نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 دانشیار روابط بین الملل، گروه علوم سیاسی، دانشگاه اصفهان

چکیده

چکیده
با استناد به شواهدی که برخی منابع آمریکایی‌ ارائه می‌کنند روسیه با تکیه بر توان سایبری و عملیاتی از پیش طراحی شده توانست بر انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا اثرگذار باشد و با بکارگیری تکنولوژی‌های فضای سایبری، اهداف سیاسی خود را در زمانی که به آن عصر پساحقیقت می‌گویند تعقیب نماید. از اینرو پرسش اصلی مقاله حاضر آن است که روسیه چگونه در انتخابات 2016 ریاست جمهوری آمریکا مداخله کرده و اساسا هدف روسیه از این مداخله چیست؟ فرضیه مقاله که به روش توصیفی – تحلیلی بررسی جعلی و اطلاعات گزینشی بر روند انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اثرگذار بوده و فرصت پیروزی هیلاری کلینتون را کاهش و شانس ترامپ شده این است که از نظر کارشناسان و نهادهای اطلاعاتی آمریکا، عناصری در روسیه با بکارگیری فناوری‌های فضای مجازی نظیر رسانه‌های اجتماعی، ربات‌ها و ترول‌ها و با نشر اخبار را افزایش داده، که این مهم به نوبه خود موجب تضعیف اعتماد مردم به نهادهای سیاسی آمریکا و همچنین تشدید رقابت مسکو-واشنگتن شده است. هر چند روسیه رسما و مکررا چنین مداخله‌ای را از سوی منابع دولتی تکذیب کرده؛ ولی نگارندگان با توجه به شواهد ارائه شده از «جامعه اطلاعاتی آمریکا»  و «مدیر اطلاعات ملی آمریکا» در 2016 و همچنین «گزارش رسمی رابرت مولر» در سال 2019 که در آن 26 شخص و سه نهاد روس را متهم به مداخله سایبری کرد فرض بر مداخله عناصری از خاک روسیه (نه ضرورتا دولت روسیه) در انتخابات مزبور می‌گذارند. این مقاله، چگونگی و پیامدهای این مداخله را می‌کاود.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Analysis of the Method and Political Objectives of Cyber Intervention Elements Associated with Russia in the US Presidential Election of 2016

نویسندگان [English]

  • Saeedeh Moradifar 1
  • ali omidi 2

1 Associate Professor of International Relations, Department of Political Science, University of Isfahan

2 Associate Professor of International Relations, Department of Political Science, University of Isfahan

چکیده [English]

 
Abstract:
Based on evidence provided by the Americans, Russia was able to influence the US presidential election in 2016. Moscow by using its cyberspace technologies could pursue its political goals at a time which it is called post-truth era. Therefore, the main question of this article is how Russia intervened in the presidential election in 2016 and basically what Russia main goal was for this intervention. The hypothesis of this article, which has been analyzed by descriptive-analytic method, is that Russia influenced by the use of cyberspace technologies such as social media, robots and trolls, with the propagation of fraudulent news or selective information to undermine Hillary Clinton's opportunity to win and therefore boost the candidacy of Donald Trump. This issue in turn undermined the US public's confidence in the political institutions and has brought about the intensification of Moscow-Washington relations afterwards. Although Russia officially and repeatedly denied such an intervention by government sources, But the authors, according to the evidence presented by the "United States Intelligence Community" and "the Director of National Intelligence" in 2016, as well as the "Robert Müller Report" in 2019, in which 26 individuals and three Russian entities were charged with cyber – intervention, It assumes the intervention of elements from the Russian soil (not necessarily the Russian government) in the election. This article investigates the consequences of this intervention.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Post-truth
  • social media
  • intelligence warfare
  • cyber influence
  • intervention

تحلیل روش و اهداف سیاسی مداخله سایبری عناصر منسوب به روسیه در انتخابات ریاست جمهوری2016 آمریکا

 

سعیده مرادی فر

 دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

علی امیدی[1]  

دانشیار روابط بین الملل، گروه علوم سیاسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

 (تاریخ دریافت 13/10/97- تاریخ تصویب 5/5/98)

