan., Johnston, Barbara Rose., Simon, David., Lavell, Allan., Brauch, Hans Gunter., Spring, Ursula Oswald., Wilches- Chaux, Gustavo., Moench, Marsul & Weiner, Daniel (2007), Climate Change and Human Security, 15 April, at: Html & http://Www.radixonline.org/cchs.doc

13-Pelling, Mark& Uittob, Juha (2001), “Small island Developing State: Natural Disaster Vulnerability & Global Change”, Environmental Hazards, 3.