چکیده

با استناد به شواهدی که برخی منابع آمریکایی‌ ارائه می‌کنند روسیه با تکیه بر توان سایبری و عملیاتی از پیش طراحی شده توانست بر انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا اثرگذار باشد و با بکارگیری تکنولوژی‌های فضای سایبری، اهداف سیاسی خود را در زمانی که به آن عصر پساحقیقت می‌گویند تعقیب نماید. از اینرو پرسش اصلی مقاله حاضر آن است که روسیه چگونه در انتخابات 2016 ریاست جمهوری آمریکا مداخله کرده و اساسا هدف روسیه از این مداخله چیست؟ فرضیه مقاله که به روش توصیفی – تحلیلی بررسی جعلی و اطلاعات گزینشی بر روند انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اثرگذار بوده و فرصت پیروزی هیلاری کلینتون را کاهش و شانس ترامپ شده این است که از نظر کارشناسان و نهادهای اطلاعاتی آمریکا، عناصری در روسیه با بکارگیری فناوری‌های فضای مجازی نظیر رسانه‌های اجتماعی، ربات‌ها و ترول‌ها و با نشر اخبار را افزایش داده، که این مهم به نوبه خود موجب تضعیف اعتماد مردم به نهادهای سیاسی آمریکا و همچنین تشدید رقابت مسکو-واشنگتن شده است. هر چند روسیه رسما و مکررا چنین مداخله‌ای را از سوی منابع دولتی تکذیب کرده؛ ولی نگارندگان با توجه به شواهد ارائه شده از «جامعه اطلاعاتی آمریکا»  و «مدیر اطلاعات ملی آمریکا» در 2016 و همچنین «گزارش رسمی رابرت مولر» در سال 2019 که در آن 26 شخص و سه نهاد روس را متهم به مداخله سایبری کرد فرض بر مداخله عناصری از خاک روسیه (نه ضرورتا دولت روسیه) در انتخابات مزبور می‌گذارند. این مقاله، چگونگی و پیامدهای این مداخله را می‌کاود.

 

واژه‌های کلیدی: پسا حقیقت، رسانه‌های اجتماعی، جنگ اطلاعاتی، نفوذ سایبری.

 

1. مقدمه

امروزه اخبار جعلی الزاماً به معنای خبرهای دروغ و افتراآمیز نیست بلکه اغلب به معنی اخباری است که اعتقادات پیشینی اشخاص را مورد حمله قرار می‌دهد و اعتقادات دیگری را جایگزین آن می‌کند. این ویژگی جهان معاصر را عصر «پساحقیقت» می‌نامند (Rochlin, 2017). پساحقیقت[2] واژه‌ای است که در سال 2016 توسط واژه‌نامه آکسفورد بکار برده‌شده (Oxford Dictionaries,2017) و دو عامل در بکارگیری این واژه تأثیر بسزایی داشته‌است. یکی برگزاری رفراندم در بریتانیا برای خروج این کشور از اتحادیه اروپا (برگزیت) و دیگری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2016. در هر دو مورد اخبار و اطلاعات جعلی بشدت بر افکار عمومی اثرگذار بوده‌است. از آنجا که هر مفهومی که کشف می‌شود کارویژه خاص خود را دارد اصطلاح پساحقیقت نیز از این امر مستثنی نبوده و برای توصیف اثرگذاری اخبار جعلی بر افکار عمومی بکار می‌رود. هاتچینگز نیز به تاسی از فرهنگ آکسفورد معتقد است پساحقیقت می‌تواند برای توصیف رفتار اطلاع‌رسانی نادرست و کذب عمدی بویژه در «جنگ اطلاعاتی» بعنوان یکی از اجزای جنگ نرم مورد استفاده قرار گیرد (Hutchings, 2017: 2).

توجه به این نوع جنگ در جنگ سرد مجازی، در اعتراضات خیابانی 12-2011 روسیه، با بسیج مردم بوسیله فضای مجازی (شبکه‌های اجتماعی) بوضوح دیده شده‌است. رهبران معترضان همچون ناولنی[3] از انواع مختلفی از شبکه‌های اجتماعی (توئیتر، فیس‌بوک) برای تحریک اهالی مسکو برای شرکت در تجمعات استفاده‌کردند (Park, 2014: 498). در واقع تصمیم پوتین در سال 2011 برای شروع دوره سوم ریاست جمهوری روسیه موجب بروز جنبشی اعتراضی گسترده‌ای علیه وی شد. هزاران نفر از تظاهرکنندگان خواستار استعفای وی در سراسر کشور شدند. برخی از نزدیک‌ترین متحدان وی با الحاق به اپوزیسیون موجب بروز شکاف بین نخبگان کرملین شدند. پوتین بر این باور بوده که کلینتون (وزیرامورخارجه وقت آمریکا) علایمی را برای بازیگران خاصی (مخالفین پوتین) در روسیه ارسال کرده و و برخی از اعتراضات علیه سیاست‌های پوتین در داخل شوروی به تحریک عناصر حزب دمکرات آمریکا، خصوصاً خانم کلینتون، صورت گرفت. لذا از دیدگاه پوتین این حمایت، «سناریوی از پیش طراحی شده» بود که سبب تحریک بی‌ثباتی و تضعیف روسیه می‌شد (Nation, 2012: 381). این امر موجب بروز استراتژی ضد آمریکایی بعنوان یکی از مهم‌ترین اقدامات پوتین در واکنش به ظهور جنبش اعتراضی مخالف غیرمنتظره پس از انتخابات دوما در دسامبر 2011 شد (Stent, 2012: 123).

اساساً با توجه به شکاف صورت گرفته بین مسکو-واشنگتن در دوره اوباما بر سر مسئله اکراین، آشتی دو کشور با ادامه حاکمیت این حزب امکان پذیر نمی‌باشد؛ خصوصاً اینکه ترامپ در اثنای رقابت‌های انتخاباتی شخصیت پوتین را می‌ستود. برای گریز از سناریویی که در آن وزیر امورخارجه (هیلاری کلینتون) به رئیس جمهور آمریکا تبدیل شود، تحلیلگران آمریکایی معتقدند تلاش مسکو این بوده که یکپارچگی آمریکا را با نفوذ در رای‌دهندگان تغییر دهد (Shuya, 2018: 10). لذا از این منظر، روسیه بدنبال اثرگذاری بر مخاطبان آمریکایی خود از طریق نشر اطلاعات غلط، دستکاری شده و استفاده از بدافزارها (Zakem et al, 2017: 17)، برای اثرگذاری بر انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا بود. از نظر تحلیگران آمریکایی، این اقدام روسیه در بهره‌گیری از فضای مجازی برای اثرگذاری بر تحولات سیاسی سایر کشورها نه تنها نمایانگر سرمایه‌گذاری زیاد روسیه روی اینترنت و فضای مجازی بعنوان بخشی از قدرت بوده (Peters, 2017: 2)، بلکه پاسخی برای رفتارهای مشابه غرب (Zakem et al, 2017: 17) در جنگ سرد دیجیتال بوده ‌است. اما مسکو چنین تحلیل‌ها و ادعاهایی را مردود می‌داند و معتقد است اگر هکرهایی از خاک روسیه انتخابات آمریکا را هدف قرار دادند آنها بر اساس علایق شخصی خود این کار را انجام دادند؛ نه اینکه از سوی مسکو برای این کار اجیر شده باشند. به نظر پوتین، حتی افراد ادعایی گزارش رابرت مولر در سال 2019 مبنی بر مشارکت 26 فرد روسی و سه سازمان در مداخله سایبری انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا، ممکن است توسط عناصری از حاکمیت آمریکا استخدام شده بودند تا از بهبودی روابط دو کشور جلوگیری کنند. پوتین این مزدوران سایبری را اکراینی و تاتار یا یهودی می‌داند، نه روس (Smith, 2019)

بر این اساس، ظرف سه سال گذشته (2016-2019)، این گمانه در آمریکا قوت گرفته است که روسیه هزاران نفر را برای ایجاد و عرضه اخبار جعلی ضد کلینتون بکار گرفته‌بود که عمده‌ترین هدف آن جلوگیری از پیروزی کلینتون از یک سو و از کار انداختن و بی‌اعتبار ساختن نهادهای دموکراتیک در آمریکا از دیگر سو بود. اعتقاد بر این است که هکرهای روسی مسئولیت نشت و افشاء ایمیل‌های مقامات حزب دموکراتیک را بر عهده داشتند Vasu et al, 2018: 8)). ارتش گسترده هکرهای تحت کنترل روسیه در فضای مجازی (رسانه‌های اجتماعی) با بکارگیری مجموعه‌ای عظیم از ربات‌ها و ترول‌ها، اخبار جعلی را در داخل و خارج روسیه نشر دادند (Woolley, 2016) و با این شیوه توانستند روندهای محبوبیت‌های افراد و گفتگوهای اجتماعی را در انتخابات مهندسی کنند (Ludes & Jacobson, 2017: 3).

این در حالی است که دولت آمریکا، نهادها و دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتیِ آن که خود سال‌ها پیشرو و بانی حملات سایبری و خرابکاری الکترونیکی در کشورهای دوست و دشمن در اقصی نقاط جهان بوده‌اند؛ اکنون مدعی هستند که حملات در فضای مجازی با اهداف سخت (خرابکاری‌) و نرم (دستکاری افکار عمومی) اکثراً تحت حمایت بازیگران دولتی، عمدتاً توسط کشورهایی همچون روسیه، چین و ایران راه‌اندازی می‌شوند (Mazzetti & Sanger, 2013). با توجه به این واقعیات، پرسش اصلی این مقاله آن است که عناصر سایبری روس چگونه در انتخابات 2016 ریاست جمهوری آمریکا مداخله کرده و اساساً هدف از این مداخله چه بود؟ فرضیه مقاله که به روش توصیفی – تحلیلی بررسی شده آن است که عناصری از روسیه با بکارگیری فضای مجازی، نظیر رسانه‌های اجتماعی، ربات‌ها و ترول‌ها با نشر اخبار جعلی و اطلاعات گزینشی برروند انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اثرگذار بوده و فرصت پیروزی کلینتون را کاهش و شانس ترامپ را افزایش داده، که این مهم به نوبه خود موجب تضعیف اعتماد مردم به نهادهای سیاسی آمریکا و همچنین تشدید رقابت مسکو-واشنگتن شده است. مقاله حاضر در سه محور اصلی سازماندهی شده‌است. نگارندگان در ابتدا به تحلیل تئوریک مفهوم جنگ اطلاعاتی و نفوذ سایبری پرداخته‌اند و در ادامه به ابعاد و شواهد فنی نفوذ سایبری عناصر منسوب به روسیه در انتخابات 2016 آمریکا مبادرت ورزیده‌اند. در پایان نیز هدف اصلی نفوذ سایبری منسوب به مسکو از جهت سیاسی تحلیل شده است.

 

2. نبرد سایبری[4] و جنگ اطلاعاتی[5]

نبرد سایبری یا اطلاعاتی محصول عصر اطلاعات است که در آن تاکید بسیاری بر روی فناوری‌های اطلاعاتی و اطلاعات به عنوان تسلیحات شده ‌است (Mulvenon, 1999: 180). اطلاعات در این نوع نبرد در حکم قلمرو، سلاح و هدف بشمار می‌رود (Wilson, 2004:2). نبرد اطلاعاتی توسط جوامع و ارتش‌های پیشرفته توسعه می‌یابد. تسلیحات این نوع نبرد تنها می‌تواند در برابر دشمنی مورد استفاده قرار گیرد که دارای قابلیت‌های پیشرفته مشابهی باشد (Haeni, 1997: 3).

این نوع نبرد نسبتاً جدید بوده و اصطلاح نبرد اطلاعاتی دارای معانی مختلفی نیز بوده‌است (Haeni, 1997: 4). لذا می‌توان شاهد فقدان وجود تعریف رسمی برای تبیین مفهوم نبرد اطلاعاتی بود. این امر در حالی است که نبرد اطلاعاتی بطور معمول بعنوان بکارگیری و مدیریت اطلاعات برای پیگیری مزیت‌های رقابتی، از جمله تلاش‌های تدافعی و تهاجمی مفهوم‌سازی می‌شود (Theohary, 2018: 1). بنابراین این نبرد نه تنها دارای بعد نظامی بوده بلکه برای توصیف «جنگ» در اینترنت مورد استفاده قرار می‌گیرد (Haeni, 1997: 4). در ابتدا اصطلاح نبرد اطلاعاتی تنها براساس استفاده از فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی برای شکست زیرساخت‌های اطلاعاتی بمنظور اخلال در آنها یا دستیابی به اطلاعات و اطلاعات مرتبط به منابع حریف، استراتژی نظامی و.... تعریف می‌شده است (Taddeo, 2011:109). هاینی بر این باور بوده که نبرد اطلاعاتی اقدامات صورت گرفته‌ای است که برای دستیابی به برتری اطلاعاتی همراه با اثرگذاری بر اطلاعات دشمن، فرایندهای مبتنی بر اطلاعات، سیستم‌های اطلاعاتی و شبکه‌های مبتنی بر کامپیوتر می‌باشد و در عین حال دفاع از اطلاعات خود، پشتیبانی و دفاع از فرایندهای مبتنی بر اطلاعات سیستم‌های اطلاعاتی و شبکه‌های کامپیوتری خودی است (Haeni, 1997: 4). در واقع نبرد اطلاعاتی کاربرد فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی در یک استراتژی نظامی تهاجمی و تدافعی است. این نبرد با تأیید دولت‌ها به راه انداخته می‌شود و هدف از آن فروپاشی یا کنترل فوری منابع دشمن است که در محیط اطلاعاتی با عوامل و اهدافی در هر دو حوزه فیزیکی و غیرفیزیکی و با سطوح مختلف خشونتی آغاز می‌شود (Taddeo, 2011: 114).

نبرد اطلاعاتی یک حمله مبتنی بر اطلاعات است که شامل هرگونه تلاش غیرمجاز در کپی کردن اطلاعات و یا تغییر در اطلاعات و دستورالعمل‌های مرتبط به آن است. نبرد اطلاعاتی فراتر از محدوده کامپیوترها و شبکه‌های کامپیوتری است. این نبرد شامل عملیات‌های هدایت شده درباره اطلاعات به هر شکل ممکن و از طریق هر رسانه‌ای است؛ که می‌توان شاهد عملیات‌هایی بوده که بر ضد محتوای اطلاعاتی، سیستم‌های پشیبانی‌کننده و نرم‌افزارهای آن، دستگاه‌های سخت افزاری مخصوص ذخیره اطلاعات و دستورالعمل‌ها و همچنین شیوه‌ها و ادراکات انسانی انجام می‌شود (Wilson, 2004: 2).

دولت‌های رقیب و دشمن و حتی افراد حقیقی تلاش می‌کنند از طریق بکارگیری ابزارهای مختلف از جمله استخدام ترول‌ها، هکرها و دستکاری در محتوای تولید شده در فضای مجازی (از جمله رسانه‌های اجتماعی) توان بازدارندگی خود را افزایش دهند. دولت‌ها طیف مختلفی از اقدامات از جمله جلوگیری از دسترسی به رسانه‌های اجتماعی، شایعه‌ پراکنی در رسانه‌های اجتماعی و نیز تحمیل برداشت خود را برای اعمال قدرت خود در فضای مجازی بکار می‌گیرند (Jaitner, 2012: 17). در این میان، حملات سایبری به گزینه قدرتمندی در جنگ تبدیل شده­است و رقابت در فضای مجازی همانند فضای واقعی بین دولت‌ها در جریان می‌باشد. یکی از مهم‌ترین نمودهای این امر رقابت بین دو قدرت بزرگ، آمریکا و روسیه برای استفاده از فضای مجازی جهت اثرگذاری بر رویدادها و تحولات داخلی یکدیگر و دستیابی به نتایج دلخواه است. لذا می‌توان اینگونه بیان کرد که هک کردن سیستم‌های اطلاعاتی، نشر اخبار جعلی و ترندسازی در رسانه‌های اجتماعی، استفاده از ترول و ربات از اهمیت ویژه­ای در رقابت برخوردارند. (Nagy, 2012: 25). موارد ذیل ازجمله بسترهای لازم مداخلاتی عناصر منسوب به روسیه در انتخابات 2016 بشمار می‌روند که نگارندگان به تشریح مختصری از این مباحث پرداخته‌اند:

1. هک کردن سیستم‌های اطلاعاتی به معنای حمله برای ایجاد وقفه کامل در تناوب خاموشی سیستم‌‌ها، ایجاد خطای داده‌های تصادفی، سرقت اطلاعات، سرقت خدمات، نظارت بر سیستم‌های غیرقانونی (جمع‌آوری اطلاعات)، تزریق ترافیک پیام نادرست و دسترسی به اطلاعات می‌باشد (Libicki, 1995: 49-50).

2. خدماتی که در پرتو وب 2[6] حاصل شده امکان تعاملات اجتماعی از طریق رسانه‌ها را افزایش داده و آنچه اصطلاحاً «رسانه‌های اجتماعی» خوانده می‌شود به معنی واقعی کلمه تحقق پیداکرد. رسانه‌های اجتماعی اشکال مختلفی دارد؛ از جمله مجلات، انجمن‌های اینترنتی، وبلاگ‌ها، وبلاگ‌های اجتماعی، میکروبلاگینگ، ویکی‌ها، پادکست‌ها، سایت‌های اشتراک‌گذاری تصاویر و ویدئو و شبکه‌های اجتماعی. رسانه‌های اجتماعی نقش مهمی در ترویج ایده‌ها و اندیشه‌ها، از جمله در زمینه سیاست‌های داخلی و خارجی ایفا می‌کنند. بازیگران سیاسی و دولت‌ها در سراسر جهان، از رسانه‌های اجتماعی برای شکل دادن به زندگی عمومی مردم بهره می­گیرند (Baruah, 2012: 1).

3. یکی از اقداماتی که از طریق رسانه‌های اجتماعی می‌توان آنرا اعمال کرده و بر تحولات سیاسی کشورها از جمله انتخابات اثرگذار بود، اخبار جعلی است. اخبار جعلی به این صورت تعریف می‌شود: داستان و سرتیترهایی که به صورت آگاهانه نوشته شده و در وبسایت‌هایی که بنظر می‌رسد برای انتشار اخبار واقعی طراحی شده‌اند، منتشر می‌شود و از طریق رسانه‌های اجتماعی گسترش می‌یابد. هدف این نوع اخبار آن است که تا حد امکان تعداد قابل توجهی از مردم را وادار کنند که این گونه اخبار را در فضای مجازی لایک کرده و به اشتراک بگذارند، به این دلیل که کلیک بیشتر برای دریافت لینک به معنی دستیابی به پول بیشتر از طریق تبلیغات است. محرک اصلی که انتشار دهندگان اخبار جعلی را ترغیب می‌کند این است که تعداد زیادی از مردم فقط عناوین و سرتیترهای مقاله را می‌خوانند (Rochlin, 2017: 388). آنچه گفته شد یک تعریف موسع از اخبار جعلی است. تعریف مضیق اخبار جعلی عبارت است از اخباری که عمداً دروغ و نادرست است و می‌تواند خوانندگان را گمراه کند. در این تعریف دو ویژگی کلیدی وجود دارد: اصالت و نیت. اولاً، اخبار جعلی شامل اطلاعات غلط است که می‌تواند تا جایی که ممکن است متنوع باشد. ثانیاً، اخبار جعلی با نیت بد برای گمراه کردن مصرف‌کنندگان ایجاد شده‌است (Shu et al, 2017: 2).

4. استفاده از ربات‌ها در کمپین‌های سیاسی به اواسط سال 2000 باز می‌گردد؛ زمانی که در آمریکا از ربات‌ها برای پیوند نام سیاستمداران با داستان‌های خارق‌العاده درباره آنها استفاده می‌شد. با این وجود تنها در سال‌های اخیر بود که دامنه و پیچیدگی فعالیت‌های ربات‌ها در رسانه‌های اجتماعی نظیر توئیتر افزایش یافته است تا حدی که این ربات‌ها توجه بسیاری از بازیگران سیاسی و دولتی را به خود جلب کرده‌است (Stukal et al, 2017: 311). با در نظر داشت این موضوع می‌توان اینگونه ربات را تشریح کرد؛ ربات یا عامل نرم افزاری، برنامه کامپیوتری است که پایدار، مستقل و واکنش‌پذیر است. ربات‌ها توسط برنامه کدنویسی تعریف می‌شود که بطور مداوم اجرا می‌شود و می‌تواند توسط خودش فعال شود. آن‌ها تصمیمات را بدون دخالت و درک انسانی می‌گیرند و به اجرا در می‌آورند و با بستر و زمینه‌ای که در آن کار می‌کنند، سازگار می‌شوند. ربات‌های اینترنتی، همچنین به عنوان ربات‌های شبکه شناخته می‌شوند؛ ربات‌هایی که در اینترنت راه‌اندازی می‌شوند. آن‌ها بلافاصله بعد از ایجاد و گسترش شبکه جهانی وب ظاهر شدند. انواع مختلفی از ربات‌های اینترنتی وجود دارد که سیستم پیچیده تعاملات اجتماعی را تشکیل می‌دهند (Tsvetkova et al, 2017: 2).

5. یکی دیگر از موضوعات پراهمیت در نبرد سایبری بکارگیری ترول‌ها است. ترول‌ها افرادی هستند که به عمد و با هدف ایجاد حداکثر اختلاف، پیام‌های تحریک‌آمیزی را به گفتگوهای جمعی از جمله گروه‌های خبری یا گفتگوهای آنلاین ارسال می‌کنند. ترول کردن شامل اقداماتی از جمله شلعه‌ور ساختن، تهمت زدن یا حملات شخصی، تجلیل از افراد در قالب شوخی و سرگرم کردن جمع یا خارج کردن برخی از افراد از بحث است که عمدتاً خارج از مرزها و با حد و حدودهای پذیرفته شده‌است (Cheng et al, 2017: 12-18).

 

3. ابعاد فنی و شواهد موید دخالت عناصر منسوب به روسیه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

منابع آمریکایی ادعا دارند که عناصر منسوب به روسیه با بسیج و بهره‌برداری رسانه‌های جدید و قدیم از طریق عملیات اطلاعاتی، همواره در پی دستیابی به اهداف سیاست خارجی خود بوده است. از نظر این منابع، در واقع کرملین اطلاعات را به عنوان «سلاح» در نظر گرفته و رسانه را همواره به عنوان سلاحی فریبنده/پرت‌کننده جمعی حواس و ابزار غیررسمی در گسترش ارتش و دیپلماسی خود بکار گرفته است. ریشه این استراتژی به دوران اتحادجماهیرشوروی باز می‌گردد؛ زمانیکه شوروی روش‌هایی نظیر «کنترل انعکاسی» و «اقدامات فعال» را برای گمراهی، دستکاری اطلاعات و ترساندن مخالفان خود در غرب استفاده می‌کرد. اما اثربخشی این روش‌ها در طول جنگ سرد محدود بود. با این وجود، ظهور اینترنت و رسانه‌های اجتماعی فرصت‌های نوین قابل توجهی را برای جنگ اطلاعاتی کرملین ایجاد کرده‌است. هدف مسکو در بکارگیری اطلاعات و فضای سایبر، بعنوان عناصر حیاتی امنیت ملی در تعدادی از اسناد اخیر نظیر دکترین نظامی 2014، دکترین امنیت اطلاعاتی 2015 و استراتژی امنیت ملی 2015 مطرح شده‌است (Cordy, 2017: 8). بعنوان مثال در استراتژی امنیت ملی روسیه تا سال 2020، امنیت اطلاعات بعنوان جزء کلیدی امنیت ملی در نظر گرفته شده‌است (Zinovyeva, 2013: 39). در این اسناد روسیه به عنوان قربانی «تهاجم اطلاعاتی» غرب به تصویر کشیده‌است و بر ضرورت مقابله با تهدیدات اطلاعاتی برای حمایت حاکمیت و امنیت روسیه و توسعه ابزاری مؤثر برای نفوذ در افکار عمومی خارج از کشور تاکید دارد (Cordy, 2017: 8). کارشناسان آمریکایی مدعی‌اند که روسیه از ابزارهای سایبری، هک، ترول، ربات و رسانه‌های اجتماعی برای پیشبرد مؤثر کار خود استفاده کرده‌است. به نظر آنها، در حال حاضر هکرهای روسی با بکارگیری ابزارهای تبلیغاتی بروزرسانی شده، بواسطه رسانه‌های دولتی (نظیر راشاتودی، اسپوتنیک، ارتش حساب‌های رسانه‌ای جعلی) که بصورت خودکار عمل می‌کند، بر روند